انتخابات و شبکههای اجتماعی
احسان آذرینیا : در سالهای اخیر اثرگذاری شبکههای اجتماعی بر دیدگاه مخاطبان افزایش یافته و این روند ادامه پیدا خواهد کرد. بهویژه شبکههای اجتماعی بزرگ نظیر فیسبوک و توییتر بهدلیل تعداد بسیار زیاد اعضا، اثرات بزرگتر بر دیدگاه مردم و تحولات جاری آمریکا و حتی جهان دارند. یک نکته مهم این است که احزاب سیاسی برای پیشبرد اهداف خود و اثرگذاری بر دیدگاه رایدهندگان، به شیوههای گوناگون از این شبکهها استفاده میکنند.
صاحبنظران معتقدند شبکههای اجتماعی باید در شیوههای کاری خود تغییراتی پدید آورند تا امکان سوءاستفاده از آنها از میان برود یا بسیار کم شود. هدف شبکههای اجتماعی برقراری ارتباط بین کاربران بوده است؛ اما به شکلی اجتنابناپذیر، محتوای پستها و تبلیغات در این شبکهها بر مسائل سیاسی نیز اثر داشتهاند.
تعداد کاربران شبکههای اجتماعی با سرعت درحال افزایش است و این به معنای افزایش اثرگذاری آنها بر مسائل مختلف از جمله مسائل سیاسی است. تحلیلگران درباره نقش شبکههای اجتماعی در آینده نگرانیهایی دارند. برای مثال اگر این شبکهها به ابزاری برای جهت دادن به افکار عمومی تبدیل شوند، احزاب و نیروهای سیاسی میتوانند از آنها در جهت منافع خود که لزوما قابل قبول نیست، بهره ببرند.
نقش شخصیتهای پرطرفدار یا اینفلوئنسرها در شکلدهی به افکار عمومی بسیار مهم است. میزان اثرگذاری این گروه بر دیدگاههای نسل جوان درحال افزایش است و این به آن معناست که در انتخاباتهای آینده این گروه میتواند بر نتیجه انتخابات اثر گذارد. همواره انتقادهای مختلف درباره کارکرد شبکههای اجتماعی مطرح شده و مدیران این شبکهها باید به این انتقادها توجه کنند.
در مطالب حاضر به نقش شبکههای اجتماعی در تحولات سیاسی، نقش اینفلوئنسرها، دیدگاه مردم آمریکا درباره شبکههای اجتماعی و نقش فیسبوک در انتشار اخبار گمراهکننده اشاره شده است.