سیاستهای مهاجرتی
امروزه مهاجرت شهروندان کشورهای توسعهنیافته و در حال توسعه به کشورهای صنعتی یکی از مهمترین مسائل بینالمللی است. ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی این پدیده کشورهای بزرگی همچون آلمان، انگلیس و فرانسه را شدیدا نگران کرده است. در این بین گفته میشود که ایران یکی از مهمترین کشورهای مبدا مهاجران است و سالانه ایرانیان بسیاری به مقصد کشورهایی چون استرالیا، آلمان، انگلیس، کانادا و آمریکا مهاجرت میکنند.
این پدیده در سالهای اخیر کشورهای همجوار را نیز در برگرفته است و آمار و ارقام خرید خانه در کشورهای گرجستان و ترکیه سندی است بر درستی این ادعا. اغلب مهاجران به دلایل عدیدهای ، مهاجرت را تصمیمی درست میدانند و سختیهای بسیاری را به جان میخرند و حتی گاه زندگی خود و خانواده خود را با مهاجرتهای غیر قانونی به خطر میاندازند تا بتوانند در یکی از کشورهای مقصد به رویاهای خود برسند. این روند برای بسیاری از شهروندان و مهاجران این توهم را ایجاد کرده است که کشورهای مقصد با پذیرش آنان در واقع لطف و مرحمت خود را نشان میدهند و پذیرش آنان بهعنوان مهاجر برای آنان هزینههای عدیدهای دارد. این پرونده سعی دارد تا به این سوال مهم پاسخ دهد که مهاجران برای کشورهای مهاجرپذیر چه منافعی را به ارمغان آوردهاند و ارزش افزوده آنان برای کشورهای مقصد چه میزان بوده است؟ آیا مهاجران در این کشورها در برابر استفاده از خدمات عمومی که در نتیجه مالیات شهروندان کشورهای صنعتی طی دهههای متمادی بوده است، توانستهاند ارزش افزوده متناسبی تولید کنند و مالیات آن را نیز پرداخت کنند؟ به زبان سادهتر مهاجران چه منفعتی برای کشورهای مقصد دارند؟