تبعات مداخله دولت در بازار ارز

شماره روزنامه: ۳۸۶۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۱۰۶۸۸۴۱ باشگاه-اقتصاددانان

<p> <strong>مارتین فولدن<br> مدرسه اقتصادی استکهلم</strong> </p> <p> هنگام اعمال سیاست‌های پولی و مالی، سیاست‌گذاران اغلب ‌باید فراتر از مرزهای کشور خود نگاه کنند حتی اگر رفاه داخلی تنها هدف این حاکمان باشد. برای سیاست‌گذاران در نظرگرفتن شرایط سایر نقاط جهان و جریان بین‌المللی کالاها و خدمات از اهمیت بالایی برخوردار است. جریان سرمایه می‌تواند در یک کشور تاثیر عمیق بگذارد و نادیده گرفتن آن اثرات منفی در پی دارد. </p> <p> از چالش‌های کلیدی برای سیاست‌های کلان اقتصادی، چگونگی مدیریت همزمان نرخ ارز، نرخ بهره و باز بودن حساب سرمایه است. </p>

تبعات مداخله دولت در بازار ارز

مارتین فولدن
مدرسه اقتصادی استکهلم

هنگام اعمال سیاست‌های پولی و مالی، سیاست‌گذاران اغلب ‌باید فراتر از مرزهای کشور خود نگاه کنند حتی اگر رفاه داخلی تنها هدف این حاکمان باشد. برای سیاست‌گذاران در نظرگرفتن شرایط سایر نقاط جهان و جریان بین‌المللی کالاها و خدمات از اهمیت بالایی برخوردار است. جریان سرمایه می‌تواند در یک کشور تاثیر عمیق بگذارد و نادیده گرفتن آن اثرات منفی در پی دارد.

از چالش‌های کلیدی برای سیاست‌های کلان اقتصادی، چگونگی مدیریت همزمان نرخ ارز، نرخ بهره و باز بودن حساب سرمایه است. فرضیه انتخاب بین سه گزینه این است که نوعی مبادله بین سیاست نرخ بهره (سیاست پولی) ثبات نرخ ارز و باز بودن مالی وجود دارد و تغییر یک عنصر لزوما وابسته به تغییرات مناسب در ترکیب دو عنصر دیگر است. این اصل، در دهه‌های اخیر همزمان با ظهور بازارهایی با هدف پایداری نرخ ارز و ثبات اقتصاد کلان مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. پدیده انتخاب سه گزینه، نخستین‌بار توسط روبرت ماندل در دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. او با استفاده از بسط مدل LM-IS کلاسیک، نشان داد که چگونه انتخاب نظام نرخ ارز و تحریک سرمایه بر نتیجه و کارآیی سیاست پولی برای اقتصادهای کوچک باز تاثیر دارد. همزمان با ماندل، این مدل توسط مارکوس فلمینگ نیز توسعه داده شده و از آن پس به‌عنوان مدل ماندل -فلمینگ شناخته شد. در مدل ماندل فلمینگ، معروف به «سه‌گانه غیرممکن» یک کشور ممکن است به‌طور همزمان هر انتخاب دوتایی از سه هدف ثبات نرخ ارز، استقلال پولی و باز بودن بازار مالی و نه همه آنها را انتخاب کند. بسیاری از کشورهای جهان می‌خواهند به ثبات نرخ ارز، استقلال پولی و باز بودن بازار مالی دست یابند که برای دستیابی به این هدف‌ها مولفه‌های زیر را درنظر می‌گیرند: کاهش نوسانات نرخ ارز، تنظیم نرخ بهره، عرضه پول برای تحریک اقتصاد درحال رکود و جذب سرمایه خارجی.

جمع بندی

در الگوی ماندل فلمینگ فرض بر این است که اقتصاد کشور باز و کوچک است و نرخ بهره کشور تحت تاثیر نرح بهره جهانی است. از این رو نرخ بهره ثابت فرض شده است. در این چار‌چوب کارآیی سیاست‌های مالی و پولی به شرح زیر است:

۱- در سیستم نرخ ارز شناور: سیاست‌های مالی و تجاری تاثیری بر درآمد تعادلی ندارد بنابراین کارآیی سیاست‌های مالی صفر است اما سیاست‌های پولی بر درآمد تعادلی موثر و از کارآیی برخوردار است. سیاست‌های پولی انبساطی موجب کاهش ارزش پول داخلی و سیاست‌های مالی انبساطی موجب افزایش ارزش پول داخلی می‌شود.

۲- در سیستم نرخ ارز ثابت: در این سیستم ارزی سیاست پولی کارآیی ندارد ولی سیاست مالی و تجاری از کارآیی برخوردار است. ارزش پول ملی با اجرای سیاست‌های پولی و مالی تغییر نمی‌کند چون بانک مرکزی با دخالت در بازار ارز موجب تثبیت نرخ ارز می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن