اقتصاد ایران و چند سوال ضروری

شماره روزنامه: ۵۲۸۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۰۵۳۶۴ بازرگانی

علیرضا مناقبی

همیشه و در همه کشورها و ملت‌ها، تولید محترم و ارزشمند بوده و هر عضوی از جامعه که به دنبال ارتقای کمی و کیفی تولید و توسعه مولفه‌های موثر بر آن گام برداشته، مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است. از سوی دیگر، تجارت هم همیشه به‌عنوان یکی از نیازهای جوامع مورد توجه بوده و عده قابل‌توجهی از مردم به دنبال رونق آن بوده‌اند.

درباره در اولویت داشتن هر یک از این دو بر یکدیگر، بحث‌ها و کش و قوس‌های زیادی در طول تاریخ اقتصاد شکل گرفته و هر گروه، استدلال‌ها و شواهد خود را مبنی بر برتری خود، بارها و بارها تشریح کرده‌اند و کشورهای دنیا، بنا بر پتانسیل‌ها و وضعیت خود، تصمیم مشخصی در این رابطه اتخاذ کرده و تکلیف خود را روشن کرده‌اند، اما به‌نظر می‌رسد که این مباحث هنوز در اقتصاد ایران، به قوت خود باقی است و همه ما با تغییر مدیران دولتی و سیاستگذاران حوزه تولید و تجارت، در انتظار تغییرات کلان هستیم.

واقعیت این است که اقتصاد ایران در دوران اخیر که در مواجهه با تحریم‌های همه‌جانبه قرار گرفته، نشان داد که سخت نیازمند بازبینی صحیح، واقع‌گرا و منطبق بر منافع ملی در «نحوه ارتباط میان مصرف، تولید و تجارت» است. اگر به معنای واقعی به‌دنبال دستیابی به یک اقتصاد تاب‌آور و مقاوم هستیم، باید آن را به‌صورت ساختاری در کشور پایه‌ریزی کنیم و پاسخگویی به سوالات سخت را نه از طریق راهبردهایی نظیر حذف سوال، بلکه با کارشناسی و فارغ از تعارفات و به‌دور از تعارض منافع گروهی و صنفی و جناحی به سرانجام برسانیم.

سوال اساسی که امروز اقتصاد ایران با آن مواجه است و چند دهه است که از پاسخگویی به آن شانه خالی می‌کنیم، این است که نقطه تعادل تولید داخلی و تجارت خارجی کجا است و چگونه می‌توان عوامل مختلف را به‌گونه‌ای مدیریت کرد تا این نقطه تعادل منطبق بر منافع ملی و رفاه عمومی باشد؟ در ادامه این بحث، سوالی که باید دنبال شود این است که میزان آسیبی که از طریق تجارت خارجی به تولید داخل تحمیل می‌شود، چقدر است؟ و چرا وقتی صحبت از تعیین ضریب و وزن هر یک از مولفه‌های آسیب‌رسان به تولید می‌شود، فضای بحث‌ها غبارآلود و خاکستری می‌شود؟

برای نجات اقتصاد کشور، ضرورت دارد که هرچه سریع‌تر، دست از حاشیه رفتن‌ها و گفتمان‌سازی‌های مقطعی و گذرا که سرانجامی هم ندارد، برداریم و با چشمانی باز به دنیای اطراف و کشورهای دیگر نگاه کنیم و تکلیف‌مان را با این چالش‌ها مشخص کنیم.

وقتی استهلاک برای فعالان اقتصادی اعم از تولیدکننده و بازرگان، به‌قدری افزایش یافته که بنگاه‌های ما هر روز خطر ورشکستگی و حذف از بازار را با گوشت و استخوان خود لمس می‌کنند، وقتی تورم به‌قدری افزایش یافته که سال به سال رکوردها دائما به‌صورت افزایشی تغییر می‌کند، وقتی همه نگران چشم‌انداز آتی اشتغال، توسعه و درآمد سرانه هستیم، نمی‌توان ضرورت رسیدن به یک نقطه تعادل برای همه ذی‌نفعان را انکار کنیم.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن