نابغههای نفرتانگیز
دنیایاقتصاد : یک باشگاه نوپای آلمانی در کمال شایستگی به نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا رسیده، اما بخشی از مردم این کشور همچنان تنفر از آن را جار میزنند. این حکایت باشگاه لایپزیش است؛ تیمی که در یکچهارم به بهترین شکل ممکن اتلتیکومادرید را شکست داد و حالا در انتظار بازی سهشنبهشب با پاریسنژرمن در مرحله نیمهنهایی است، اما همزمان بخشی از رسانههای آلمان با افتخار اعلام میکنند اخبار این تیم را پوشش نخواهند داد، چون گسترش لایپزیش را در تعارض با روح فوتبال میدانند! داستان لایپزیش واقعا عجیب است. این باشگاه با سرمایهگذاری شرکت ردبول در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد، تلاشش را برای کسب شهرت از بوندسلیگای پنج شروع کرد، گام به گام بالا آمد، در سال ۲۰۱۶ به دسته اول رسید، یک سال بعد نایبقهرمان بوندسلیگا شد و امسال طی دومین حضورش در لیگ قهرمانان اروپا، فعلا به نیمهنهایی راه یافته است. این یک جهش حیرتانگیز است که شاید از نظر بسیاری از مردمان دنیا مایه تحسین تلقی شود، اما خیلی از آلمانیها طور دیگری فکر میکنند.
بسیاری از ژرمنها، لایپزیش را بیشتر از یک تیم فوتبال به چشم یک بنگاه اقتصادی حیلهگر میبینند. شرکت ردبول صاحب چندین تیم فوتبال به همین نام در کشورهای مختلف از جمله در برزیل و اتریش است. ردبول سالزبورگ سالهاست که بهطور مرتب قهرمان لیگ اتریش میشود. آنها سال ۲۰۰۹ به فکر سرمایهگذاری در لیگ آلمان افتادند، اما قوانین فوتبال این کشور اجازه نمیداد اسم هیچ اسپانسری (اعم از این کارخانه نوشابهسازی) روی تیمها قرار بگیرد. در نتیجه مسوولان ردبول از دو کلمه راسن بالسپورت(به معنی ورزش چمنی) در نام باشگاه استفاده کردند تا مخفف آن یعنی
(آر.بی) همه را یاد ردبول بیندازد. آنها از همان ابتدا با هزینههای هنگفت بازیکنانی را به لیگهای دسته چهار و پنج کشیدند که شاید از نظر فنی استحقاق بازی در بوندسلیگای یک و دو را داشتند. این ریختوپاشها اگرچه موجب موفقیتهای فوری و جهشی لایپزیش شد، اما خوشایند مردم آلمان نبود. در چهار فصلی که از حضور این تیم در بوندسلیگای یک میگذرد، هواداران سایر باشگاهها بارها اعتراضشان را به سبک اداره لایپزیش نشان دادهاند؛ تا جایی که حتی یک بار در جریان مسابقه این تیم در جامحذفی، سر بریده گاو (به نشانه لوگوی ردبول) وسط زمین پرتاب شد.
لایپزیش اما بیاعتنا به همه این فشارها راه خودش را میرود و به شگفتیسازی ادامه میدهد. آنها متهمند به اینکه در دوگانه «هویت- پول»، خالی از عنصر اول، دنبال حل مشکلاتشان با عنصر دوم هستند. لایپزیش با این فوتبال تحسینبرانگیز اما موافقان و ستایشگرانی هم دارد؛ کسانی که میگویند ظهور این تیم، فوتبال را در شرق آلمان زنده کرد و به جوانان بیشتری فرصت عرض اندام داد. باشگاهی که به طعنه از سوی رقبا «تیم پلاستیکی» خوانده میشود، در رده جوانان هم چندین قهرمانی لیگی و حذفی دارد و صاحب یکی از پایینترین میانگینهای سنی در سراسر اروپا است. همین حالا سرمربی این تیم یعنی یولیان ناگلزمان ۳۳ ساله، رکورد جوانترین مربی راه یافته به نیمهنهایی در تاریخ لیگ قهرمانان اروپا را شکسته است.
کاش اگر پول کلان با انگیزههای تبلیغاتی هم به فوتبال میآید، متکی به چنین پشتوانه حرفهای فوقالعادهای باشد. قصدمان مقایسه نیست که این خود مجال مفصلتری میطلبد؛ اما باشگاهی مثل استیلآذین با پول کلان، بدون تیمهای پایه و پشتوانهسازی و بدون نگاه به آینده متولد شد، عمر کوتاهی داشت و از بین رفت. لایپزیش با جوانترین مربی تاریخ در نیمهنهایی لیگ قهرمانان دنبال تداوم تاریخسازی است، اما استیلآذین کهکشانی در اردیبهشت ۹۰ با محمود یاوری که آن زمان ۷۲ ساله بود به لیگ یک سقوط کرد و رو به اضمحلال رفت. این کجا و آن کجا!