حسین محمدی
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد

بررسی روند توسعه اقتصادی در نقاط مختلف جهان در طول زمان حاکی از آن است که کشورهای توسعه یافته، با تکیه بر مزیت‌های نسبی توانسته‎اند از ظرفیت‎های داخلی اقتصادی و نیز فرصت‎های موجود در عرصه بین‎المللی به بهترین شکل استفاده کرده و مسیر رشد، توسعه، افزایش درآمد سرانه و بهبود سایر شاخص‎های توسعه‎یافتگی را به طور همزمان دنبال کنند. بررسی روند تاریخی توسعه اقتصادی کشورها نشان می‎دهد که عمده کشورهای توسعه یافته دنیای امروز، کشاورزی را به عنوان بخش زیربنایی توسعه اقتصادی خود انتخاب کرده و با استفاده از ظرفیت‎های فراوان این بخش توانسته‎اند علاوه بر تامین نهاده‎های مناسب برای رشد سایر بخش‌ها، به توسعه سایر بخش‎ها نیز دست یابند؛ بخش کشاورزی در روند رشد و توسعه اقتصادی کشورهای مختلف نقش‎های متعددی بر عهده دارد که از جمله مهم‎ترین آن‎ها می‎توان تامین مواد خام و اولیه مورد نیاز صنایع بالادستی، تامین نهاده‎هایی مانند نیروی کار، مصرف تولیدات سایر بخش‏های صنعتی از قبیل کودها و سموم شیمیایی و ماشین‌آلات کشاورزی، ارزآوری برای کشور و تامین مالی سایر بخش‎های زیربنایی را یاد کرد.

علاوه بر نقش‎های ذکر شده، سلامت و امنیت غذایی یک کشور مستقیما به تولیدات بخش کشاورزی وابسته است و هر گونه اختلالی در روند تولید این بخش می‎تواند به طور مستقیم امنیت غذایی و حتی سیاسی آن کشور را تهدید کند؛ حساسیت‌های اخیر کشورهای توسعه یافته در مورد مصرف محصولات کشاورزی و مواد غذایی سالم و ارگانیک حاکی از توجه زیاد سیاستگذاران و مصرف‌کنندگان در این کشورها به بحث تولیدات سالم در بخش کشاورزی است. از این رو توجه به تولید سالم و اقتصادی در بخش کشاورزی و توسعه زیرساخت‎های این بخش جهت تولید بیشتر و سالم‌تر، بر اساس مزیت‎های نسبی یک کشور موضوعی است که نمی‎توان به سادگی از کنار آن گذشت و باید با یک برنامه‌ریزی اصولی و هماهنگ به سمت آن حرکت کرد.

اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد کشور تا آنجاست که هفت قلم از 10 قلم عمده محصولات وارداتی به کشور با ارزشی در حدود 15 میلیارد دلار را در سال‎‌های اخیر محصولات کشاورزی نظیر گندم، ذرت، برنج، کنجاله سویا و نظایر آن تشکیل داده است و اگر بخشی اندک از همین مبالغ در طول زمان صرف بهسازی و اصلاح روش‌های تولید، بهبود راندمان و کارایی مصرف آب، اصلاح بذرها و در کل تحقیقات در بخش کشاورزی و صنایع وابسته می‎شد، می‎توانست کشاورزی کشور را دگرگون کند و علاوه بر ایجاد اشتغالی پایدار و مولد، از ظرفیت‎های خدادادی کشور به نحو بهتری استفاده شود؛ برای مقایسه بد نیست به این موضوع اشاره شود که در کشوری مانند آمریکا حدود 25 درصد از ارزش صادرات مربوط به محصولات بخش کشاورزی است و در عین حال بودجه تحقیقات بخش کشاورزی در این کشور رقمی بالغ بر 300 میلیارد دلار برآورد می‎شود.

از این رو بخش کشاورزی می‌تواند در فرایند توسعه اقتصادی ایران نیز نقش بی‎نظیری داشته باشد؛ موقعیت ممتاز جغرافیایی و تنوع آب و هوایی ایران برای کاشت محصولات مختلف بخش کشاورزی، وجود نیروی کار مناسب در روستاها و مراکز تولید، وجود نیروی تحصیل کرده کافی در رشته‎های مرتبط با کشاورزی، وجود مزیت‎های نسبی خدادادی در زمینه محصولات با ارزشی از قبیل زعفران، پسته، گیاهان دارویی، محصولات صنایع غذایی و صنایع دستی مرتبط با بخش کشاورزی و نظایر آن از جمله مزیت‎های موجود بخش کشاورزی ایران است و مشکلاتی نظیر کمبود آب، مصرف بیش از حد نهاده‎های شیمیایی و تولیدات غیرارگانیک از جمله مشکلات و محدودیت‎های این بخش به شمار می‎آیند.

به گفته کارشناسان و فعالان بخش کشاورزی، مشکلات پس از تولید از جمله مسائل مربوط به بازار و بازاریابی از مهم‎ترین عوامل موجود بر سر راه رشد و توسعه بخش کشاورزی در ایران است که در برنامه‎های توسعه و برنامه‎ریزی‌های ملی و منطقه‎ای خیلی به آن توجه نشده است؛ به عنوان مثال در اسناد و گزارشات مرتبط با بحث اقتصاد مقاومتی در بخش کشاورزی به تنها مواردی که توجه نشده، مسائل بازار و بازاریابی در بخش کشاورزی است در حالی که اگر این مسائل حل شود، مشکلات مربوط به تولید و سایر مسائل نیز به طور موازی حل خواهد شد؛ توسعه صادرات محصولات کشاورزی نیز مستلزم توجه بیشتر به مسائل بازار و بازاریابی بین‏المللی محصولات کشاورزی است که کمبود متخصصان این رشته در دستگاه‎های اجرایی موجب شده است برنامه‏ریزی‎های چندانی در این خصوص برای توسعه صادرات و استفاده از مزیت‎های نسبی کشور صورت نگیرد.

واقعیت امر آن است که عدم هماهنگی بین تولیدکنندگان و صادرکنندگان، نبود نهادهای نظارتی و کنترلی قوی در حوزه صادرات محصولات کشاورزی، نبود استانداردهای لازم سلامتی و محیط زیستی در محصولات تولید شده، عدم توجه به مسائل بازاریابی بین‎المللی برای صادرات محصولات، نبود کارشناسان قوی در حوزه بازاریابی بین‎الملل محصولات کشاورزی، نبود یا کمبود تحقیقات کاربردی در حوزه صادرات و بازاریابی محصولات کشاورزی از مهمترین مشکلاتی هستند که توسعه صادرات بخش کشاورزی ایران را با محدودیت‎های جدی مواجه کرده و توسعه این بخش را به تاخیر انداخته است‌. صادرات محصولات کشاورزی سابقا بیشتر بر مبنای آزمون و خطا انجام گرفته اما در دنیای امروز روش‎های علمی و کاربردی شناخته‎شده‏ای برای توسعه صادرات و توسعه بخش وجود دارد که می‎توان از آنها برای تبدیل مزیت‎های کشور به فرصت‌های رشد و توسعه بهتر استفاده کرد.