در جریان اعتراضات عمومی که در سال ۱۳۵۷ شدت گرفته بود، اقشار مختلف در خیابان، محل کار و کارخانه در حال مقاومت علیه نظم حاکم بودند، اما همه چشم‌ها به کارگران نفت دوخته شده بود. اعتصابات پراکنده‌ای از اوایل تابستان شکل گرفته بود، اما انسجام و همبستگی سراسری در آن میان به چشم نمی‌آمد تا آنکه واقعه ۱۷ شهریور در میدان ژاله و کشتار هدفمند معترضان با گلوله‌های جنگی در قلب تهران تبدیل به نقطه عطفی در مبارزات صنعت نفت شد.

۱۷ تیر سال ۵۷ تعدادی از کارگران صنعت نفت نامه‌ای به مسوولان وقت شرکت نفت نوشته و در آن از مشکلات حاد مسکن خود سخن گفتند. آنها در این نامه تهدید کرده بودند در صورت عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان تا دو ماه دیگر، در مقابل شرکت نفت چادر خواهند زد.

به روایت یکی از بنیان‌گذاران سندیکای کارگران صنعت نفت در سال ۱۳۴۹ که در سال ۱۳۵۰ به دلیل سازماندهی اعتراضات دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شده بود، در بهار ۵۷ به همراه تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی آزاد شد. او درباره وقایع آن روزها می‌گوید: در روز قتل عام ۱۷ شهریور مطابق اولتیماتومی که کارگران داده بودند، ۲۰۰ کارگر به همراه خانواده‌هایشان در مقابل شرکت نفت چادر زدند و دو شب ماندند. در همان زمان حکومت نظامی در تهران برقرار شده بود اما کارگران توجهی به حکومت نظامی نداشتند تا آنکه دو روز بعد یک تیمسار به همراه چند کامیون و تانک به محل تجمع کارگران آمدند و تهدید کردند اگر نروید حکم تیر داریم و شما را می‌زنیم. باز هم کارگران توجهی به این امر نمی‌کنند تا آنکه میله چادرهای آنها را نظامیان کندند و بر سر خانواده‌ها خراب کردند. این مساله در روز ۱۹ شهریور باعث جرقه اعتصاب کارگران پالایشگاه تهران در همان روز شد. در این زمان تنها کارگران در اعتصاب بودند و تا چند روز بعد شرایط به همین گونه پیش رفت و هر لحظه احتمال حمله حکومت نظامی به کارگران وجود داشت تا آنکه با تلاش اعتصابیون، کارمندان پالایشگاه تهران هم با شعارهای «کارمند، کارگر، پیوندتان مبارک» به این اعتصاب پیوستند. در آن روز یکی از ماندگارترین لحظات جریان مبارزات صنعت نفت رقم خورد و شعار «نفت رو کی برد آمریکا، گاز رو کی برد شوروی، مرگ بر حکومت پهلوی» سر داده شد و برای نخستین بار خواست سرنگونی حکومت شاه مطرح شد.

از همین برهه روند سیاسی شدن اعتراضات کارگران نفت سرعت گرفت. مطابق سند منتشر شده از سوی مدیریت موزه‌ها و مرکز اسناد صنعت نفت، در گزارش «خیلی محرمانه» ساواک که به مدیرعامل شرکت ملی نفت در روز ۴ مهر سال ۵۷ نوشته شده، ۲۱ مورد اعتصاب در فاصله روزهای ۲۶ شهریور تا ۴ مهر در صنایع نفت و گاز گزارش شده است که طی آن ۱۰ هزار و ۱۳۱ کارگر درگیر اعتصاب انقلابی در خارک، اهواز، آبادان، آغاجاری، تهران، مسجد سلیمان و ماهشهر شده بودند. در همین روزها بود که دامنه اعتصابات به یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های نفتی جهان یعنی پالایشگاه آبادان که ظرفیت پالایش روزانه ۶۰۰ هزار بشکه نفت را داشت کشیده شد. تشکیل شورای کارگران نفت و گسترش اعتصابات امیدبخش صنعت نفت، ماشین سرکوب رژیم پهلوی را در مسیر اضمحلال قرار داد.

نتیجه این اعتصابات بی‌سابقه در تاریخ مواجهه کشور با بحران بنزین و سوخت بود و در سطح جهانی نیز بحران نفتی بزرگی برای رژیم پهلوی و مشتریان نفت ایران ایجاد شد، چرا که عرضه از سوی دومین تولیدکننده بزرگ جهان کاملا متوقف شده بود و با صفر شدن صادرات نفت حکومت فلج شده بود. از زمان اوج‌گیری اعتصابات در مهر و آبان ۱۳۵۷ دامنه و شدت اعتصابات به حدی گسترده شد که به مدت تقریبا چهار ماه کاملا صنعت نفت ایران به تعطیلی کشیده شده بود و حکومت پهلوی خود را در برابر قدرت کارگران نفت ایران و اراده آنان برای سرنگونی رژیم شاه کاملا مستاصل و شکست‌خورده می‌دید.

در تاریخ معاصر ایران از کارگران صنعت نفت به‌عنوان یکی از ستون‌های انقلاب و سرنگونی حکومت پهلوی یاد می‌شود. نقشی که مبارزات شجاعانه کارگران و کارمندان صنعت نفت و گاز ایران در جریان انقلاب ایفا کرد، به اندازه‌ای تعیین‌کننده و برای سایر اقشار و مردم ایران الهام‌بخش بود که در ماه‌های پایانی منتهی به انقلاب شعار «کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما» به یکی از شعارهای مهم انقلابی تبدیل شد که طومار ۲۵۰۰ سال سلطنت را برای همیشه درهم پیچید.

صنعت نفت ایران در قرن چهاردهم شمسی همواره موتور محرک و پیشران جامعه و اقتصاد ایران بوده، کارگران متخصصی که از یکسو همواره بخش بسیار بزرگی از ثروت تولید شده در کشور به دستان توانمند آنان رقم خورد و از سوی دیگر در مبارزه با استعمار و دیکتاتوری و سلطنت پرچمدار جامعه خود بودند.

این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند