همه بازگشت ها شیرین نبوده اند، ولی همه شان هم چنین زود به نوعی بی تفاوتی نرسیده اند. پرس پس از دریافت پاسخ منفی پوچتینو و کنته پی محبوب دیرآشنایش رفت، سراغ زیزویی که گویی همیشه برگ برنده اروپایی در جیب داشت.

ولی شرایط بهتر نشدند.رئال در بیش از ۵۰ درصد بازی هایش از بدو بازگشت زیدان باخته، برخلاف سولاری اخراج شده که در نزدیک ۷۰ درصد بازی ها پیروز شده بود.

مصدومیت آسنسیو و رودریگر دردسرساز بوده اند ولی تازه واردها هم ندرخشیدند. فرلاند مندی آمده از لیون در دفاع چپ یا لوکایوویچ در حمله، حتی هازارد. میلیتائو سرانجام در غیبت راموس طی نبرد با پاریسن ژرمن کنار واران در قلب دفاع قرار گرفت. شبی که دی ماریا ۲ گل زد و مردان توخل سه هیچ برنده شدند. گل سوم بازتابنده فروپاشیدگی رئال بود و نشان می داد چرا حسرت کلین شیت ماندنی شده. .

تغییر سیستم از دیداری به دیدار دیگر هم پرسش آور بوده: ترکیب چهار سه سه مثلا برابر وایادولید با ایسکو- بنزما - بیل یا چهار چهار دو مثلا مقابل ویارئال با یوویچ - بنزما... بی اعتنایی به سرعت بیل و هازارد...
زیدان هرگز مربی تاکتیکی بزرگی قلمداد نشده و برگ برنده اش افزایش انگیزه بازیکنان بوده، ولی رنگ و رخ آن صمیمیت پریده و حتی کورتوا هم نزول کرده. زمزمه رابطه سرد زیدان و پرس در دهان ها می چرخد. پرس سیصد میلیون خرید کرده، ولی سردرد دوران پسا رونالدو ادامه یافته و تیم بازسازی نشده. .

بی بی سی در اشاره به بازگشت زیدان تکه شعری از فلیکس دنیس را آورده:
هرگز بازنگرد، هرگز... هرگز آینده ای را که شکل داده ای از دست مده... هرگز روی پلی که آن را به آتش کشیده ای پا مگذار.

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند