خبر بی‌نهایت غافلگیرکننده بود؛ به‌ویژه از این جهت که مزدک در تمام این سال‌ها چهره‌ای آرام و بی‌حاشیه داشت و هرگز وارد هیچ جنجالی نمی‌شد. فکرش را بکنید؛ محمدحسین میثاقی بعد از مدت کوتاهی تهیه گزارش برای برنامه نود، خودش را در چنان جایگاهی دید که جای شخص عادل فردوسی‌پور را گرفت. طبع مزدک اما آنقدر ملایم و آرام بود که سال‌های طولانی فقط متن سوال پیامکی هر هفته نود و نیز نریشن بخش «نود تا نود» را قرائت می‌کرد و هیچ سهم بیشتری از امپراتوری دوست صمیمی‌اش نمی‌خواست. باور اینکه چنین چهره‌ای از تلویزیون ایران کنده شود و مهم‌تر از آن دست به یک انتخاب جنجالی بزند بسیار دشوار بود؛ آن‌قدر که حتی اولین رسانه‌های مطلع شده از خبر هم ساعت‌ها از انتشار آن پرهیز کردند. نهایتا اما موضوع مهاجرت میرزایی درست از آب درآمد تا یک سوال بسیار مهم پابرجا باقی بماند؛ اینکه اصولا چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟

 
در این ماجرا دو نکته تلخ وجود دارد. نکته اول؛ گویا صداوسیما هنوز باورش نشده با وجود تداوم بهره‌مندی‌اش از انحصار قانونی در داخل کشور، درحال‌حاضر رقبای جدی ماهواره‌ای و اینترنتی دارد و مثل گذشته نمی‌تواند نسبت به خواست و سلیقه مخاطبانش بی‌اعتنا باشد. نکته دوم؛ حوزه ورزش با جذابیت‌های سرشار درونی‌اش از معدود عرصه‌هایی بود که برنامه‌سازان، مجریان و گزارشگران بعضا توانمند و مستعد توانستند به آن راه بیابند و همیشه حداقل پرچم این بخش را در صداوسیما بالا نگه دارند.
با این وجود تغییرات مدیریتی اخیر در سازمان، نقاط قوت همین حوزه را هم شخم زده و از بین برده است. تنها به همین یک نکته توجه کنید که طی کمتر از یک سال گذشته، سه چهره محبوب و توانای ورزش تلویزیون شدیدا به حاشیه رانده شده‌اند؛ عادل فردوسی‌پور به‌دلایل نامشخص خانه‌نشین شده مزدک بعد از محدود شدن فضای کارش مهاجرت کرده و محمدحسین میثاقی هم به وجه‌المناقشه  جنگ مدیران شبکه سه با برنامه نود تبدیل شده است. او جوان بااستعدادی بود که لابه‌لای دعواهای اخیر سوخت و تحت فشار شدید افکار عمومی قرار گرفت. این همه دستاورد طی فقط یک سال، تحفه‌ای است که تنها «انحصار» می‌تواند پیشکش کند.

 

این مطلب برایم مفید است