سعید حجاریان گفت: اصلاح‌طلبان سال ۹۲ در مخمصه گرفتار شده بودند. از یک سو، رد صلاحیت کاندیدای واقعی‌شان از پیش مشخص بود، از سوی دیگر، آقای هاشمی که رأی بالایی داشت و گزینه مناسبی به حساب می‌آمد، رد صلاحیت شد! لذا فرصت بسیار کمی برای تصمیم‌گیری وجود داشت.

تنها گزینه ما، آقای روحانی بود. با سابقه‌ای که از او سراغ داشتیم، احتمال می‌دادیم با عادی کردن فضا چه در داخل و چه در سطح جهانی اوضاع را از وضعیت بلبشوی مابعد معجزه نجات دهد و نوعی اعتدال را برقرار کند تا در پرتو آن، قدری آلام مردم کم شود و فضایی برای تنفس گشوده شود.

اهم اظهارات حجاریان به شرح زیر است:

*آقای عارف هم در مقایسه با آقای روحانی این توان را نداشت که سیاست خارجی ما را رو به راه کند زیرا روحانی از مدت‌ها قبل در زمینه مذاکرات فعال بود و تیم داشت و امید می‌رفت بتواند سر این مشکل را به بالین نهد. لذا تنها گزینه اصلاح‌طلبان در آن سال، جناب روحانی بود که انتخاب شد. قصد اصلاح‌طلبان این بود، با انتخاب روحانی به مردم فرصتی برای تنفس داده شود و سیلی را که پیش‌بینی می‌شد بعد از هشت سال فعالیت دولت معجزه بر سر مردم آوار شود، کنترل کند. لذا از شعارهای اصلی خود یعنی پیگیری بی تنازل دموکراسی، موقتاً دست کشیدند تا اوضاع بسامان شود.

 

*ما اگر می‌دانستیم از جانب نیروهای تمامت‌خواه این همه سنگ پیش پای روحانی خواهد افتاد و از آن سو، دولت دست راستی مانند ترامپ بر سر کار خواهد آمد، شاید بهتر بود اساساً عطای انتخابات را به لقایش می‌بخشیدیم و سرنوشت اصلاحات را به دولت روحانی گره نمی‌زدیم.نه اینکه بخواهم، تنزه‌طلبی کنم اما خود دولت روحانی هم استعداد و ظرفیت کافی برای مقابله با معضلات داخلی نداشت . بنابراین ما به لحاظ اخلاقی هم نمی‌توانستیم وظیفه‌ای در قبال وی داشته باشیم.

 

*معتقدم پس از انتخابات ۸۸ پوست اصلاحات را کنده‌اند پس، ابتدا باید صبر کنیم تا پوست جدید در بیاید و بعد پوست‌اندازی کنیم!

 

*بخش عظیمی از مردم، گرفتار مشکلات معیشتی‌شان هستند و شعارهای مذکور در مقطعی از زمان درمیان بخشی از الیت های جامعه سر داده شد و توسط رسانه‌های مجازی بازتاب پیدا کرد. لذا، این که بگوییم مردم از فلان دسته یا گروه به‌کلی بریده‌اند، کمی اغراق‌آمیز است؛ به‌وجود آمده و آنهم به‌خاطر در هم آمیختگی نهاد دین و دولت است.

 

*اصلاح‌طلبان برخلاف اصول‌گرایان چندان قیم‌پذیر نیستند و هر کدام‌شان، ایده و عقیده ‌مستقل دارند. این ایده‌ها بعضاً سالم و بعضاً با اغراض سیاسی آمیخته است و بخشاً با آلودگی‌هایی همراه است. در میان جناح راست، گوش شنوا از بالادستشان بیشتر است ، مانند شورای دوم تا چهارم که می‌دیدیم برون خموش و درون پر غوغا بود. اما برعکس، اصلاح‌طلبان آنچه را دارند، روی دایره می‌ریزند و به همین دلیل، گزک به جناح رقیب می‌دهند تا این اختلافات را آگراندیسمان (*بزرگ‌نمایی) کنند و استفاده خود را ببرند. در کنار این موارد، مشتی خنّاس هم با لطایف‌الحیل (*حیله‌ورزی) سعی در برهم زدن آرامش دارند و از هر کاهی، کوه می‌سازند و البته،‌ابزارش را هم دارند.

 

*دولت اساساً عقدی با اصلاح‌طلبان منعقد نکرد که بخواهد از آن عبور کند. یعنی در سال ۹۲، به قدری فرصت کم بود که اصلاح‌طلبان با دولت بر سر موضوعات خاص به ائتلاف نپرداختند و از این گذشته، روحانی برنامه ائتلافی نداشت. منتهی شعارهای روحانی بخشاً برآورده کردن خواسته‌های اصلاح‌طلبان هم بود که به هیچ یک از آن‌ها وفادار نماند و به همین خاطر شاید بتوان گفت، خودش از خودش عبور کرده است.

 

* زمانی که عرصه بر اصلاحات تنگ شود، مردم به گزینه‌های دیگر فکر کنند. اما من معتقدم، ریزش جدی از سمت اصول‌گرایان به سمت جریان اصلاحات صورت خواهد گرفت،‌ کما اینکه تاکنون این‌گونه شده است؛ پس از ظرف اصلاحات چیزی کم نمی‌شود. از این گذشته، باید به براندازها هم فکر کرد؛ آن‌ها با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان‌اند. اولاً، وحدت فرماندهی ندارند. ثانیاً، راهبردهای مشخص ندارند و حتی بعضی راهبردهای‌شان در تعارض با یکدیگراست. ثالثاً، بعضی از آن‌ها به دولت‌های منطقه‌ای وابسته شده‌اند و از پول‌های کثیف ارتزاق می‌کنند و بعضی دیگر حتی اصول اولیه دموکراسی را در میان خودشان مراعات نکرده ولی ادعا می‌کنند که می‌خواهند دموکراسی را در ایران حاکم کنند.