ایالات‌ متحده آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، سنگینی رهبری جهان آزاد را بر دوش خود احساس می‌کرد و یک هدف بزرگ داشت: اردوگاه سوسیالیست‌ها، نباید سهمی بیش از آنچه در پایان جنگ به دست آورده‌اند را از میان سایر کشورها بگیرند. این استراتژی، اجزای گوناگونی داشت که با طرح مارشال در اروپا آغاز و برای کشورهای مهم آن روزها نیز برنامه‌های خاص تدوین شد. هری‌ترومن، رییس‌جمهور وقت آمریکا برای ایران و برخی کشورهای دیگر کمک‌های فنی، اقتصادی و نظامی را تدوین و اجرا کرد.

درباره اصل چهار ترومن و نتایج آن اختلاف‌نظر وجود دارد. داوری‌های متفاوتی شده است. نوشته حاضر از فصلنامه تاریخ معاصر ایران شماره ۴۶ تابستان۸۷ اخذ شده که یوسف قرشی و محمد جمیری، نویسندگان آن هستند.

جنگ دوم جهانی، به‌رغم همه هزینه‌های مالی و جانی‌ای که برای طرف‌های درگیر جنگ داشت، دستاوردها و پیامدهای مهمی نیز دربر داشت. از جمله این دستاوردها می‌توان به تاسیس سازمان‌های بین‌المللی، از بین رفتن امپراتوری‌ها، تشکیل دولت - ملت‌های جدید و در نهایت، تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب اشاره کرد. این دستاوردها در زمینه‌های مختلف حقوقی، سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی تاثیر زیادی بر کشورها جهان گذاشتند. جنگ سرد که در نتیجه رویارویی دو قدرت بزرگ جهانی؛ یعنی آمریکا و شوروی به وجود آمده بود، تمامی معادلات سیاسی - اقتصاد نظام بین‌الملل را به خود معطوف کرد. در نتیجه جنگ سرد، طرفین از هیچ تلاشی برای جلب بازیگران بین‌المللی به سوی خود و عدم جذب از سوی طرف مقابل فروگذاری نکردند. یکی از این برنامه‌ها طرح اصل چهار، از سوی ترومن رییس‌جمهور ایالات متحده بود. وی سعی داشت بر اساس کمک‌های مالی و فنی و اقتصادی‌ای که طبق این طرح به کشورهای جنگ‌زده پس از جنگ دوم جهانی می‌کند، کشورهای مذکور را از افتادن به دام کمونیسم شوروی دور نگهدارد. در این تحقیق، در پی این هستیم تا ابتدا درباره اصل چهار ترومن مطالبی ارائه کنیم و سپس به چگونگی اجرای این طرح در ایران بپردازیم. در پایان نیز قراردادهای عمده نظامی‌ای را که به موجب این اصل، بین ایران و آمریکا منعقد می‌شد و همچنین ورود مستشاران نظامی آمریکایی به ایران براساس این قراردادهای نظامی مورد بررسی قرار خواهیم داد.

موضوعات این تحقیق شامل موارد زیر می‌شود:

۱ - اصل چهار ترومن و کمک ایالات متحده به ایران در راستای جلوگیری از نفوذ شوروی؛

۲ - قراردادهای نظامی ایران و آمریکا در راستای اصل چهار، پرداخت‌های رشوه‌ای و دلالان اسلحه؛

۳ - مستشاران نظامی آمریکا در ایران.

۴ - اصل چهار ترومن در ایران و کمک ایالات متحده در راستای جلوگیری از نفوذ کمونیسم.

الف. مقدمه

فشار همه‌جانبه متفقین در سال ۱۹۴۵ بر جبهه‌های مختلف دوم محور و عقب‌نشینی نیروهای آلمانی از مواضعشان به خوبی نشان می‌داد که پایان جنگ نزدیک است. متفقین وارد برلین شده و مقاومت ژاپن هم با حمله اتمی آمریکا به شهرهای ناکازاکی و هیروشیما در هم شکسته بود. حال سوال این بود: در جهان پس از جنگ قدرت برتر از آن کدام کشور خواهد بود؟

کشورهای اروپایی وضع مطلوبی نداشتند. فرانسه و ایتالیا ویران شده بودند و مراکز صنعتی آلمان نیز که پس از جنگ اول جهانی بازسازی شده بود، از بین رفته بودند. امپراتوری بریتانیا نیز دچار تجزیه شده بود. دیگر دولت‌های اروپایی درگیر جنگ نیز در آستانه ورشکستگی مالی قرار داشتند.در این میان، آمریکا تنها کشوری بود که در دوران جنگ تولید صنایع خود را در سطح مطلوب نگهداشته بود. این کشور، با تکیه بر توان اقتصادی خود، توانسته بود در طول دو جنگی که در نیمه اول قرن ۲۰ روی داد، پیامدهای وقایع سیاسی را تعیین کند. به دلیل دوری آمریکا از میادین جنگ و مصون بودن از حملات هوایی، قدرت اقتصادی این کشور پس از جنگ دوم به مراتب بیشتر از جنگ اول بود.به طور طبیعی، در سال‌های میان دو جنگ، مراکز مالی جهان به آمریکا منتقل شد. تلفات انسانی این کشور در طول جنگ دوم بسیار محدود بود و به همین دلیل توانست در سایه امنیت، با دوبرابر ظرفیت، در طول جنگ دوم جهانی به تولید بپردازد. بنابراین، تصویر کلی جهان در پایان جنگ برای آمریکا نویددهنده دوره‌ای بود که آن کشور بتواند به طور جدی از مرزهای قاره آمریکا پا بیرون بگذارد. همین حضور جدی و جدید آمریکا در نظام بین‌المللی باعث به وجود آمدن مجامع بین‌المللی جدیدی در سطح نظام بین‌الملل شد. تشکیل صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و بانک توسعه و عمران به آمریکا اجازه داد تا به راحتی بتواند نفوذ خود را بر کشورهای ویران شده در نتیجه جنگ که خواستار دریافت وام بودند، اعمال کند. آمریکاییان برای توسعه نفوذ خود احتیاج به کنترل سیاسی و اقتصادی داشتند. جهانی با روابط‌ آزاد سیاسی و اقتصادی بدون اندیشه‌های کمونیستی، مطلوب دولتمردان آمریکایی بود.

همزمان با چنین رویدادهای اقتصادی، آمریکا برای بازسازی اروپا طرح مارشال را اجرا کرد تا منابع مالی لازم برای بازسازی ویرانی کشورهای متقاضی کمک را در این قاره فراهم کند. از آنجا که سیاست آمریکا واکنش به نیازهای فوری جهان بوده است، در خلاء قدرت به وجود آمده پس از جنگ، روز به روز تعهد آمریکا به دیگر کشورها بیشتر می‌شد. ایالات متحده به سوی نقطه‌ای پیش می‌رفت که تکیه‌گاه کشورهای غیرکمونیست با اقتصاد سرمایه‌داری شود و در راس این گروه از کشورها و در تقابل با شوروی قرار گیرد. به نظر دولتمردان آمریکایی طرح مارشال عامل موثری در جهت نجات اروپا از خطر نفوذ کمونیسم بود. با گسترش نفوذ کمونیسم در اروپای شرقی و بالکان، کمربند سرخی به وجود آمده بود که بیم آن می‌رفت تا آسیا نیز امتداد یابد. شکست سنگین ژاپن از آمریکا آسیا را منطقه‌ای سهل‌الوصول ساخته بود و کشورهای توسعه‌نیافته آسیایی که بسیاری از آنها شاهد جنبش‌های ضداستعماری و استقلال‌طلبانه در پایان جنگ جهانی دوم بودند، می‌توانستند محیط مناسبی برای رشد کمونیسم محسوب شوند.

در واقع، ایالات متحده وارد جنگی ایدئولوژیک با اتحاد جماهیر شوروی شده بود و به هیچ وجه حاضر به مصالحه بر سر کشورهای آسیایی و سرنوشت آنها نمی‌شد. بر این اساس تمام تلاش خود را صرف اعطای کمک‌های مالی و نظامی جهت تقویت این کشورها و مقاومت در برابر نفوذ کمونیسم کرد.در واقع، آنچه پس از جنگ در چارچوب طرح‌های کمک همچون «طرح مارشال» و «اصل چهار» ارائه شد، پاسخ به چنین نیازی بود. این طرح‌ها از نیمه دوم دهه ۴۰ تا اواخر دهه ۵۰ به شدت مورد توجه طراحان و نظریه‌پردازان آمریکایی بود. دلایل چنین کمک‌هایی نیز به شرح زیر است:

۱ - توسعه اقتصادی داخلی آمریکا؛

۲ - توسعه اقتصادی خارجی آمریکا؛

۳ - جلوگیری از نفوذ کمونیسم در کشورهایی که ضعف اقتصادی آنها پس از جنگ زمینه‌ساز تبلیغات شوروی شده بود.

با چنین اهداف و برنامه‌هایی بود که دو طرح مهم و بزرگ آمریکا در زمینه کمک‌های خارجی پس از جنگ جهانی دوم، چتر حمایتی خود را بر سر اروپا و کشورهای توسعه نیافته آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین جهت تثبیت نفوذ خود، گشودند. این دو طرح، همان‌گونه که قبلا نیز اشاره شد، برنامه مارشال و دکترین ترومن بودند که به ویژه اصل چهار دکترین ترومن مجوز کمک‌های فنی، فرهنگی و اقتصادی آمریکا به کشورهای مذکور بود.

ب - اصل چهار ترومن

ترومن در انتخابات ۱۹۴۸ برای دومین بار به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد. ترومن نطق افتتاحیه دور دوم ریاست جمهوری خود را در ابتدای سال ۱۹۴۹ ایراد کرد. نطق افتتاحیه وی شامل چهار اصل سیاست خارجی ایالات متحده بود؛ ولی اصل چهارم آن بیش از باقی اصول شهرت یافت و عامل مهمی در گسترش سیاست خارجی و همچنین برنامه کمک‌های خارجی آمریکا شد. او در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۹، پس از برشمردن سه اصل اول، درباره اصل چهارم چنین گفت: ما باید اقدام جدیدی راجع به قابل دسترس کردن مزایای پیشرفت‌های علمی و صنعتی برای بهبود و رشد کشورهای در حال توسعه انجام دهیم. بیش از نیمی از مردم جهان در شرایط بسیار بدی به سر می‌برند. غذای آنها کافی نیست و قربانی بیماری‌ها هستند، زندگی اقتصادی آنها ابتدایی و راکد است. فقر یک مشکل است و همه به خصوص مناطق مرفه را تهدید می‌کند و برای اولین بار در تاریخ بشر دانش و مهارت را در اختیار می‌گیرد تا به این مردم رنج‌کشیده کمک کند.