• مردم مالک اطلاعات خود هستند، نه شرکت‌ها.

امنیت اطلاعات کاربران یکی از حقوق آنهاست.

• تمام اطلاعات شناسایی افراد باید محفوظ بماند.

• شرکت‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات کاربران نیاز به اجازه آنها دارند و این اجازه باید صراحتا بیان شود.

• مشترکان ممکن است از رضایت خود صرف‌نظر کنند

• مشترکان ممکن است اطلاعات ذخیره شده خود را بخواهند حذف یا مدیریت کنند

• موارد نقض مقررات باید گزارش شود

• عدم رعایت حتی اگر به‌صورت ناخواسته و تصادفی باشد بازهم مشمول مجازات می‌شود

قبل از اجرای این مقررات، شرکت‌ها می‌توانستند هرطور که می‌خواهند با اطلاعات مشترکان بازی کنند اما اکنون شرایط تغییر کرده و آنها باید با اعمال محدودیت‌های عملیاتی، رویکردهای خود را در زمینه تبلیغات دیجیتالی تغییر دهند. حتی اگر شما مالک یک شرکت در اتحادیه اروپا نیستید، بازهم از قوانین سختگیرانه اخیر مصون نمی‌مانید. مادامی که شما با مشتریانی از این قاره سروکار دارید، شما هم در قبال این قوانین موظف به تبعیت هستید. GDPR همچنین ممکن است بر بخش B۲B هم تاثیرگذار باشد. هرچند که قانون حفاظت از داده‌ها، مصوب در سال ۱۹۹۸، مرز داده‌های شخصی معامله‌گران با اطلاعات شراکتی آنها را مشخص کرده است. در قوانین جدید GDPR سعی شده تغییری در آن قسمت ایجاد نشود.

یکی از روش‌های تبلیغاتی که با وجود قوانین جدید، سازگار با GDPR باقی‌مانده است، استفاده از محتوای موجود در وب‌سایت مورد نظر مشترکان است. به‌عنوان مثال تمام کسانی که اخبار را اینترنتی پیگیری می‌کنند با گزینه‌هایی نظیر «سایر داستان‌هایی که ممکن است بخواهید» یا «توصیه شده برای شما» مواجه شده‌ و توصیه محتوا را در عمل مشاهده کرده‌اند. همچنین استفاده از اطلاعات شبکه‌های اجتماعی نیز به یکی از چالش‌های مهم فعالان تبدیل شده است. قبل از اجرایی شدن GDPR، فیس‌بوک و سایر شبکه‌ها می‌توانستند تبلیغات را از طریق کندوکاو اطلاعات شخصی کاربران به‌صورت هدفمند ارسال کنند. آنها همچنین می‌توانستند با بهره‌گیری از رویکردهایی رفتاری آنها را هدف قرار دهند. رضایت افراد به این صورت گرفته می‌شد که کاربر مجموعه‌ای از موارد را به‌صورت دسته‌ای قبول می‌کرد، رضایت‌نامه‌هایی که دیگر قابل قبول نیستند.

مسیر چالشی پیش‌روی شرکت‌ها اینک باید بدون استفاده از اطلاعات شخصی طی شود و گوگل در حال آزمودن برخی روش‌های جدید است؛ به‌عنوان مثال از داده‌های موقعیت مکانی افراد یا ترافیک سایت‌ها و محتوای آنها استفاده می‌کند. ایجاد بستری برای تبلیغات محلی شاید بهترین اتفاقی باشد که به واسطه GDPR رخ می‌دهد. به‌هرصورت اگر شما مجبور باشید که در این شرایط مدل تبلیغاتی جدیدی اتخاذ کنید و برای هر موردی رضایت مشتری را کسب کنید، تبلیغات بومی ساده‌ترین گزینه‌ای‌است که پیش‌رویتان دارید. زمانی که شما این روش را در پیش گرفتید در ادامه همچون سابق، با داده‌های جدیدی مواجه می‌شوید که به هدایت تبلیغات کمک می‌کند و در طول زمان سطوح جدیدی از هدفمندی را به‌دست می‌آورید. این اتفاق به مرور اعتماد مشترکان را به‌دست می‌آورد و آنها درخواهند یافت که در شرایط جدید، اشتراک بخشی از اطلاعاتشان، منافی آزادی‌ها و حریم خصوصیشان نخواهد بود و قوانین جدید آنها را در برابر خطرات قبلی حفاظت می‌کند، در نتیجه اطلاعات بیشتری را به مرور در دسترس شرکت‌ها می‌گذارند.

با این حال شرکت‌ها مجبورند که روش‌های نوآورانه دیگری نیز برای انتشار مطالب و هدف‌گیری‌های خود ابداع کنند. تبلیغات هدفمند اساسا بر مبنای جمع‌آوری و کندوکاو اطلاعات بوده که همیشه از جنس بازی اعداد بوده است. به‌عنوان مثال تبلیغات فیس‌بوک یا گوگل به این ‌صورت بود که افراد بر اساس برآورد داده‌ها طبق معیارهایی مشخص، به نمره‌ای خاص می‌رسیدند، سپس به‌عنوان هدف انتخاب می‌شدند. در این بین پلت‌فرم‌های هدایت محتوا نظیر ریوکانتنت، نیتیو، اوت برین، تابوولا و تریپل لیفت در واقع می‌توانند از شرایط فعلی بیشتر بهره‌مند شوند. مدل‌های تجاری آنها نیازی به تغییر قابل‌توجهی بر اساس قوانین جدید ندارند. شرکت‌هایی که نیاز به دسترسی‌هایی بیشتر نسبت به اطلاعات اولیه خود دارند نیز می‌توانند با بررسی روندها و مدل‌های پلت‌فرم‌هایی نظیر آنچه در بالا اشاره شد، اطلاعات و نتایج مورد نظر خود را استخراج کنند.

بر اساس ایده توصیه محتوا، ناشرانی مانند نیوزویک در حال اجرای تکنولوژی جدیدی به نام Engage.IM هستند. ناشران ممکن است قادر به استفاده از ابزارهایی برای نگه‌داشتن خوانندگان در سایت باشند، ابزاری که به‌طور بالقوه به آنها اجازه می‌دهد حجم بی‌پایانی از خوراک‌های محتوایی را تولید و منتشر کنند. تبلیغ‌کنندگان می‌توانند از این ابزار به‌عنوان یک روش برای هدف قرار دادن مشتریان در تبلیغات محلی خود استفاده کنند. حتی ممکن است کاربران برای راحتی بیشتر، محتوای موردنظرشان را شخصی‌سازی کنند، موضوعی که نتیجه آن ممکن است به نحو بی‌سابقه‌ای به نفع شرکت‌ها باشد. همان‌طور که دف پراگاد، مدیرعامل گروه رسانه‌ای نیوزویک قبلا در مقاله‌ای در فوربس اشاره کرده بود، نیوزویک با استفاده از تکنولوژی Engage.IM با افزایشی ۵۳۱ درصدی در زمان استفاده در رسانه‌های اجتماعی و افزایش حدودا ۵ برابری در تعاملات اجتماعی نسبت به قبل از شخصی‌سازی مواجه شده است. ضمن اینکه سرعت افزایش شبکه‌های کاربران پس از شخصی‌سازی حدودا ۱۱ برابر شده است.