راهکار حفظ تعادل بازار
دكتر ابوذر انصاري كارشناس ارشد ابزارهاي كالايي
تعامل و همکاری بورس کالا و وزارت صمت گاهی به نفع بازار و گاهی به ضرر آن است. به عبارت بهتر در این تعامل گاهی تصمیمات به صورت صریح و گاهی با ابهام و دوگانگی اخذ میشود. قطعا بورسهای کالایی در جهان و بورسهای کالا و انرژی در ایران؛ از بهترین سازوکارهای ممکن برای تعیین قیمت و معامله محصولات به حساب میآید. به عنوان مثال اگر فقط ۵۰۰ هزار تن سیمان برای عرضه وجود داشته باشد و ۲ میلیون تن تقاضا، بهتر است همین میزان اندک نیز در بورس کالا عرضه شود، چراکه بهینهترین و عادلانهترین نوع عرضه در همین بازار است، به گونهای که در شرایط بحرانی میتوان بیشتر به آن اعتماد کرد و از کاربردهای ویژه آن بهرهمند شد. رخدادی که در بازارهای صادراتی بورس انرژی به وضوح و بارها مشاهده شده است.
همچنین دلیل دیگر این است که هیچ راهکار بهتری نسبت به بورس کالا وجود ندارد و انواع ابزارهای مالی لازم برای انجام معاملات را که بورس کالا داراست، در حال حاضر در هیچ بازار دیگری نمیتوان یافت. در واقع هیچ نهاد یا سازوکاری به جز بورس کالا یا سایر بورسهای کالایی توانایی توزیع عادلانه و بهینه ۵۰۰ هزار تن سیمان در یک روز را ندارد؛ گویی تنظیمگری در بازارهای کالایی همچون محصولات صنعتی، معدنی و پتروشیمیایی باید از مسیر بورس کالا صورت پذیرد.
متاسفانه تنظیم بازار در چندسال اخیر به مفهوم کاهش قیمتها توسط دولت، شناخته شده است. در صورتی که تنظیم بازار به معنای حفظ تعادل بازار متناسب با تغییر عوامل بنیادی است. اگر به دلیل رکود، قیمتها کاهش یافت باید به تناسب آن قیمت داخلی نیز کاهش یابد. یا اگر قیمت ارز افزایش مییابد متناسب با آن قیمت محصولات نیز افزایش یابد، اما متاسفانه هرگاه سخن از تنظیم بازار میشود، منتظر کاهش قیمتها توسط دولت هستیم.
رسالت بورس کالا کمک به تنظیم بازار و عرضه و تقاضا است. دولت نیز در شرایط شکست بازار باید ورود کند و اوضاع نابسامان آن را سامان بخشد. تعامل سازنده بورس کالا و دولت میتواند ترکیبی ایدهآل برای تعیین قیمت و حفظ تعادل در بازار باشد، اما زمانیکه دولت یا بورس کالا از چارچوب و جایگاه خود تخطی کند قطعا شاهد از بین رفتن توازن و تعادل بازار خواهیم بود. نکته مهم آنکه نباید صفر تا صد تعیین قیمت بر عهده بورس کالا باشد، همچنین دولت نیز باید حمایت خود را در شرایط شکست بازار از بورس کالا دریغ نکند. از طرف دیگر نباید کنترل نامحدود بر این بازار اعمال شود و قابلیتهای کاربردی بورس کالا را با قیمتگذاری دستوری مفرط از بین برد. دولت باید آگاه باشد که تصمیم نابجا میتواند به قیمت فلج شدن مقطعی بخشی از یک صنعت تمام شود. بنابراین یکی از راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی صنایع کشور، اعطای آزادی عمل به بورس کالا و همچنین حمایت از آن زمانی که بازار با بحران مواجه شده تا زمان رسیدن به تعادل قیمتی است.
در سالهای اخیر کشمکشهای فراوان بین بورس کالا، صنعت و وزارت صمت وجود داشته است. عرضه یا عدم عرضه یک محصول در بورس کالا، ورود یا عدم ورود یک شرکت به این بازار، دخالت بیش از حد دولت در تعیین قیمتها و... موضوعاتی هستند که باعث ایجاد این کشمکشها شدهاند. این در حالی است که اکنون تعامل بیشتری بین این بخشها صورت گرفته است. به عنوان مثال سالهای گذشته مشکلاتی بر سر ورود یا عدم ورود محصولات فولادی یا سیمان به بورس کالا مطرح بود اما اکنون با پذیرش عرضه این محصولات در تالار نقرهای بحث بر سر چگونگی عرضه آنها است و این نشان از پیشرفت در این حوزه دارد.