صنعت فولاد خاورمیانه پوست می‌اندازد

شماره روزنامه: ۱۲۱۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۶۷۸۲۳ بورس-فلزات

بورس‌فلزات- علی غفوری: رشد ۱۰درصدی فولاد خاورمیانه همچان در تعقیب چین و هند بود و فولاد سازان آن سه چالش را در منطقه در پیش رو دارند که شامل:

صنعت فولاد خاورمیانه پوست می‌اندازد

بورس‌فلزات- علی غفوری: رشد 10درصدی فولاد خاورمیانه همچان در تعقیب چین و هند بود و فولاد سازان آن سه چالش را در منطقه در پیش رو دارند که شامل:

- توسعه صنعت فولاد برای جایگزین کردن ۱۴میلیون تن در سال واردات کنونی آن
- مدرنیزه کردن و بازسازی واحدهای کنونی آن
- ایجاد ارزش افزوده بیشتر با تولید محصولات جدیدتر چون با صنعتی شدن تدریجی منطقه نیاز آن به محصولات کیفی بیشتر و تخصصی‌تر می‌شود.
میانگین نرخ رشد سالانه فولاد در خاورمیانه و آفریقای شمالی در سال ۲۰۰۰ تا کنون ۸۷/۸درصد بوده و مصرف آن ۳۶/۸درصد است. نرخ رشد فولاد در منطقه متفاوت است. به طوریکه سریعترین یا بالاترین میزان رشد در اختیار کشورهای عربی شرق(اعراب شرقی-مصر-سودان-اردن-سوریه و لبنان) به میزان ۹۶/۱۱درصد بوده و پایین‌ترین میزان رشد در کشورهای عربی غربی مانند شمال غربی آفریقا-الجزیره-لیبی-مراکش-تونس-صحرای غربی و مورینانی است که میزان رشد آن ۹۶/۲درصد در سال است. کشورهای حوزه خلیج فارس مانند بحرین، ایران، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارای شرایطی معتدل بوده و با نرخ رشد ۸/۵درصدی مواجه هستند. تولید فولاد خام در منطقه خاورمیانه در سال ۲۰۰۵ به رقم ۷۵/۱۳میلیون تن در مقایسه با ۹۲/۸میلیون تن در سال ۲۰۰۰رسید.
آمار نشان می‌دهد میزان بهره‌برداری از ظرفیت‌ها در این منطقه نسبت به استانداردهای غربی آن پایین‌تر بوده و به طور میانگین ۷۵درصد (حدود ۱۰درصد پایین‌تر از یک واحد اقتصادی سودده غربی آن است).
اما، به هر حال بهره‌برداری از ظرفیت‌ها از سال ۲۰۰۰به بعد زمانیکه ظرفیت‌های نصب شده به ۱۳/۱۵میلیون تن (۵۸درصد بهره‌برداری) و سپس در سال ۲۰۰۵به ۴۶/۱۸میلیون رسید افزایش داشته است یعنی یک نرخ رشد ۲/۲درصد برای ظرفیت‌ها در مقایسه با یک نرخ رشد تولید ۴۸/۷درصدی در طول همان مدت به دست آمده است.بررسی‌ها نشان می‌دهد که شرکت فولادسازی EZDK مصر بالاترین میزان بهره‌برداری از ظرفیت خود در منطقه را داشته است. میانگین میزان بهره‌برداری در منطقه ۸۶درصد است که کارخانه مذکور بالاتر از این میزان ظرفیت‌های خود بهره‌برداری کرده است. انتظار می‌رود که در ظرف پنج سال آینده میزان رشد افزایش ظرفیت‌ها شتاب بیشتری به خود گرفته و در راس آن کشورهای حوزه خلیج فارس با ۱۹درصد رشد در سال ۲۰۱۰ ظرفیت‌های خود را به ۲۷/۳۲میلیون تن برساند. (جدول شماره یک)

در این منطقه شش مجتمع فولاد سازی (سه‌ چهارم چدن به صورت آهن احیای مستقیم تولید می‌شود)و کوره‌های قوسی ۴/۸۵ درصد تولید فولاد را به خود اختصاص داده‌اند.
۲ شرکت ۳۵درصد کل ظرفیت تولید در منطقه را در اختیار دارند که شامل:
EZZ-Dokheila در مصر با ۲/۵میلیون تن تولید و Hadeed درعربستان با ۸/۳میلیون تن تولید. در سال ۲۰۰۵ کل تولید دو شرکت فوق‌الذکر ۳/۸میلیون تن بود که ۶/۴۳درصد کل تولید ۱۲/۱۹میلیون تنی خاورمیانه را در برمی‌گیرد. سه کارخانه از ۶۵ کارخانه فولادسازی منطقه دارای دو نوع محصول تخت و طویل بوده و باقیمانده کارخانه‌ها فقط محصولات طویل تولید می‌کنند.
۱۱ شرکت دارای ظرفیت تولیدی بیش از ۵۰۰ هزار تن است که سه شرکت در سال ۲۰۰۵ بالای یک‌میلیون تن تولید داشته‌اند. ظرفیت‌های جدید کوره‌های قوسی است که به شرح زیر در منطقه تقسیم شده است:
- ۴۹درصد در کشورهای حوزه خلیج‌فارس
- ۳۶درصد در کشورهای عربی شرقی
- ۱۵درصد در کشورهای عربی غربی
با توجه به واردات بیشتر محصولات نیمه نهایی در سال ۲۰۰۵ حدود ۰۱/۱۵میلیون تن محصولات طویل در این منطقه تولید شده است که نسبت به سال ۲۰۰۰ معادل ۴/۸درصد رشد داشته است و در راس آن کشورهای حوزه خلیج‌فارس با ۴/۱۱درصد توسعه ظرفیت‌هایش قرار گرفته و پس از آن کشورهای مغربی با رقم نزدیک ۸/۱۰درصد آنان را تعقیب می‌کنند.
ظرفیت در سال ۲۰۰۵ به سطح
۱۵ /۲۰میلیون تن رسیده و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۱۰ به رقم ۶/۳۵میلیون تن نزدیک شده و مجددا در راس آن کشورهای حوزه خلیج‌فارس با بالاترین میزان رشد قرار خواهند داشت.
تولید محصولات تخت در سال ۲۰۰۵ به رقم ۱۱/۴میلیون تن رسید که رشد سالانه ۷/۱۰درصدی را از سال ۲۰۰۰ طی این مدت نشان می‌دهد.
رشد تولید محصولات تخت یا ورق در منطقه به شرح توزیع شده بود:
- ۱/ ۲۰ درصد در کشورهای عربی شرقی
- ۳۳/ ۱۶درصد در کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس
- و یک کاهش ۲۹/۳-درصدی در کشورهای عربی مغربی
انتظار می‌رود که میزان ظرفیت تولید ورق تا سال ۲۰۱۰ به ۴۹ /۱۲میلیون تن برسد که میانگین رشد ۵۴/۱۳درصدی را نشان می‌دهد که در راس کشورهای حوزه خلیج‌فارس با رشد ۴/۳۷درصد قرار گرفته‌اند.
پیش‌بینی می‌شود که میزان توسعه ظرفیت‌های جدید در منطقه به شرح زیر توزیع شود:
- ۹۲ /۶۸درصد در کشورهای حوزه خلیج‌فارس
- ۰۲ /۲۴درصد در کشورهای عربی مشرقی
- ۰۶ /۷درصد در کشورهای عربی مغربی
میزان تولید محصولات نهایی رشدی ۸۷/۸درصدی در بین سال‌های ۰۵-۲۰۰۰ داشته و به ۱۶/۱۹-میلیون تن رسیده است:
- ۱۲درصد مربوط به کشورهای حوزه خلیج‌فارس
- ۸۱ /۵درصد مربوط به کشورهای عربی مغربی
- ۳۱ /۷درصد مربوط به کشورهای عربی مشرقی
در سال ۲۰۰۵ تولید محصولات نهایی به رقم ۹/۲۵میلیون تن رسید و انتظار می‌رود که تا سال ۲۰۱۰ به ۰۷/۴۸میلیون تن برسد که توزیع شد در منطقه به شرح زیر خواهد بود:
- ۳۷ /۹ درصد در کشورهای عربی مشرقی.
- ۵۳ /۸ درصد در کشورهای حوزه خلیج‌فارس.
- ۶۷ /۴ درصد در کشورهای عربی مغربی.
مصرف محصولات نهایی در سال ۲۰۰۵ به رقم ۵۲/۳۳میلیون تن رسید که از سال ۲۰۰۰ رشدی ۳۶/۸درصدی را نشان می‌دهد که کشورهای حوزه خلیج‌فارس با ۷۷/۱۴درصد در بالاترین جایگاه قرار گرفته‌اند.
مصرف کشورهای حوزه خلیج‌فارس حدودا ۵۱درصد کل مصرف در خاورمیانه و ۴/۷۶درصد کل افزایش مصرف را در طی ۲۰۰۵-۲۰۰۰ در بر می‌گیرد. کشورهای عربی مشرقی بالغ بر ۴/۳۲درصد رشد مصرف ظاهری و کشورهای عربی مغربی ۶/۱۵درصد را به خود اختصاص داده‌اند. نرخ رشد مصرف در کشورهای عربی پس از چین (۱/۱۸درصد) در ردیف دوم جهانی قرار گرفته است.
با وجود افزایش مصرف در طی پنج سال گذشته، میانگین مصرف سرانه هنوز زیر سطح جهانی است که کشورهای حوزه خلیج‌فارس در این میان استثنی هستند. میانگین مصرف سرانه این کشور ۳۷۸ کیلوگرم است. در مصر که بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد در خاورمیانه است مصرف سرانه آن در سال ۲۰۰۵ حدود ۸۴ کیلوگرم است که بعضا به دلیل افزایش میزان جمعیت است.
تخمین زده می‌شود که ظرفیت‌های جدید تولید محصولات نهایی تا سال ۲۰۱۰ به میزان ۱/۲۲میلیون تن در سال به شرح زیر رشد داشته باشد:
- ۹۷ /۷۲درصد کشورهای حوزه خلیج‌فارس.
- ۱۸ /۲۰ درصد کشورهای غربی مشرقی.
- ۸۵ /۶ درصد کشورهای غربی مغربی.
واردات محصولات نهایی در سال ۲۰۰۵ به ۹۴/۲۰میلیون تن رسید که ۶/۱۷درصد نرخ رشد آن به شرح زیر در این منطقه تقسیم شده است:
- ۵۵/ ۳۳درصد در کشورهای حوزه خلیج‌فارس.
- ۴۹ /۴درصد در کشورهای عربی مشرقی.
- ۲۱ /۲درصد در کشورهای عربی مغربی.
مصر به عنوان یک صادرکننده خالص با میزان صادرات ۸/۱میلیون تن در طی سال ۲۰۰۵ یک شرایط خاص را دارد که در طی همین سال، وارداتی در سطح ۸۷۸/۱میلیون تن بزرگ‌ترین نیز بوده است.
اوکراین منبع اصلی واردات است که در سال ۲۰۰۵ حدود ۸۵۱/۵میلیون تن معادل ۲۰درصد کل صادرات اوکراین به این منطقه صادرات داشته است. ترکیه دومین صادرکننده خصوصاً به کشورهای حوزه خلیج‌فارس است که ۵/۲میلیون تن میلگرد ساختمانی به این منطقه صادرات داشته است.
سنگ آهن و آهن اسفنجی
به جز موریتانی ذخایر سنگ‌های غربی در این منطقه وجود دارد. در سال ۲۰۰۵ حدود ۰۵/۴میلیون تن کنسانتره سنگ در آن تولید شده است. بحرین دارای ۴میلیون تن ظرفیت تولید سالانه گندله است که سنگ وارداتی را در آنجا فرآیند می‌کند و می‌خواهد ظرفیت تولید خود را تا سال ۲۰۱۰ به ده‌میلیون تن برساند. تولید موردنیاز احتمالا ۷میلیون تن در طی همین مدت داشته باشد که بیشترین حجم آن به خارج از منطقه صادر خواهد شد. میزان تولید آهن اسفنجی که نیاز به گندله مرغوب و یا سنگ‌آهن کلوخه (lump) دارد در سال ۲۰۰۵ به ۷۵/۱۳میلیون تن رسید که از سال ۲۰۰۰ دارای رشد ۴۸/۷درصدی در سال بوده است. تولید آهن اسفنجی (DRI) احتمالا تا سال ۲۰۱۰ به ۸۵/۲۲میلیون تن در سال برسد که تقریبا بالغ بر ۷۵درصد تولید آهن منطقه را در بر می‌گیرد.
پروژه‌های جدید
حدود یکصد پروژه جدید در سال‌های اخیر در این منطقه مطرح شده است که ۷۲مورد آن در کشورهای حوزه خلیج‌فارس بوده که ۳۳مورد آن در عربستان و ۲۰ پروژه در امارات است.
در بخش محصولات نهایی طرح‌های توسعه آتی شامل پروژه‌های جدید و یا افزایش ظرفیت کارخانه‌های کنونی برای تولید محصولات فولادی با ارزش افزوده بالا مانند محصولات نورد سرد، گالوانیزه و محصولات اندودداری شده است که تخمینا ظرفیت آن ۵/۱میلیون تن در سال خواهد بود. این پروژه‌ها بیشتر در عربستان سعودی و امارات متحده عربی تمرکز یافته است. علاوه بر این طرح‌های توسعه‌ای در لیبی، مراکش و سایر کشورهای عربی منطقه در دست برنامه‌ریزی است که ظرفیت تولید محصولات با ارزش افزوده کنونی آن را در این کشورها به دو برابر خواهد رسانید.
پروژه‌های جدید شامل کارخانه‌های فولادسازی جدید فولاد ضدزنگ و فولادهای مخصوص بوده که ظرفیت سالانه آن در بحرین ۹۰کیلوگرم است. در‌حال‌حاضر فقط یک کارخانه را در دنیای عرب (شرکت فولاد Arco در مصر) وجود دارد که فولادهای مخصوص تولید می‌کند و دارای ظرفیت تولیدی ۱۵۰هزار تن در سال است.
در بخش محصولات طویل حدود ۳۳پروژه جدید اعلام شده است که ۲۰پروژه آن در کشورهای حوزه خلیج‌فارس قرار دارد.
تعداد پروژه‌های پیشنهادی برای احداث واحدهای آهن احیای مستقیم و HBI به ۲۴عدد می‌رسد که به صورت طرح‌های توسعه یا پروژه‌های جدید است. اکثر این پروژه‌ها در کشورهای حوزه خلیج‌فارس قرار گرفته‌اند.
پروژه جدید نیز در زمینه تولید گندله وجود دارد که بزرگ‌ترین آن در موریتانی با ظرفیت ۷میلیون تن در سال احداث خواهد شد و دیگر طرح‌های پیشنهادی توسعه در بحرین و ساخت یک کارخانه جدید در امارات متحده عربی در کنار آن در دست مطالعه است.
فرصت‌ها و ریسک‌ها
فرصت‌ها برای توسعه ناشی می‌شود از:
- پویایی در بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری در صنایع فولاد و توسعه سرمایه‌گذاری در خارج از مرزهای منطقه
- پذیرش آخرین تکنولوژی‌ها
-میانگین عمر جوان کارخانه‌ای کنونی امکان بهره‌برداری مطلوب از آنان را می‌دهد
- در دسترس بودن انرژی ارزان و زیرساختار خوب (بنادر خوب و سیستم‌های ارتباطاتی و جاده‌های مطلوب)‌
- امکان صادرات به بازارهای جهانی
ریسک‌ها:
- اتکای شدید طرح‌های توسعه و پروژه‌ها به درآمدهای نفتی و یا قیمت نفت
- سرمایه‌گذاری محدود در زمینه تولید مواد اولیه با توجه به نیاز به آن
- رشد نامتوازن در بخش‌های مصرف‌کننده آهن و فولاد
- خطرات مربوط به افزایش سریع تولید جهانی و بوجود آمدن ظرفیت‌های مازاد که منتهی به رقابت شدیدتر در بازارهای جهانی و در نتیجه اقدامات ضد دامپینگی می‌گردد.
- تقاضا در بازارهای داخلی نسبت به افزایش میزان تولید چندان واکنشی از خود نشان نمی‌دهد که منتهی به کاهش قیمت‌ها و پناه آوردن به رقابت ناسالم در میان تولیدکنندگان می‌گردد.
- اتکا و یا مرتبط بودن رشد به عوامل اقتصادی و سیاسی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی که تأثیرات منفی روی انتظارات یا پروژه‌های برنامه‌ریزی شده خواهد گذاشت.
مصر
کارخانه EZDK بزرگترین فولادساز مصر است که ۵۴درصد تولید فولاد این کشور را در اختیار دارد.
مصر دارای ۲۱ شرکت فولادسازی است که در ۲۶ سایت مختلف از آنان در این کشور بهره‌برداری می‌شود. در سال ۲۰۰۵ میزان تولید فولاد خام هفت شرکت روی هم رفته به ۶/۵ میلیون تن رسید.
ظرفیت تولید محصولات نهایی آنان ۶/۹ میلیون تن بود که ۴/۶ میلیون تن آن محصولات طویل و ۲/۳ میلیون تن آن محصولات تخت (نسبت به تولید طویل به تخت ۶۷ به ۳۳) بوده است.
در حال حاضر بخش خصوصی بالغ بر ۸۴ درصد کل ظرفیت فولاد‌سازی‌های این کشور را در اختیار دارد که در سال‌های۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ به ترتیب ۲۸ و ۶۵ درصد به دست آمده است.
مصرف محصولات نهایی طبق پیش‌بینی قبلی در سال ۲۰۰۶ حدود ۷ درصد رشد بیشتر داشته است یعنی از ۹/۴ به ۲/۵ میلیون تن رسیده است که بالاتر از ۲۳ درصد رشد در سال ۲۰۰۵ است. انتظار می‌رود که رشد محصول نهایی در سال ۲۰۰۶ به ۶/۷ میلیون تن رسیده که مرز این بهره‌برداری تا ۷۹ درصد (۵۹ درصد در سال ۲۰۰۴) خواهد رساند. بعضی از واحدهای نورد اقدام به احداث واحدهای ذوب نیز خواهند نمود که در این صورت ظرفیت تولید فولاد خام با ۷/۰ میلیون تن افزایش به ۷ میلیون تن رسید و سرمایه‌گذاری‌های جدید در بخش ظرفیت‌های نورد تولید فولاد در دو سال آخر با دو برابر افزایش ۵/۰ میلیون تن در سال خواهد رساند.
مصر دومین تولیدکننده بزرگ فولاد خام در خاورمیانه پس از ایران است. رشد سالیانه CAGR حدود ۷/۱۹ درصد است که بزرگ‌ترین در منطقه است.(جدول۲)

مصر در سال ۲۰۰۵ حدود ۲۸درصد تولیداتش را صادر کرده است که نسبت به ۳۲درصد سال ۲۰۰۴ پایین‌تر است اما قبل از این روند مثبت بین ۲۸-۸درصد در سال بوده است. مصر در سال ۲۰۰۰ یک صادر کننده صرف بوده و در نظر دارد در سال ۲۰۰۶ حدود ۱/۲میلیون تن فولاد صادر کند.
در مصر بخش ساختمانی بزرگ‌ترین بازار فولاد است که ۶۲درصد تولید را به خود اختصاص داده است که پس از آن محصولات فلزی ۱۷درصد بوده و سایر بخش‌ها بیشتر از ۸درصد نمی باشد.
چشم‌انداز تا سال ۲۰۱۰
پیش‌بینی می‌شود که میزان رشد GDP در مصر سالیانه بیش از ۶درصد باشد.
بخش خصوصی بیشترین میزان سرمایه‌گذاری را خواهد داشت چون شرایط تجاری مطلوب بوده، هزینه‌های بهره‌برداری پایین است.
تورم رو به کاهش بوده و نرخ‌های تبدیل ارز ثابت است.
بیشترین سرمایه‌گذاری مربوط خواهد شد به تقویت خدمات زیربنایی (حمل‌ونقل، ارتباطات، آموزش و بهداشت) و در کنار آن به صنعت توریسم و نفت نیز توجه خواهد شد که خارجیان در آن سرمایه‌گذاری خواهند کرد.
تولیدات داخلی رشد خواهد داشت که بیشترین میزان آن صنایع صادراتی بوده که کسری موازنه تجاری را به زیر سطح کنونی ۱۰درصدی GDP کاهش خواهد داد.
رشد تقاضا نیز همچنان با سرمایه‌گذاری‌های‌ بخش خصوصی بالا خواهد رفت که افزایش سرمایه‌گذاری‌های دولتی در بخش‌های زیربنایی موجب ارتقای بیشتر رشد تقاضا خواهد شد.
بخش‌های کلیدی بخش مسکن و ساختمانی و بخش صنایع صادراتی است. رشد تولید در مصر و در منطقه خاورمیانه منتج به استمرار افزایش سود تولید و بهبود میزان بهره‌برداری‌ها خواهد گردید.
به دلیل رشد تقاضای داخلی و منطقه‌ای ظرفیت‌های تولید محصولات نهایی بالا خواهد رفت و واحدهای نورد نهایی نیز برای رهایی از واردات محصولات نیمه نهایی با یکدیگر ادغام خواهند شد تا خودکفا گردند.
صادرات
درآمدهای سرشار نفتی در کشورهای حوزه خلیج فارس همواره پشتیبان مالی پروژه‌های توسعه امور زیربنایی نفت و گاز و بخش‌های مسکن است.
پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۱۰ رشد سالیانه مصرف ۱۰-۸درصد بوده و میزان آن به ۲/۱۶میلیون تن برسد.
پیش‌بینی می‌شود که در لبنان پروژه‌های بازسازی میزان واردات را با دو برابر افزایش در پنج سال آینده به ۶/۱میلیون تن برساند.
در سودان نیز به‌رغم تشنج‌های سیاسی علائمی از رشد مشهود است چون دولت درنظر دارد در جنوب کشور پروژه‌های زیربنایی خود را اجرا نماید.
هنوز می‌بایستی پتانسیل سودان آزاد گردد.
در الجزایر قرار است ۲میلیون واحد ساختمان مسکونی در پنج سال آینده احداث شود که انتظار می‌رود تقاضا برای میلگرد ساختمانی را تا میلیون تن افزایش دهد.
اگر در عراق فعالیت‌های تجاری و بازسازی این کشور آغاز گردد نیاز سالیانه آن به میلگرد ساختمانی ۳/۲میلیون تن خواهد گردید.
تجارت
تولید فولاد خام و چدن در جهان در سال ۲۰۰۵ به ترتیب ۶ و ۸درصد افزایش داشته است ولی برعکس تولید سنگ‌آهن سال گذشته ۳درصد رشد داشته است.
به هر حال تولید فولاد و سنگ‌آهن در جهان در بالاترین سطح تاریخی خود قرار گرفته است.
اما بیشترین افزایش ظرفیت در سال ۲۰۰۵ به وجود آمد تا تقریبا بتواند پاسخگوی افزایش تقاضا گردد.
کشوری که بیشترین سنگ را تولید کرد استرالیا بود با ۲۲درصد سهم تولید و پس از آن برزیل با ۲۰درصد تولید قرار گرفته است.
تولید گندله در سال ۲۰۰۵ به رقم ۷/۳۱۰میلیون تن رسید که بالاترین سطح خود تاکنون بوده و بالغ بر ۲۵درصد تولید سنگ‌آهن را به خود اختصاص داده است.
بزرگ‌ترین تولیدکنندگان گندله آمریکا، برزیل (هر کدام بین ۵۲ و ۵/۵۴میلیون تن). سایر تولیدکنندگان عمده چین، سوئد، قزاقستان، شیلی، پرو و ونزوئلا هستند.
صادرات بالغ بر ۴/۱۳۶میلوین تن رشد که ۱۱درصد رشد نسبت به سال ۲۰۰۵ را نشان می‌دهد.
برزیل همچنان بزرگ‌ترین صادرکننده بود که میزان صادرات آن به ۶/۴۸میلوین تن رسیده و ۴۲درصد از تمام گندله صادر شده در سال ۲۰۰۵ را دربرمی‌گرفت.
کانادا ۵/۱۹میلیون تن صادرات داشته است.
صنعت گندله‌سازی از سال ۲۰۰۱ به بعد به دلیل افزایش تقاضا برای آن، افزایش تولید DRI، سخت‌تر شدن شرایط زیست‌محیطی کارخانه‌های آگلومراسیون و علائم بهبود بیشتر تولید رو به توسعه و گسترش گذاشته است.
در طی دهه‌های گذشته صنعت تولیدکننده سنگ‌آهن چندین سیکل ادغام و افزایش تمرکز را پشت‌سر گذاشته است.
در حال حاضر سه تولیدکننده عمده بالغ بر ۳۳درصد تولید جهانی را در مقایسه با ۲۰درصد در ۱۰ سال پیش را به خود اختصاص داده‌اند.
CVRS برزیل ۳۲درصد صادرات این محصول را در اختیار دارد که پس از آن شرکت Rio Tinto د۱۸ درصد و BHP (استرالیایی) ۱۶درصد را به خود اختصاص داده‌آند.
کل تجارت در سال ۲۰۰۴ حدود ۶۰۵میلیون تن بود.
ظرفیت‌های جدید
پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۰۸ به ظرفیت‌های تولیدی سنگ‌هن افزوده گردد.
CVRD در نظر دارد میزان ظرفیت خود در سال ۲۰۰۵ (۲۳۳میلیون تن) را به ۲۶۴میلیون تن رسانیده و در سال ۲۰۰۷ آن را به ۳۰۰میلیون تن برساند.
شرکت Rio Tinto در استرالیا در سال ۲۰۰۶ حدود ۱۵میلیون تن به ظرفیت خود می‌افزاید و BHP نیز در استرالیا به ظرفیت‌های خود توسعه خواهد داد.
بعضی از شرکت‌های سنگ‌آهن و فولادسازی با یکدیگر ادغام یا یکپارچه می‌شوند تا توان پروژه‌های جدید را ارتقا بخشند مانند شرکت‌های چینی و میتال و شرکت‌های روسی که فعالیت گسترده‌ای در این زمینه دارند.
تقاضا
با توجه به پیش‌بینی رشد سالانه تقاضا برای سنگ‌آهن در سال ۲۰۰۶ در جهان به میزان ۵/۵درصد (به جز چین که این رقم برای آن ۱۰درصد برآورد شده است)، شرایط کمبود عرضه در سال ۲۰۰۶ همچنان وجود داشته ولی در سال ۲۰۰۷ شرایط شرایط کمبود اندکی بهبود خواهد یافت چون شرایط بازار نقد به عنوان یک شاخص دیگر وجود نخواهد داشت.
به طور کل به نظر می‌رسد که تقاضا برای سنگ‌آهن در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ تا حدی کاهش پیدا کند.
تولیدکنندگان بزرگ سنگ آهن می‌توانند طول زمان اجرای طرح‌های توسعه خود را افزایش دهند ولی شرکت‌های کوچکتر قادر به این کار نیستند چون ممکن است منتهی به افزایش عرضه نسبت به تقاضا گردد.
قیمت‌ها در سال ۲۰۰۶ احتمالا ۲۰درصد افزایش داشته است اما مذاکرات در سال ۲۰۰۷ بسیار سخت‌تر است چون ممکن است شرایط در بازارها متفاوت‌تر باشد. مثلا اختلاف بین قیمت‌های پرداختی فولادسازان به شرکت‌های سنگ آهن استرالیا و برزیل (به دلیل اختلاف در کرایه حمل و نقل) همچنان موضوع مناذعه بین طرفین باقی خواهد ماند و نقش خریداران چینی در این رابطه بسیار مهم و حساس خواهد بود.
تولید آهن اسفنجی (DRI)
تولید DRI/HBI در جهان در سال ۲۰۰۵ به رقم ۵۷میلیون تن (۸/۳درصد افزایش) رسید که دلیل عمده آن افزایش بهره‌برداری از ظرفیت‌های کنونی بوده است که فرآیند میدرکس بالغ بر ۶۳درصد تولید جهانی را به خود اختصاص داده است.
کشور هند بزرگ‌ترین تولیدکننده DRI/HBI در جهان به میزان ۱/۱۱میلیون تن بود که میزان تولیدش را از سال ۲۰۰۱ به بعد به دو برابر افزایش داده است. هند برای تولید آهن اسفنجی از واحدهای گازی و زغالی استفاده می‌کند. ونزوئلا ۹میلیون تن، ایران ۹/۶ و مکزیک ۶میلیون تن آهن اسفنجی تولید کرده‌اند. کل صادرات آهن اسفنجی در جهان در سال ۲۰۰۵ به ۴/۱۳میلیون تن (۷/۲۰درصد افزایش) رسیده که چندین طرح یا واحدها جدید نیز بین سال‌های ۲۰۰۸-۲۰۰۶ به مرحله بهره‌برداری خواهند رسید.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن