با نزدیکتر شدن هر چه بیشتر به انتخابات هیات رئیسه مجلس یازدهم، رفته رفته گمانه‌زنی‌هایی که بر تفوق قالیباف بر دیگر رقبا تاکید داشتند، به اما و اگرهایی در مورد ریاستش بر کرسی بهارستان تبدیل شده و هر روز بیش و پیش از روز قبل بر این شایدها افزوده می‌شود، به گونه‌ای که سردار را مجبور به سفرهای استانی پیش از موعد در ایام شیوع کرونا کرده است.

سفرهای استانی پیش از موعد در ایام شیوع کرونا

«اگر رئیس مجلس نشوم به مجلس نمی‌آیم.» این نقل قول از زبان سیاستمداری به گفته خودش نواصولگرا است که سه دوره از حضورش در انتخابات ریاست جمهوری با شکست همراه بوده است اما اکنون در غیاب حضور فعال اصلاح‌طلبان در انتخابات؛ با رأیی به مراتب کمتر از آنچه در مجلس دهم شاهدش بودیم، خود را تا پشت درهای بهارستان یازدهم رسانده اما گویی شرط حضور خود در مجلس یازدهم را تنها «تکیه بر صندلی ریاست مجلس» می‌داند.

او یک بار لباس نظامی از تن بیرون کرده و سودای ریاست جمهوری را با برند «سردار خلبان» می‌آزماید و پس از هشت سال نشستن بر کرسی شهرداری تهران در هر دو انتخابات ناکام می‌ماند. در سال ۹۶ برای انتخابات ریاست جمهوری به عنوان پر سابقه‌ترین شهردار تهران بار دیگر قدم به میدان گذاشت، این بار نیز علیرغم اینکه تلاش کرد دوگانه روحانی_قالیباف بسازد اما باز هم موفق نشد.

خود تخریب‌گر یا جهادی

«محمدباقر قالیباف» که شهریور امسال ۶۰ ساله می‌شود، همواره به سیاستمداری با مشاوران عاریه‌ای شهره بوده است که بسیاری این نقیصه را یکی از چند نقطه ضعف برجسته او و شاید مهم‌ترینش می‌دانند.

قالیباف بعد از ناکامی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ با رقبایی چون آیت‌الله هاشمی، کروبی و احمدی‌نژاد با اجماع اعضای شورای شهر دوم، شهردار تهران شد؛ تصدی او بر صندلی بهشت، گام نخست برای نشان دادن خود به عنوان یک مدیر اجرایی توانمند بود؛ هر چند با آمدن شورای‌شهر پنجم و باز شدن پرونده قائم مقام او، عیسی شریفی و مسائل مدیریت شهری دوران تصدی‌گریش در خیابان بهشت، مشخص شد علیرغم انجام پروژه‌های عمرانی بزرگ در تهران هزینه‌های گزافی نیز برای میراث‌داران شهرداری به جا گذاشته و اعضای جدید را با چالش بدهی چند هزار میلیاردی روبرو کرده است.

سردار خود را در چالش‌هایی که با حسن روحانی در انتخابات‌های سال ۹۲ و ۹۶ داشت، بیشتر هویدا ساخته است؛ او با عناوینی همچون شفافیت در وضعیت مالی خود و خانواده‌اش و نیز تولید برق از زباله‌های تهران بیش از پیش این وجهه از شخصیت خود را نمایان ساخت. ماجرای صوت منتشره شده او درباره برخورد با دانشجویان در دوران رئیس پلیس بودنش خود گواه دیگر بر این ماجراست.

سیاستمداری درجه دو در میان اصول‌گرایان

کنارگیری او به نفع کاندیدای دیگر اصولگرایان، بار دیگر بر درجه دوم بودنش در میان اصول‌گرایان تاکید کرد، شاید سرخوردگی از این رویکرد جریان راست باعث شد تا به فکر جریانی نو اما با رویکردی شناخته شده به اسم «نو اصولگرایی» بیفتد و با این نگاه در جذب جوانان اصولگرایی که شیفته تکنوکرات بودن او هستند، تلاش کند.

شهردار سابق تمام تلاشش را کرد که در کورس رقابتی ریاست جمهوری سال ۹۶ باقی بماند اما کناره‌گیری‌اش از کاندیداتوری نشان داد که او همواره در آرزوی به دست آوردن جایگاهی دست یافتنی‌تر، بهتر از دیگران کوتاه آمده است.

قالیباف که تا پیش از شکل‌گیری لیست اصولگرایان برای مجلس یازدهم، گمان می‌کرد سرلیستی در تهران می‌تواند او را یک گام به ریاست قوه مقننه نزدیک‌تر کند،‌ زمان بسته شدن لیست و ائتلاف دقیقه نودی با جبهه پایداری بیش از پیش دریافت که این کار برای او سهل ممتنع است، به طوریکه در همان ایام انتخابات میرسلیم یکی از رقبای او به خبرنگار ایلنا، گفت: «قالیباف سرلیست شورای ائتلاف نیست و طرفدارانش پوستری با سرلیستی او منتشر کرده‌اند».

جریان‌های رقیب در مجلس یازدهم

به جرأت می‌توان گفت بیشترین مدعیان ریاست مجلس را در این دوره از مجلس شاهد هستیم، به گونه‌ای که مجلس را می‌توان به پنج طیف مختلف درون جریان اصولگرایی تقسیم کرد که جبهه پایداری با افراد شاخصی چون مرتضی آقاتهرانی و علیرضا زاکانی؛ جریان نواصولگرایی با قالیباف؛ جریان سنتی اصولگرا با افرادی همچون میرسلیم؛ اصولگرایان مستقل با چهره‌هایی مثل حاجی‌بابایی و احمدی‌نژادی‌ها با افرادی همچون نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی دولت دهم در آن وجود دارند و به نظر می‌رسد که هر کدام با ابزارها و پتانسیل‌های خودشان برای تصاحب صندلی پارلمان خیز برداشته‌اند.

اکنون باید دید قالیباف چه واکنشی به شروط هشت‌گانه اصولگرایان که در پایان هفته گذشته برای تشکیل هیئت رئیسه و کمیسیون‌های تخصصی مجلس یازدهم تصمیم‌گیری شده خواهد داشت، یکی از شروط تاکید می‌کند: « شرط کاندیداتوری برای ریاست مجلس آن باشد که فرد مورد نظر، خود را کاندیدای ریاست جمهوری سال ١٤٠٠ اعلام نکند».

به نظر می‌رسد که این شرط را مختص قالیباف گذاشته باشند؛ چراکه پیش از این جلسه و در فروردین‌ماه جوانان اصولگرای مجلس یازدهم در جلسه‌ای تحت عنوان «برنامه‌ریزی برای جهش تولید» و «تشکیل مجلس در تراز گام دوم انقلاب» که با حضور زاکانی و قالیباف برگزار شد، بر این موضوع اصرار ورزیدند.

ریاست مجلس راهی برای انتقام از دولت

مجموع این شرایط و البته طیف بندی‌هایی که درون مجلس یازدهم در حال شکل‌گیری است، نشان می‌دهد که اقبال کمی به قالیباف در میان نمایندگان وجود دارد. 

عبدالله ناصری نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا ضمن اشاره به تشتت در جریان اصولگرایی با بیان اینکه بین جریان قالیباف و احمدی‌نژاد و اصولگرایان مستقل صف‌بندی شکل خواهد گرفت، تاکید کرد: «با توجه به اینکه در شهرداری تهران پرونده‌های اقتصادی و مسائلی دیگر درباره آقای قالیباف وجود دارد، او در مجلس اول عملا رئیس در سایه خواهد شد و از نظر ظاهری و در تریبون افرادی مثل میرسلیم به عنوان رئیس قوه مطرح خواهند شد»

سفر برای لابی با نمایندگان

قالیباف تلاش‌های خودش را به تهران معطوف نکرده و سفرهای استانی خود را برای لابی و به دست‌آوردن نظر نمایندگان دیگر استان‌ها به کار گرفته است، این درحالی است که پیش از این گفته می‌شد او دستکم رأی بیش از دو سوم نمایندگان مجلس یازدهم را در اختیار دارد.

قالیباف در سفر اخیر خود به استان خوزستان به دنبال رای ۱۸ نماینده این استان است، این در حالی است که  نظرها کم کم به سمت حاجی بابایی برای ریاست مجلس جلب می‌شود به طوری که همزمان با سفر قالیباف به خوزستان قاسم ساعدی رییس مجمع نمایندگان این استان در مصاحبه‌ای، تلویحا از حاجی بابایی حمایت کرده است و گفته: «به‌نظر می‌رسد آقای حاجی‌بابایی یکی از گزینه‌های اصلی ریاست مجلس یازدهم باشد. کارنامه موفق ایشان در گذشته و اینکه اکثریت قاطع مجلس یازدهم، اصولگرایان انقلابی هستند، شانس خوبی را برای ریاست ایشان به‌وجود می‌آورد، هرچند که ما خیلی دغدغه ریاست مجلس را نداریم، زیرا معتقدیم با منتخبانی که از سوی مردم به مجلس راه یافتند، حتماً یک فرد انقلابی و ارزشی رییس مجلس خواهد شد.»

دوستان سابق، رقبای فعلی

تلاش قالیباف برای تکیه بر صندلی ریاست مجلس یازدهم در حالی صورت می‌گیرد که او علاوه بر اصولگرایان سنتی (میرسلیم) و مستقل (حاجی بابایی) سد وزیران احمدی‌نژاد و برخی مدیران دولت نهم دهم را نیز پیش رو دارد.

در کنار این چند جریان، جبهه پایداری نیز حضور دارد که گزینه‌های نه چندان مطرح خود از جمله زاکانی و آقاتهرانی را برای ریاست دارند، علیرغم رابطه نزدیک زاکانی، به نظر می‌رسد که سردار گزینه آنها هم نباشد و در پایان از ائتلاف دقیقه نودی با این جریان پشیمان شود.

پررنگ شدن «حاجی بابایی» و به حاشیه رفتن سردار 

از پیش از انتخابات مجلس یازدهم پیش‌بینی‌ها رقابت بین قالیباف و انصاری اصلاح‌طلب را تخمین می‌زد اما در کمتر از یک ماه مانده به انتخابات هیات رئیسه مجلس، کم‌کم دوگانه قالیباف_ میرسلیم کمرنگ شده و به رقابت بین حاجی بابایی_قالیباف نزدیک‌تر می‌شویم، در سایه بودن حاجی بابایی و اکنون پررنگ شدن آن خبر از روزهای سخت برای نامزد این سال‌های پاستور می‌دهد و علیرغم اینکه  قالیباف در پرونده تحقیق و تفحص از شهرداری در مجلس نشان داد که «لابی‌من» خوبی است، اما این بار با حضور همه مردان میانی جریان اصولگرایی بعید می‌رسد که بتواند کاری از پیش ببرد.

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند