این سارق پسر ۲۰ ساله‌ای است که حین سرقت کادوی ولنتاین برای نامزدش دستگیر شد.

 چرا دستگیر شدی؟

ولنتاین بود و باید برای نامزدم کادو می‌خریدم. داشتم می‌رفتم خانه که چند کوچه مانده به خانه‌مان، چشمم به در باز یک خانه و کتانی سفیدی که داخل آن بود، افتاد. کتانی سفید دخترانه کاملا نو بود که هر کسی آن را می‌دید، خریدارش می‌شد. تصمیم گرفتم آن را بدزدم.

 چطور بازداشت شدی؟

به محض اینکه وارد خانه شدم صاحبخانه مرا دید و برای اینکه مرا کتک نزند، به داخل حمام خانه رفتم و مخفی شدم. او هم به پلیس زنگ زد.

 چطور با نامزدت آشنا شدی؟

در میهمانی‌های شبانه به او علاقه‌مند شدم.

 شغلت چیست؟

در مغازه پدر نامزدم که بنگاه است، کار می‌کنم. 20 درصد از کمیسیون سهم من است. اگر اوضاع بازار خوب بود گاهی اوقات حقوقم به دو میلیون تومان هم می‌رسید، اما الان صد هزار تومان هم به‌زور می‌گیرم.

 پس‌انداز نداشتی که به‌خاطر کادوی ولنتاین مجبور شدی سرقت کنی؟

چند وقت قبل سالگرد نامزدی‌مان بود، 10 میلیون تومان برایش طلا خریدم. هرچه پول داشتم خرج شد. زشت بود کادوی ولنتاین نگیرم.