آیا تغییری بنیادین در عرصه اقتصاد ایران رخ داده است؛ به عنوان مثال تورم کاهش یافته یا اهنگ رشد آن کندتر از قبل شده است؟ توقع برای ثابت ماندن نرخ ارز از کجا سرچشمه می گیرد؟ نگاهی به وضعیت اقتصادی ایران نشان می دهد تغییر مبنایی خاصی در این حوزه رخ نداده است . اگر با اغماض از کنار تورم بالای ایران بگذریم ، می رسیم به بحران های جدی و طولانی مدت دیگر نظیر غیر واقعی بودن قیمت بنزین . ایا این مشکل رفع شده است ؟

آیا نتیجه دادن روزانه هزار میلیارد تومان یارانه فقط برای مصرف بنزین و حداقل همین مقدار برای سایر حامل های انرژی از بیت المال منتظر نتیجه دیگری هستیم . به هر روی روزانه حدود یک هزار میلیارد تومان سود پول (بخوانید ربا)توسط بانک های کشور و بدون اینکه بشود درآمدی از آن حاصل شود، به سپرده گذاران پرداخت می شود این اقدام کارکردی جز افزایش نقدینگی در بر ندارد . نتیجه افزایش نقدینگی پیش تر از سوی اقتصاددانان تشریح شده است.

آیا با توجه به اینکه درآمدهای ارزی ما کاهش یافته،فکری برای کم کردن هزینه ها کرده‌ایم؟

خورد و خوراکمان که باید تامین باشد. ماشینمان که باید با بنزین ارزان راه برود ،مسافرت های منظم خارجی مان که باید به راه باشد و سالانه بیش از بیست میلیارد دلار را توسط مسافران و توریست‌های عزیزمان توی جیب کشورهای همسایه و غیر همسایه بریزیم، کارخانه هایمان که باید در اثر نداشتن مواد اولیه یکی یکی تعطیل شوند، نرخ بیکاری که باید روز به روز افزایش پیدا کند،

خوب آیا در این شرایط نباید نرخ ارز تغییر کند ؟اگر بخواهیم ثبات به نرخ ها بازگردد . قدم اول، واقعی و واحد شدن قیمت ها و نه فقط قیمت ارز بلکه سایر قیمت ها ، و البته تصحیح رفتار جامعه  از طریق وضع مقررات مثلا گرفتن  عوارضی جدی برای خروج از کشور و ...است. 

این ها کارهایی است که به نظر حقیر انجام آنها به اقتصاد کشور کمک می کند.بی تردید هر گاه پاسخ به سئوالات مطرح شده در این متن تغییر کند، می توان انتظار تغییر مسیر حرکت ارز را در اقتصاد ایران داشت ولی در شرایط کنونی نتیجه این اقدامات ، چیزی جز آنچه در اقتصاد می گذرد، نخواهد بود.