برنامه های «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی برای تحول و پیشرفت در عرصه های اقتصادی و مدنی به رغم تبلیغات گسترده پیامدهایی به بار آورده که از دید بسیاری از تحلیلگرن عنوانی جز خسارت و عقبگرد نمی توان بر آن نهاد. در نهادهای دینی عربستان از اقدامات ولیعهد عربستان برای اصلاحات نارضایتی وجود دارد. شکست سیاست خارجی محمد بن سلمان عرصه را بر سیاست داخلی او تنگ کرده و محبوبیت وی را کاهش داده است. این شاهزاده جوان سعودی به طور کلی در باتلاق جنگ یمن گرفتار شده است. افزون بر این، تنش های سیاسی او با غرب هم پایان ندارد و او به راحتی نمی تواند از بحران ها عبور کند. سیاست های بن سلمان که بر اساس ترساندن و کنار گذاشتن مخالفان پایه ریزی شده است بسیاری از بازرگانان را ترسانده و آنان سرزمین عربستان را ترک می کنند. سرمایه گذاران حاضر نیستند اموال خود در محیطی بی ثبات سرمایه گذاری کنند. سرمایه گذاری در عربستان با خطرات و ریسک هایی همراه است و فرار سرمایه گذاران از عربستان را به دنبال داشته است. او به دلیل این موضوع هر روز به سوی انزوا پیش می رود. می توان گفت که توقف فروش طرح سهام شرکت نفتی آرامکو همانند چوبه اعدام برای طرح های ولیعهد عربستان است و او بیشتر از این نمی تواند از بحران ها فرار کند و دیگران را مسوول شکست های خود معرفی کرد.

شبکه خبری «الجزیره» قطر در این خصوص نوشت: در عرصه بین المللی محمد بن سلمان ولیعهد عربستان از یک شکست به شکستی دیگر منتقل می شود و در داخل عربستان نیز او تدابیر لیبرالی خود را با سرکوب های بسیار به پیش می برد. طرح «چشم انداز ۲۰۳۰» او هیچ پیشرفتی نداشته است. شاهزاده محمد بن سلمان با گستاخی های خود عربستان را می بلعد. او از هیچ یک از برگه برنده ها استفاده نکرد. در داخل عربستان او ثروت های نفتی بسیاری در اختیار داشت که زمینه را برای پادشاهی او برای چند دهه متوالی فراهم کرده بود. افزون بر این، او از حمایت جوانان، زنان، تکنوکرات ها و لیبرال ها برخوردار بود اما وی از این فرصت ها استفاده نکرد. در خارج از کشور نیز بزرگترین همپیمانان عربستان به او به عنوان مرد دست و دل بازی نگاه می کردند. افزون بر آمریکا و فرانسه، کشورهای روسیه، چین و حتی رژیم اسرائیل به دست و دل بازی های او چشم دوخته بودند اما تنها چند ماه از دوران ولیعهد او سپری نشده بود که او همه برگ برنده ها و پشتوانه های خود را از دست داده است.

در این زمینه نشریه «تایمز» انگلیس در صفحه نگاه خود در گزارشی به قلم «مایکل برلی» نوشت: روزهای حضور بن سلمان در قدرت به شماره افتاده و امیدها به شاهزاده بن سلمان به عنوان مصلحی که زخم های منطقه را درمان خواهد کرد نتیجه ای به دنبال نداشته است. با سفر محمد بن سلمان در اسفندماه گذشته به انگلیس هیاهوی رسانه ای به راه افتاد و او در جریان آن سفر میلیون‌ها دلار به شرکت‌های فعال در زمینه روابط عمومی و لابی‌ها پرداخت و گفته شد که او به‌عنوان قوی‌ترین مرد سعودی با وجود ۳۲ سال سن قرار است. اما پس از سپری شدن ۶ ماه به نظر می‌رسد که احتمال بالا رفتن او در قدرت بیشتر با ابهام همراه است و «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه سعودی در حال نشان دادن نشانه‌های شک و تردید دراین‌باره است. شکاف بین هیاهو و جاروجنجال تبلیغاتی درباره ولیعهد و حقیقت شخصیت و توان او به طور کامل آشکارشده است. 

نشریه تایمز با طرح این سوال که آیا طرح شهر بسیار پیشرفته نیوم را که ولیعهد سعودی برای احداث آن تلاش می‌کرد، به یاد می‌آورید؟ نوشت: این طرح که بودجه‌ای بیش از ۸۰ میلیارد دلار برای آن تخصیص ‌یافته است و تلاش‌ها برای اصلاح اقتصاد عربستان بر اساس طرح چشم‌انداز بن سلمان موسوم به «چشم‌انداز ۲۰۳۰» متکی به عرضه پنج درصد سهام شرکت نفت و گاز بزرگ آرامکو عربستان است.

به نظر می‌رسد که سلمان بن عبدالعزیز عرضه سهام آرامکو را لغو کرده است. زیرا این احتمال مطرح‌شده است که عرضه سهام شرکت در نیویورک به مصادره اموال عربستان به علت شکایت قضایی در آمریکا علیه عربستان به اتهام ارائه ندادن اطلاعاتی درباره حملات یازدهم سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی منجر شود.

به نوشته این نشریه، در حوزه سیاست خارجی سیاست‌های محمد بن سلمان به عربستان ضربه زده است زیرا جنگ در یمن که وارد سومین سال خود شده است، باتلاقی ساخته‌ وپرداخته ولیعهد است. طبق برآورد صورت گرفته توسط اندیشکده آمریکایی «بروکنیگز» تداوم این جنگ ماهانه ۵ تا ۶ میلیارد دلار هزینه دارد.

به نوشته تایمز، تاکنون بیش از ۱۰ هزار غیرنظامی یمنی کشته، هشت و نیم میلیون تن دچار سوءتغذیه و گروه انصارالله که از سوی ریاض هدف قرارگرفته‌اند به لطف حمایت شیعیان قوی‌تر شده‌اند. تلاش‌های ولیعهد سعودی برای منزوی کردن قطر به اتهام حمایت از تروریسم را شکست‌خورده و این موضوع باعث ویران شدن شورای همکاری خلیج‌فارس به سود عربستان و امارات منجر شده است.

چیز زیادی از ادعاهای مدرنیته بن سلمان باقی نمانده است و سرکوب شیعیان عربستان در منطقه شرق این کشور ادامه دارد. هرچند تبلیغات گسترده‌ای درباره اجازه زنان برای رانندگی انجام شد اما در مقابل، ۱۳ فعال زن عربستانی که به دنبال جنبه‌های دیگری از آزادی هستند، بازداشت شدند. 

این نشریه انگلیسی افزود: بن سلمان نه اصلاح‌گر است و نه یک فرد قوی. درواقع پدرش با یک امضاء می‌تواند رویه جانشینی در کشور را تغییر دهد و او را از قدرت برکنار کند. 

تایمز با اشاره به نارضایتی و جاروجنجال شاهزادگان سعودی از سیاست‌های شکست‌خورده بن سلمان نوشت: این اتفاق (برکناری ولیعهد) احتمال دارد به زودی رخ دهد.

تارنمای «النشره» لبنان در گزارشی به قلم «طونی خوری» نوشت: ستاره محمد بن سلمان تیره شده است و پیش بینی می شود که دیگر ندرخشد. ستاره او به طور پرشتاب و قابل توجهی در حال افول است و اکنون این شاهزاده عربستان در مرحله خسوف به سر می برد. این در شرایطی است که اخبار مربوط به او دنیا را پر کرده بود و مردم را سرگرم ساخته بود. اما اکنون به او توجهی نمی شود و حتی رسانه های کشورهای غربی هم در گزارش های خود از محدود بودن حضور وی در قدرت سخن به میان می آورند.

در واقع این شاهزاده سعودی نتوانسته است در باشگاه رهبران عرب جایی را برای خود رزرو کند. او از زمان به قدرت رسیدن و به دست گرفتن امور عربستان به طور غیر رسمی شیوه نامناسبی در برخورد با اطرافیان و دیگران در پیش گرفته است. او در برخورد با همه با سختی و قساوت برخورد کرد. لغزش ها و خطاهای او بیشتر از آن بود که بتوان بر آن سرپوش نهاد. او با افراد خاندان حاکم وارد تنش شد و برجسته ترین آنان را برای دستیابی به مبالغی پول بازداشت کرد. به جوانان وعده های بسیاری داد و به وعده های خود عمل نکرد. افزون بر این به نبرد نظامی و سیاسی نافرجامی در یمن و قطر وارد شد و تنها ترامپ از داشتن روابط با وی سود برد و سرمایه گذاری ها او در اروپا نتیجه مثبتی برای عربستان به دنبال نداشت. این کشور با کانادا هم وارد تنش شد و دیگر نمی تواند با قدرت به عرصه منطقه ای و بین المللی وارد شود. با وجود اینکه ترامپ از توافق هسته ای ایران عقب نشینی کرده است باز هم این کشور قدرت رقابت و رویارویی با ایران را ندارد. ولیعهد عربستان به خوبی امور کشور را مدیریت نکرد و تصمیم هایی گرفت که هیچ کس جرات گرفتن چنین تصمیم هایی را نداشت. اما نتایج تصمیم های او بر پایه محاسبه های او پیش نرفت. از این رو، عربستان در مرحله آینده با رکودی روبرو خواهد شد که بر اوضاع کلی این کشور و دیگر کشورهای عربی تاثیر برجای خواهد گذاشت. اوضاع داخلی این کشور نویدبخش نیست و اختلافات داخلی مانند آتش زیر خاکستر است و اوضاع سیاسی، مالی و اقتصادی این کشور هم نابسامان است. ناتوانی عربستان برای یکسره کردن جنگ در یمن و تصمیم گیری درباره روابط با قطر سبب شده است که چهره این کشور به عنوان رهبر و سردمدار کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تخریب شود و این کشور دیگر به عنوان تصمیم گیرنده برای دیگر کشورهای مورد پذیریش نباشد.

شبکه خبری «الحره» آمریکا در گزارشی به قلم «عمار عبدالحمید» نوشت: محمد بن سلمان ولیعهد عربستان می خواهد برای همه کسانی که اخبار عربستان را رصد می کنند این احساس را به وجود آورد که او صاحب دیدگاهی مدرن برای آینده است. او می خواهد اینگونه وانمود کند که مرد قاطعیت است که در گرفتن تصمیم های قاطعانه سستی نخواهد کرد و اهمیت بالای روند پرشتاب اصلاحات در عربستان را درک می کنند. اما بسیاری از ناظران در منطقه و جهان با نگاهی به تصمیم های بن سلمان طی دو سال گذشته به او به عنوان فردی شتاب زده و گستاخ نگاه می کنند که نمی تواند مسوولیت خود را پیش برد. او با وجود هزینه بالای جنگ یمن و به وجود آمدن بحران انسانی در این جنگ به هدف خود نرسیده است و اکنون در عرصه بین المللی عربستان به تنهایی مسوول این جنگ معرفی می شود. او اکنون به دنبال ابزارهایی برای توجیه شکست های خود در جنگ یمن است. 

درباره نحوه برخورد محمد بن سلمان با «سعد الحریری» نخست وزیر لبنان و بحران استعفای او نیز باید گفت که شیوه بن سلمان در مدیریت این موضوع نیز سبب شد که عربستان به تلاش برای بر هم زدن ثبات لبنان متهم شود. 

ناتوانی بن سلمان در به کار بستن روش های خردمندانه و انعطاف پذیر در برخورد با تحولات منطقه برای دفاع از منافع راهبردی عربستان سبب شده است جایگاه راهبردی این کشور تضعیف و دیپلماسی آن منزوی شود. این موضوع برای آینده سیاسی بن سلمان و اوضاع داخلی این کشور خطراتی را به دنبال خواهد داشت.