قصه فیلم بسیار ساده است و نه تلخی‌های روزگار را به شکل رایج نشان می‌دهد و نه حتی مفرح است. قصه این فیلم در ۸۰ دقیقه می‌گذرد و ساعاتی پر ماجرا از زندگی یک مرد را روایت می‌کند. مهم‌تر از هر چیز در ساخت این فیلم، تجربی بودن آن است و اینکه هیچ ادعایی پشت این فیلم نیست. دوست داشتم خودم را برای ساخت فیلم بلندم محک بزنم. من چند فیلم کوتاه، مستند و سریال ساختم و فکر کردم برای ورود به سینما اول هنر و تجربه را امتحان کنم و بعد وارد فضای داستانی و سینمای بدنه شوم. در این فیلم سراغ بازیگران پرکار گیشه نرفتم و تلاش کردم سراغ دوستانی بروم که شرایطشان مانند خودم است، دوستانی که با آنها تئاتر کار کرده‌ام و آنها را می‌شناسم. در دورخوانی‌ها و شیوه اجرایی این فیلم که سکانس پلان است لیلا بلوکات و بهروز پناهنده ۱۵ روز به تنهایی تمرین کردند و پس از آن سایر بازیگران به این دو اضافه شدند و تمرینات ادامه یافت. دو روز با موبایل فیلمبرداری کردیم و تمرین داشتیم و دو روز نیز با دوربین این تمرینات را ادامه دادیم تا در نهایت در مدت دو روز فیلمبرداری کار به اتمام رسید. این روایت را دوست دارم به این دلیل که به تئاتر نزدیک‌تر است و من هم از تئاتر برخاسته‌ام و این تداوم حس را می‌پسندم. ما در یک لوکیشن وسیع کار نکردیم و لوکیشنمان بسیار محدود بود و دستمان برای میزانسن‌ها و حرکات دوربین و بازیگران بسیار بسته‌تر. این شیوه کار برای بازیگر هم سخت است ولی من خودم عاشق بازی در این سبک هستم.

06 (1)