در صورتی که در مقر دادگاه صادرکننده حکم ورشکستگی، اداره تصفیه تاسیس شده باشد، رسیدگی به امور ورشکستگی و تصفیه برعهده این اداره قرار می‌گیرد و در چنین صورتی به موجب ماده یک قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی عضو ناظر تعیین نمی‌شود. به عبارت دیگر، وظایف عضو ناظر و مدیر تصفیه بر عهده یک نفر قرار می‌گیرد که کارمند تصفیه نامیده می‌شود. وظایف دادگاه و دادستان در صورت وجود اداره تصفیه، عمدتا همان است که در قانون تجارت پیش‌بینی شده و در دو یادداشت قبل گفته شده و گاه در قانون تصفیه تکرار شده است.

اداره تصفیه امور ورشکستگی، سازمانی دولتی و دارای یک رئیس است که معمولا از بین قضات عالی‌رتبه انتخاب می‌شود و قابل تغییر است. همچنین دارای کارمندانی است که به موجب ماده ۲ قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی، ممکن است از بین خدمتگزاران قضایی یا اداری یا غیردولتی انتخاب شوند که دارای ابزارهای قانونی برای تنظیم و تسهیل امر تصفیه هستند.

همین که حکم ورشکستگی قابل اجرا شد، رونوشت حکم به اداره تصفیه و اداره ثبت محل فرستاده می‌شود . کلیه عملیات اداره تصفیه و تقاضاها و اعلام‌هایی که به آن اداره می‌شود باید در صورت‌مجلس نوشته شود. در صورتی که اموال تاجر ورشکسته در حوزه دادگاه دیگری واقع باشد، اداره می‌تواند اقدامات لازم را از اداره تصفیه محل، چنانچه موجود باشد، وگرنه از دادگاه آن محل یا مامور دیگری که تعیین می‌کند، بخواهد.

اداره تصفیه صورتی از اموال ورشکسته برداشته و اقدامات لازم را از قبیل مهر و موم برای حفظ آنها به عمل می‌آورد. ورشکسته مکلف است اموال و دفاتر خود را به اداره تصفیه معرفی کرده و تحت اختیار آن بگذارد وگرنه به مجازات حبس از سه‌ماه تا شش‌ماه محکوم خواهد شد. اگر ورشکسته فوت کرده یا فراری باشد ورثه و شرکاء و خدمه و متصدیان امور و کلیه اشخاصی که به نحوی در اموال ورشکسته تصرف و دخالت دارند، این تکلیف را خواهند داشت وگرنه همین مجازات برای آن‌ها هم در نظر گرفته می‌شود. اداره تصفیه اقدام به بستن و مهر و موم کردن انبارها، مغازه‌ها، کالاها و کارخانه‌ها می‌کند، مگر اینکه بتواند تحت نظارت خود آنها را اداره کند. اداره به شیوه‌های مقتضی اقدام به حفاظت پول نقد، برگ‌های بهادار، دفاتر تجارتی، دفاتر شخصی و هر چیز قیمتی دیگر می‌کند و سایر اموال را تا وقتی که صورت آنها برداشته نشده مهر و موم می‌کند و مهر و موم تا موقعی که اداره آن را لازم بداند باقی خواهد ماند. به علاوه اقدام به حفظ اشیایی که در خارج از محل اقامت ورشکسته است خواهد کرد.

مستثنیات دین تحت اختیار ورشکسته گذاشته شده؛ ولی جزو صورت اموال قید خواهد شد. اشیایی که متعلق به اشخاص ثالث بوده یا اشخاص ثالث نسبت به آنها اظهار حقی می‌کنند در صورت اموال قید شده، مراتب ضمن صورت ذکر خواهد شد. متوقف مکلف است در مدت تصفیه خود را در اختیار اداره بگذارد، مگر اینکه صریحا از این تکلیف معاف شده باشد. در صورت اقتضا، اداره تصفیه می‌تواند اقدام به جلب او کند و چنانچه توقیف او لازم شود قرار توقیف را از دادگاه می‌خواهد. رفع توقیف به دستور اداره تصفیه به عمل می‌آید. ورشکسته می‌تواند از دوام توقیف خود در هر ماه یک بار به دادگاه صادرکننده قرار توقیف شکایت کرده و رفع آن را بخواهد.

مرجع شکایت از اقدامات اداره تصفیه، دادگاهی است که حکم توقف را صادر کرده است. شکایت به هیچ‌وجه جریان کار را متوقف نمی‌کند، مگر در موارد مهم که عمل موردشکایت جبران‌ناپذیر و ادله شاکی قوی باشد، دادگاه می‌تواند دستور جلوگیری بدهد. در این صورت دادگاه مکلف است معجلا و خارج از نوبت در جلسه اداری به شکایت رسیدگی کرده و تصمیم خود را اعلام کند و در سایر موارد دادگاه در صورت موجه تشخیص دادن شکایت، دستور لازم به اداره تصفیه می‌دهد و به اقتضای مورد ممکن است عمل اداره تصفیه را باطل کند.

پی‌نوشت‌: ۱- مطالب ستون بایسته‌های حقوق در بازرگانی شنبه هر هفته در صفحه‌۵ چاپ می‌شود.

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند