سه اولویت اقتصاد ایران

شماره روزنامه: ۴۱۱۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۱۱۱۱۱۱۹ خبر

<p> <strong>حسین مقدم</strong> </p> <p> موقعیت اقتصادی ایران درحال حاضر از گذرگاه سختی عبور می‌کند. در قالب اقتصاد کلان و باتوجه ویژه به اقتصاد سیاسی بسیاری از نکات از جانب اقتصاددانان مطرح شده و مورد موشکافی قرار گرفته و راه‌حل‌هایی هم ارائه شده است. لیکن به لحاظ فزونی مشکلات و بعضا بن‌بست‌ها پیوسته توجه دست‌اندرکاران از موضوعی به موضوع دیگر معطوف می‌شود. اگرچه تمامی مسائل و مشکلات مطروحه از اهمیت بالا و حیاتی برخوردارند، مع‌الوصف ارائه اولویت ضرورت بیشتری پیدا می‌کند و با وجود رویارویی همزمان با یکایک موانع تمرکز را باید بر اولویت‌ها قرار داد. </p>

حسین مقدم

موقعیت اقتصادی ایران درحال حاضر از گذرگاه سختی عبور می‌کند. در قالب اقتصاد کلان و باتوجه ویژه به اقتصاد سیاسی بسیاری از نکات از جانب اقتصاددانان مطرح شده و مورد موشکافی قرار گرفته و راه‌حل‌هایی هم ارائه شده است. لیکن به لحاظ فزونی مشکلات و بعضا بن‌بست‌ها پیوسته توجه دست‌اندرکاران از موضوعی به موضوع دیگر معطوف می‌شود. اگرچه تمامی مسائل و مشکلات مطروحه از اهمیت بالا و حیاتی برخوردارند، مع‌الوصف ارائه اولویت ضرورت بیشتری پیدا می‌کند و با وجود رویارویی همزمان با یکایک موانع تمرکز را باید بر اولویت‌ها قرار داد. به‌نظر می‌رسد با بررسی شرایط اقتصادی ایران و نیاز مبرم به راه‌اندازی و رشد تولید و در نتیجه اشتغال‌زایی، سه مورد زیر در صدر اولویت‌ها قرار می‌گیرند.

یکم تنظیم نرخ بالای سود بانکی در راس مسائل حوزه مالی و پولی کشور و سامان‌دهی سیستم بانکی، دوم زمینه‌سازی و ایجاد جو گرایش به سرمایه‌گذاری و صراحت در از بین‌بردن رانت‌جویی و چشم‌دوزی صاحبان سرمایه و ثروت به رانت دولتی و سوم هماهنگی و برجسته کردن فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی با همکاری بخش‌خصوصی و تامین مالی فرا دولتی.برای دستیابی و رسیدن به مسیر راهبردی اهداف بالا رفع تشتت و همسویه‌نگری نهادها و مسوولان شرط لازم است. با شناخت از شیوه اداره کشور و نمودهایی از تفرق و چندپارگی نظام تصمیم‌گیری تحقق شرایط لازم بسیار مشکل و ناشدنی به‌نظر می‌آید. با قبول این واقعیت در ساختار سیاسی- اجتماعی کشورمان باید گفت که وجود مراکز متعدد تصمیم‌گیری منحصر به ایران نیست و حتی در کشورهای پیشرفته هم با نسبت پایین‌تری دیده می‌شود. البته این ناهنجاری در ایران شدیدتر و در منظر اقتصاد سیاسی اساسی‌تر است، ولیکن با طرح صریح مسائل برای همگان و صرف وقت و ظرافت در نگرش برای آرام کردن «چوب میان چرخ‌‌گذاران» امکان ایجاد رویکرد جدید و قابل اجرا کردن آن بیشتر می‌شود. در این رابطه شفافیت و صراحت در آموزش برای بالابردن مشارکت دست‌اندرکاران، فعالان اقتصادی و عامه مردم و ارتقای آگاهی جمعی بسیار تاثیر گذار است. موجبات به‌وجود آوردن هماهنگی و همکاری مراکز ذی‌نفوذ بحث موردنظر نوشته زیر نیست و با فرض اینکه پیشرفت در این وادی میسر است به بازنگری روش‌ها و راه‌حل‌های سه اولویت بالا می‌پردازم.

۱- نرخ بالای سود بانکی و سامان‌دهی سیستم بانکی

گسستگی و شکاف میان نرخ تورم و نرخ سود بانکی بعد از کنترل نرخ تورم و پایین‌آوردن آن به زیر ۱۰درصد در سال‌های اخیرنقطه شروع برای یافتن راهکار بیرون‌آمدن از دور باطل سود بالای بانکی است. امروز مساله کمبود (و نبود) دارایی مکفی بانک‌ها و موسسات مالی مجاز و غیرمجاز در مقابل رقم کل سپرده‌گذاران نکته پنهانی نیست تا جایی که حتی مسوولان اداره نظارت بانک مرکزی به‌وجود «پانزی سیستم» در بعضی از بانک‌ها و موسسات مالی ما در نشریات اشاره می‌کنند. برای حفظ و پاسداری از سیستم مالی و بانکی کشور تخصیص منابعی برای جبران این کمبود اجتناب‌ناپذیر و حیاتی است. آنچه اهمیت دارد نحوه اجرا و فرآیند و بازتاب به انجام رساندن این مهم است. چشم‌انداز انتظارات تورمی و رابطه تنگاتنگ نرخ تورم در نرخ ارز و سامان‌دهی بازار بدهی سه حوزه‌ای است که باید با پایین آمدن نرخ سود (در ابتدا دستوری و تدریجی و نهایتا باواگذاری به روش‌های تعادل بازار) مورد‌توجه قرار گیرد و مدیریت شود.مشکلات اجرایی و عملی پایین‌آمدن نرخ سود به‌ویژه از دیدگاه اقتصاد سیاسی چندلایه و بغرنج است و قطعا مسوولان بانک مرکزی آگاهی کافی در این مورد دارند. همان‌طور که گفته شد موضوع اولویت‌دهی و اقدام عملی در این شرایط مهم است، زیرا گذشت زمان به زیان اقتصاد کشور است. در چند سال گذشته ما شاهد از دست‌رفتن فرصت‌ها و زمان برای اتخاذ تصمیم و اجرایی کردن سیاست حل معضل بالا بوده‌ایم. قبول ریسک و شروع حرکت با به دست گرفتن ابتکار عمل باوجود دشواری‌های فراوان آن بهتر است از وقوع مساله و سپس دست‌ به کار شدن برای حل پیشامدهای قطعی ناشی از آن.شناسایی وام‌های سوخته، تعیین حجم تسهیلات معوقه و دارایی‌های باد کرده روی کاغذ شاید سرآغازی باشد برای ایجاد حساسیت و توجه عمومی به پراهمیت بودن مشکل پیش‌رو و اداره پیامدهای ناشی از اتخاذ تصمیمات و اجرای آنها در میدان عمل.ناگفته روشن است که حرکت به سوی سامان‌دهی به سیستم بانکی ایران از جانب بانک مرکزی نباید موقعیت و مرتبه بانک مرکزی و بخش نظارتی آن‌را از یک ابرنهاد سیاست‌گذار پولی کشور به یک نهاد خرد اجرایی تنزل دهد.پایین آوردن نرخ تورم با سیاست‌گذاری بانک مرکزی و همکاری دولت یازدهم از دستاوردهای مهم اقتصادی دوران اخیر است. در مسیر پایین آمدن نرخ سود بانکی و تامین منابع مالی برای سامان‌دهی به سیستم بانکی و موسسات اعتباری و مالی امکان افزایش نرخ تورم محتمل است و لیکن با ایجاد ثبات و اطمینان خاطر در کارکرد اقتصاد ملی به تدریج روزنه‌های رونق جایگزین رکود فعلی خواهد شد و تبعات تورم‌زایی در اقتصاد قابل جذب و مهار شدن خواهد بود.امید است به موازات به‌روزرسانی سیستم بانکی ایران و اتصال آن به سیستم بانک‌داری جهانی بانک‌مرکزی ایران هم با پالایش و جهش موقعیتی به جایگاه مناسب و در شأن خود صعود کند.

۲- ایجاد جو گرایش به سرمایه‌گذاری و...

متاسفانه نرخ بالای سود بانکی که مختصرا در بالا به آن اشاره شد فضا و انگیزه سرمایه‌گذاری در ایران را بسیار کمرنگ کرده است. «وارن‌بافت» از بزرگ‌ترین سرمایه‌داران آمریکایی همواره تاکید دارد که تصمیم‌گیری‌ها در چارچوب اقتصاد و تجارت از اصول ساده‌ای پیروی می‌کنند. رویکرد او در مورد گزینه سرمایه‌گذاری در ایران کاملا مصداق پیدا می‌کند. چگونه افراد سرمایه‌دار سود ۲۴ درصد و بالاتر را بدون پرداخت مالیات به سرمایه‌گذاری در بنگاه تجاری یا یک واحد صنعتی با تمام ریسک‌های همراهش ترجیح ندهند؟ طبیعتا هر فردی بامنطق ساده گزینه سپرده‌گذاری در بانک و موسسات مالی را برمی‌گزیند. با قاطعیت می‌توان گفت این عامل اصلی رکود تولیدی در اقتصاد ایران است. آن طرف سکه هم نرخ بالای سود برای گرفتن تسهیلات و دریافت وام برای سرمایه‌گذاری تولیدی توان‌شکن است و منجر به انصراف از سرمایه‌گذاری می‌شود. فارغ از اشتباهات و کج‌اندیشی‌های دولتمردان سابق در ایجاد زمینه‌های رانت‌خواه و رانت‌جویی شکاف میان نرخ بالای سود و بازده متعارف در سرمایه‌گذاری تولیدی-تجارتی عنصر مهمی است برای کشش به سمت رانت‌خواه. در کشورهای با اقتصاد پیشرفته وجود رانت دولتی نادر و تنها در مواردی همچون سرمایه‌گذاری در حفاظت از محیط‌زیست، تحقیقات و توسعه علمی بلندمدت و دیر بازده یا سرمایه‌گذاری در راستای امنیت ملی توجیه اقتصادی پیدا می‌کند و حتی در این حوزه‌ها نیز رقابت میان بنگاه‌های خصوصی میزان رانت را به حداقل یا صفر می‌رساند (البته در اینجا فرض بر نبود قدرت‌های انحصاری و فساد اقتصادی است). در اقتصاد کشورمان وجود اقشار و لایه‌هایی از جامعه که نقش Enterpreneur یا ترجمه ناقص آن «کارآفرین» را برمی‌گزینند و با تعبیری موتور رشد سرمایه‌گذاری می‌شوند، بسیار کمیاب شده است. صرف‌نظر از محاسبات اقتصادی و منفعت‌طلبی افراد Entrepreneurship (کارآفرینی) استعداد و انگیزه‌ای است که همچون هنر در افراد جامعه یافت می‌شود و به‌راستی باید آسیب‌شناسی کرد که چرا چنین پدیده‌ای در ایران در معرض انقراض قرار گرفته است.

به علل عمومی و فقدان انگیزشی در ارتباط با شرایط اقتصادی ایران اشاره شد ولی به گمان نویسنده این سطور نبود زمینه‌های خاص دیگری هم تاثیرگذار هستند که نیاز به تحقیق و کاوش بیشتر دارد.در صورت بیرون رفتن بانک‌ها و موسسات مالی از حوزه «بسازوبفروشی» و سایر زمینه‌های سرمایه‌گذاری که درواقع نه حوزه تعریف‌شده‌ای است در چارچوب بانکداری نوین و نه بانک‌ها دانش و کاردانی لازم را در این زمینه ‌دارند، فضا برای گسترش و رشد بازار سرمایه در بخش‌خصوصی و ایجاد بازار بدهی با موازین و مقررات ساده و به‌روز شده افزایش می‌یابد.بسیاری از محصولات جدید در حوزه مالی به‌واسطه دوری سیستم مالی و بانکی ما از صحنه بین‌المللی در بازار کشورمان ارائه نشده و متاسفانه دستگاه‌های دلالی و سفته‌بازی کماکان تقویت شده و تداوم پیدا کرده است. با اصلاح سیستم بانکداری یقینا زمینه برای رو آوری به این بخش از محصولات نو فراهم می‌شود.

۳. هماهنگی و برجسته کردن فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی با بخش‌خصوصی و...

دوران پسابرجام و بازگشایی برخی کانال‌های ارتباطی اقتصادی و مبادلاتی با اقتصاد جهانی با دو مشکل مواجه شد.اول آنکه به لحاظ گفتمان سیاسی و بهره‌برداری‌های جناحی از آن انتظارات بدون پشتوانه و خارج از توانایی‌های برجام در میان عامه و حتی گردانندگان فعال جامعه القا شد که درنتیجه ناکام ماندن آنها سایه سوالات و ابهامات بر برجام پرده افکند و در عمل به کارآیی و توان واقعی برجام لطمه زد. البته از زاویه مسائل سیاسی این نکته قابل‌درک است ولیکن تبعات اقتصادی آن به‌ناچار منفی و کاهنده رشد و جهش به جلو است.

دوم آنکه تمرکز بر برجام و تبلیغات موجه و غیرموجه در رابطه با آن توجه کافی مسوولان را برای ساختارسازی و ایجاد شرایط مناسب برای پیوستن به دریچه‌های جدید و گشوده شده به خود معطوف نکرد. مسلما کارشکنی‌ها و بدعهدی‌های بعضی از اعضای ۱+۵ از بیرون و مخالفان درون کشور در این ‌ارتباط نقش موثری داشته‌اند لیکن نادیده گرفتن کم‌کاری برای تدارک و زمینه‌سازی مناسب برای بهینه استفاده کردن از شرایط جدید همچنان قابل‌توجه است. نزدیک به دو سال از اجرایی شدن برجام و رفت‌وآمدهای بسیاری از سرمایه‌گذاران و جویندگان فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ایران با نرخ رشد نزولی می‌گذرد و اگر از دیدگاه واقع‌‌گرایانه به حجم سرمایه‌گذاری خارجی در ایران بنگریم نتایج مطلوبی نمی‌یابیم. با تماس با برخی از علاقه‌مندان به سرمایه‌آوری به ایران و گزارش‌های بی‌طرفانه می‌توان گفت که بزرگ‌ترین مانع، عدم ثبات اقتصادی، تردید از تداوم و انضباط اقتصادی سیاسی جامعه ایران است.

با چشم‌انداز ایرانیان برای جبران عقب‌ماندگی دهه‌های گذشته و پروژه‌های عظیم زیرساختی ثبات و شفافیت نقش بسیار حیاتی را دارا هستند. حال سوال این است که راه چاره چیست؟ باید نظاره‌گر باقی ماند؟

معتقد هستم که اگر سرمایه‌گذاری مستقیم و وسیع خارجی درحال حاضر ممکن نیست باید از امکانات کناری و پیرامونی اقتصاد آغاز کرد. به‌عنوان ‌مثال گسترش و رشد گردشگری می‌تواند مسیر بسیار مناسبی باشد ولی وجود برخی قوانین و تاکید بر حفظ هنجارها بعضا جلودار این پیشرفت است. بگذارید در عرصه‌ اقتصاد خرد از پیرامون شروع کنیم. ازجمله اجازه‌ ورود کشتی‌های تفریحی اقیانوس‌پیما در حریم آبی ایران و تشویق گردشگران خارجی به استفاده از تورهای هفتگی و ... می‌تواند حرکتی پیرامونی باشد برای‌ گذار از موانع و آشنایی علاقه‌مندان سرمایه‌گذار به فرصت‌های موجود در ایران. مثال دیگر شبکه خبری و کانال تلویزیونی برای خارج از ایران است که شدت محدودیت‌های تبلیغاتی و عقیدتی الزام چندانی نداشته باشد و امکان ایجاد قطب جهانی با ارائه حرفه‌ای و گسترده کانال تحلیلی خبری به وجود آید. چنین نهادی می‌تواند منشأ اشتغال‌زایی و درعین ‌حال شناساندن ایران امروز باشد.در این نوشته تمرکز بر عرضه در اقتصاد نقطه کانونی مورد ارزیابی بوده است. افزایش تقاضا با رشد و توسعه اقتصادی حاصل می‌شود. در اقتصاد سیاسی کشورمان نقش درآمد نفت و وسعت دخالت دولت در اقتصاد و ایجاد اشتغال خود به مقوله‌ای بازدارنده تبدیل ‌شده است. بیکاری پنهان به نحو گسترده‌ای شامل اکثریت نهادهای دولتی می‌شود. مبحث افزایش تقاضا و تاکید بر تقاضای موثر در نوشته‌ای دیگر دنبال خواهد شد.

نکات بالا شمه‌ای است از نمای اقتصاد ایران که برای رسیدن به نتیجه باید از جسارت و مصمم بودن برای طرح اولویت‌ها و اجرایی کردن آنها بهره‌مند شد و آگاهی و اجماع عمومی برای درک نزدیکی به بحران اقتصادی برای همگان تبیین شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن