شرط شادکامی از نظر ایمانوئل کانت

شماره روزنامه: ۱۶۶۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۱۰۸۳ بیشتر

محمد عرب‌محمدی<br>جست‌وجو شادکامی و سعادت و فرار از رنج و بدبختی در فطرت همه انسان‌ها نهفته است. همین انگیزه است که به انسان توانایی و نیرو می‌دهد تا در جست‌وجوی راه خوشبختی و شادکامی باشد.

محمد عرب‌محمدی

جست‌وجو شادکامی و سعادت و فرار از رنج و بدبختی در فطرت همه انسان‌ها نهفته است. همین انگیزه است که به انسان توانایی و نیرو می‌دهد تا در جست‌وجوی راه خوشبختی و شادکامی باشد. انسان تجربه درازی پشت سر دارد تا بفهمد راه شادکامی و سعادت کدام است. در این راه دراز البته کسانی بوده‌اند که به او کمک کرده‌اند. یکی از این افراد برجسته ایمانوئل کانت است که عقل را تحسین کرد و نیروی شگفت‌انگیز آن را کشف کرد. این فیلسوف روشنگر می‌گوید: انسان برای رسیدن به شادکامی که غایت اوست باید در برابر خویش و در برابر دیگران وظیفه‌اش را بشناسد و به آن عمل کند. کانت نیک‌اندیش می‌گوید: انسان دو وظیفه در برابر خویش دارد و دو وظیفه نیز درباره دیگران. وظیفه هر فرد انسان در برابر خویش یا ضروری‌اند یا ارادی. وظیفه واجب انسان در برابر خویش این است که شئی نشود و مشخص باشد و بداند غایت مستقلی دارد. وظیفه اختیاری فرد در برابر خود این است که توانایی‌هایش را با آن غایت مستقل سازگار و هم‌آهنگ کند تا بتواند به آن غایت مستقل برسد. بر پایه آموزه خردمندانه کانت همه گروه‌های انسانی خردگرا و نخبه نیز غایت مستقلی در بلندمدت زندگی خویش تعریف کرده‌اند. این غایت نمی‌تواند جز سعادت و شادکامی فردی چیز دیگری باشد. نخبگان و انسان‌هایی که توانایی‌های فردی خود را با این غایت ‌سازگار کنند به شادکامی کوتاه‌مدت نیز می‌رسند. پس نفع شخصی و شادکامی فردی شرط لازم برای کامیابی است. اما هر فرد انسانی با هر مقام و رتبه و موقعیت شغلی و اجتماعی در جامعه و با دیگران زندگی می‌کند. ایمانوئل کانت فیلسوف خردگرای دوره روشنگری معتقد است انسان در برابر دیگران نیز «وظیفه ضروری» و هم‌چنین «وظیفه شایسته» دارد که بدون انجام این وظایف «شادکامی شاید ممکن نباشد».

وظیفه ضروری شخص انسانی در برابر دیگران این است که از آن‌ها ابزاری برای پیش‌رفت خویش نسازد و پس از این‌که احساس کرد به پیش‌رفت رسیده آن‌ها را دور بیندازد. وظیفه واجب هر فرد در برابر دیگران این نیز هست که به آن‌ها دروغ نگوید و آن‌ها را فریب ندهد و به حقوق و آزادی آن‌ها دست درازی نکند. اما «وظیفه شایسته» فرد در برابر دیگران این است که شادکامی دیگران را نقض نکند و البته شادکامی دیگران را نیز غایت خویش‌ بداند. این شرط کافی برای خوشبختی هر فرد است. دنیای امروز با همه پیچیدگی‌ها و در هم تنیدگی‌های عجیب و غریبی که پیدا کرده است به این سخنان خردمندانه کانت رسیده است. امروز دولت‌مردان، سیاسیون، صاحبان سرمایه و صنعت، روشنفکران و نخبگان به این نتیجه رسیده‌اند که باید همه نیروی خود را به کار گیرند تا خوشبختی به چنگ آورند و راه را بر دیگر جست‌وجوکنندگان شادکامی نبندند. علاوه بر این دنیای امروز درک کرده است اگر دیگران شادکام و سعادتمند نباشند یا چنین احساسی در جان خویش نداشته باشند به صورت طبیعی ممکن است سد راه شادکامی دیگران شوند. چنین است که به طور مثال صاحبان و تئوریسین‌های بنگاه‌های بسیار غول‌پیکر تئوری «توانمندسازی رقبا» را دنبال می‌کنند تا رقبایشان بدوند و آن‌ها نیز ناگزیر به دویدن شوند.

درسی که کانت به خردمندان عالم داد را نباید ساده انگاشت و شهروندان ایرانی باید این درس را بیاموزند. شهروندان این سرزمین می‌دانند باید شادکام و خوشبخت باشند و برای این‌که لذت شادکامی را بچشند به اندیشه‌های نو، یاران وفادار، رقبای نیرومند و مهم‌تر از آن جامعه سالم نیاز دارند. اگر همه گروه‌های جامعه ایرانی احساس خوشبختی نکند و آن را با جسم و جان خویش لمس نکند، بعید است فقط یک گروه و یا یک طبقه نیز طعم‌خوش سعادت را بچشند. شادکامی مردم ایران امروز به فداکاری، انجام وظیفه، بردباری و مدارای عمومی به ویژه نخبگان نیاز دارد. زندگی سعادتمند و سرشار از شادکامی یک اصل است و نباید آن را با چیز دیگری مقایسه کرد و هر فرد خردمند و مداراجو باید در جست‌وجوی آن باشد. این چیزی است که جامعه ایرانی را نیرومند، استوار و جاودانی خواهد کرد و نخبگان و روشنفکران باید برای این‌که زندگی سعادتمند داشته باشند در مسیر آن گام بردارند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن