شاهرخ مسکوب چند سال پیش درباره این کتاب نوشت: «محمود زند مقدم همچنان که چشم و گوش بسته مرا به زندگی و مردم سرزمینی از این آب و خاک باز می‌کند، با تخیل ورزیده و دورپروازش ذهن خواب‌زده‌ خواننده‌ای مانند مرا نیز بیدار می‌کند. من درباره‌ هیچ جای ایران گزارشی به این پایه و مایه که باید حاصل چندین و چند سال کار باشد، ندیده‌ام. حیف از چنین کاری که غریب افتاده و انگار کمتر کسی از وجود آن خبر دارد؛ چون با هر کسی صحبت کردم یا کتاب را نمی‌شناخت یا فقط اسمی از آن شنیده بود.»

حالا این کتاب از غربتی که شاهرخ مسکوب از آن سخن گفته بود در آمده و انتشارات «دنیای اقتصاد» آن را منتشر کرده است. در شرحی که ناشر بر این کتاب نوشته آمده است: «حکایت بلوچ، داستان زندگی است. در باب نام مردم است و نان آنها. درباره آب است و باد و خاک و آتش. واگویی افسانه‌ها و واقعیت‌ها، اسطوره‌ها و تاریخ‌ها، شادی‌ها و غم‌ها. اجاق‌های گرم زیر آسمان پرستاره. ترمه و پَرَند زندگانی است گفتار و کردار بلوچان در این دفتر. داستان پندارها و گفتارها و کردارهاست: راست‌گویی‌ها و درست‌کرداری‌ها، و البته گاه هم رجزهای شیرینِ راستکارانی که در پسِ گفته‌هاشان نیرنگی نیست. می‌گویند که گفته باشند، که ماندگی به در کرده باشند از تن‌های خسته روزگار. داستانِ سفر درازِ مولف است از نیم قرن پیش تا همین اواخر. ده به ده، خانه به خانه، آدم به آدم، با بلوچان. در هیچ ورقش غریبه‌ای نیست. همه خویشاوندند و چه زود با خواننده خویشاوند می‌شوند آدم‌های این حکایتِ شگفت‌انگیز: حکایت بلوچ.»  محمود زند مقدم، سال ۱۳۴۲ پس از اخذ دکترای برنامه‌ریزی منطقه‌ای از انگلستان، برای پژوهش درباره وضع هزینه و درآمد خانوارها راهی سیستان و بلوچستان شد. حین این مطالعه که به درخواست سازمان بودجه و برنامه‌ریزی انجام می‌شد، به زندگی بلوچان علاقه‌مند و پس از پایان مطالعاتش، ماندگار آن سامان شد و به تحقیقاتش با هزینه شخصی ادامه داد. حاصل این پژوهش چند دهه‌ای چندی کتاب و مقاله شد که مهم‌ترین آنها همین حکایت بلوچ است.