ماهیت احتمال رکود

احتمال بروز رکود اقتصادی در نسخه نیویورکی‌ها توسط معادله‌ای با یک پارامتر اصلی ارزیابی می‌شود. این پارامتر، از تفاوت بازدهی اوراق قرضه بلند‌مدت ۱۰ ساله و بازدهی اوراق قرضه کوتاه‌مدت ۳ ماهه به‌دست می‌آید. البته فاکتور‌های پیچیده دیگری نیز در این معادله استفاده می‌شوند که همگی به وضعیت شاخص‌های کلی اقتصادی مربوط هستند. تمرکز فدرال رزرو نیویورک بیشتر بر اوراق خزانه ملی است؛ چراکه داده‌های مربوط به خزانه‌داری با دقت و صحت بیشتری نسبت به سایر اوراق قرضه ارائه می‌شوند. حال اینکه چه مواقعی احتمال وقوع رکود افزایش می‌یابد؟ پرسشی است که با واکاوی منحنی بازدهی اوراق قرضه قابل‌پاسخ است. البته به‌طور کلی می‌توان کاهش پارامتر معادله نیویورکی‌ها را عامل افزایشی برای احتمال رکود دانست. به این ترتیب که کاهش تفاوت بازدهی اوراق بلندمدت ۱۰ ساله نسبت به بازدهی اوراق کوتاه‌مدت ۳ماهه، منجر به افزایش احتمال بروز رکود اقتصادی خواهد شد.

 در واقع افزایش تقاضا برای اوراق بلند‌مدت قیمت آنها را افزایش می‌دهد و بالطبع بازدهی آنها را پایین خواهد آورد. از طرفی کاهش تقاضای خرید اوراق کوتاه‌مدت به معنای افزایش بازدهی این اوراق قرضه است. در شرایطی که کاهش بازدهی بلندمدت با افزایش بازدهی اوراق کوتاه‌مدت همراه شود، به معنای چشم‌انداز رکودی یا غیرتورمی خواهد بود. ابزار مناسب مقایسه بازدهی اوراق قرضه، منحنی بازدهی است که توجه به روند آن، چشم‌انداز رکودی-تورمی کلی ارائه می‌دهد. منحنی بازدهی اوراق قرضه، نموداری است که نرخ بازده اوراق با کیفیت اعتباری یکسان را با سررسید‌های کوتاه‌مدت (چند ماهه)، میان‌مدت (چند ساله) و بلند‌مدت (بیش از ۵ ساله) نمایش می‌دهد. منحنی بـازدهی به‌عنوان الگویی برای ترسیم و ارائه وضعیت اوراق منتشر شده توسط دولت استفاده می‌شود. این منحنی بیشتر برای ارزیابی شرایط اوراق قرضه در ایالات‌متحده آمریکا به‌کار گرفته می‌شود.رایج‌ترین روش‌های سنجش وضعیت منخنی بازدهی تفاوت اوراق بلندمدت و کوتاه‌مدت است. چه اوراق ۱۰ و ۲ ساله چه اوراق۱۰ ساله و ۳ ماهه، حتی برخی ۳۰ ساله و ۲ ساله را نیز مقایسه می‌کنند. منحنی بازدهی به‌طور کلی دارای سه حالت رایج، شامل منحنی نرمال، خطی و معکوس است. شکل منحنی بازده در آمریکا همواره زیر ذره‌بین است؛ چراکه این واکاوی به یافتن ایده و سرنخی از تغییرات نرخ بهره‌های بانکی در آینده و فعالیت اقتصادی کمک می‌کند.

اقتصاد نرمال، منحنی نرمال

در شرایط معقول و عادی اقتصادی، بازدهی اوراق با سررسید طولانی، بیشتر از بازدهی این اوراق در نسخه‌های کوتاه‌مدت است. تحت این شرایط منحنی بازدهی نرمال خواهد بود. منحنی بازدهی نرمال اوراق قرضه با تاریخ سررسید طولانی‌ به خاطر ریسک مربوط به زمانشان، بازده بالاتری در مقایسه با اوراق کوتاه‌مدت‌ دارند. در واقع منحنی نرمال نشانگر انتظار عمومی از رشد اقتصادی کشور است. زمانی که چشم‌انداز کلی، از رشد اقتصادی حکایت داشته باشد، بالطبع احتمال افزایش تورم بیش از کاهش آن تصور می‌شود. در صورتی که کشور در شرایط خاص اقتصادی نباشد، بانک‌های مرکزی با افزایش نرخ بهره از صعود بیش از حد تورم جلوگیری خواهند کرد. با این تفاسیر عرضه و تقاضا برای اوراق بلند‌مدت و کوتاه‌مدت به گونه‌ای تعریف می‌شوند که ضمن حفظ زمینه رشد اقتصادی، بازدهی اوراق بلندمدت بیشتر از اوراق کوتاه‌مدت باقی بماند. چنانچه تنظیم تفاوت نرخ بازدهی این اوراق به درستی تنظیم نشود، منحنی نرمال به حالت دیگری منتقل خواهد شد.

منحنی خطی نشانه دوره گذار اقتصادی

زمانی که بازدهی اوراق بلندمدت کاهش یابد یا اینکه بازدهی اوراق کوتاه‌مدت بیش از حد افزایش یابد، منحنی بازدهی به سمت خطی شدن پیش خواهد رفت. در واقع در شرایط نرمال تفاضل بازدهی اوراق بلندمدت و کوتاه‌مدت باید بین ۲ تا ۳ درصد باشد، هرچند ظرف چند دهه اخیر شیب نزولی بازدهی اوراق ۱۰ ساله خزانه این فاصله را کمتر کرده و حتی به یک درصد رسانده است. اما کم شدن این تفاضل علامتی است به معنای روند خطی شدن منحنی بازدهی. زمانی که تفاوت قابل‌ملاحظه‌ای در بازدهی اوراق با سررسید‌های متفاوت وجود نداشته باشد، نوعی بزنگاه اقتصادی رخ می‌دهد. خطی شدن منحنی بازدهی، احتمال چرخش اقتصادی را بالا می‌برد. این چرخش می‌تواند به رونق یا رکود منتهی شود. در شرایطی که منحنی با سیاست‌های مناسب به حالت نرمال بازگردد، رونق اتفاق خواهد افتاد اما به عکس زمانی‌که منحنی معکوس شود، دوره رکود اقتصادی آغاز می‌شود.

منحنی معکوس یا دوره رکود اقتصادی

چنانچه بازدهی اوراق کوتاه‌مدت به‌دلیل افزایش تقاضا برای اوراق بلندمدت نرخ بیشتری داشته باشد، منحنی معکوس تولید می‌شود. در واقع یک منحنی معکوس نشان می‌دهد رشد اقتصادی با اخلال مواجه است. فقدان نشانه‌ای از رشد اقتصادی در منحنی بازدهی به معنای وقوع یک دوره رکود تا ۱۲ ماه آینده است.

عواقب جنگ تجاری بر اقتصاد چین

در حالی که از منحنی بازدهی  اوراق خزانه آمریکا  سیگنال رکود استنباط می‌شود منازعه تجاری ایالات متحده با چین، ارزش یوآن و دلار استرالیا را در بازارهای جهانی تحت فشار قرار داد. به گزارش «ایرنا» به نقل از رویترز، کاهش ارزش یوآن چین در پی به بن‌بست رسیدن مذاکرات تجاری این کشور و آمریکا روی داد. براساس این گزارش نرخ مبادلات رسمی یوآن با سه دهم درصد کاهش به سطح ۸۷۸/ ۶ دلار رسید. این رقم به کمترین میزان خود در چهارماه گذشته رسیده است. براساس گزارش‌های خبری، مواد اولیه (کامودیتی‌ها) در دنیا به دلار قیمت‌گذاری می‌شود و تضعیف یوآن به معنی افزایش هزینه‌های واردات مواد اولیه صنایع چین است. نرخ مبادله رسمی دلار استرالیا نیز با ۱۵صدم درصد کاهش به سطح ۶۹۹/ ۰ دلار رسید.  براساس این گزارش دلار استرالیا به‌شدت به نوسانات یوآن چین واکنش نشان می‌دهد. چین بزرگ‌ترین شریک تجاری استرالیا به‌شمار می‌آید. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با افزایش فشار روی چین برای رسیدن به یک توافق تجاری تعرفه‌های واردات کالاهای چین به ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار را در هفته جاری بالا برد و صدها میلیارد دلار دیگر واردات کالاهای چینی را نیز به‌زودی هدف می‌گیرد.

13 (3)

این مطلب برایم مفید است