روزنامه مصری الشروق در مطلبی به قلم ابراهیم عوض نوشت: می توان گفت سطح حیاتی طرح سعودی، سطح منطقه ای آن ‌و به طور خاص، منطقه خلیج فارس است. خاورمیانه، در ‌مرتبه بعدی، منافع ملی عربستان را حفظ می کند؛ این ‌منافع ضمانت امنیت نظام سیاسی سعودی، یعنی مطرح ‌کردن عربستان در یک تصویر تعدیل شده از آن است. ‌اما سطح بین المللی در طرح عربستان نیز سطحی اساسی ‌است؛ چرا که قطب آمریکایی آن قواعد بازی اش در ‌نظام بین المللی را مشخص می کند.

 در ادامه این گزارش آمده است: با توجه به اینکه عربستان دولتی ملی است که شیعیان ‌در آن بدون مشکل و در بالاترین مناصب فعالیت می ‌کنند؛ درگیری آن با ایران مربوط به اختلافات بین ‌سنی و شیعه نیست، بلکه اساسا یک درگیری ایدئولوژیک ‌با جمهوری اسلامی دارد.‌

شاهزاده سعودی نبرد با ایران را در ضمن درگیری ‌عربستان با سه محور شر قرار می دهد و با این ‌گفتمان تلاش می کند حمایت ملی سعودی را برای مقابله ‌با ایران جلب کند. ارائه تصویری از ایران بعنوان ‌دولتی متجاوز به تمام دولتهای اسلامی و غیر اسلامی ‌خطاب امیر سعودی را به سطح بین المللی آن می ‌رساند؛ اما باید توجه داشته باشیم که بن سلمان در ‌این مورد در تناقضی بزرگ گرفتار شده است؛ چرا که ‌در گفتگو با مجله تایم بر این نکته تاکید کرد که ‌ایران خطری برای تمام جهان است؛ در عین حال وی ‌اقتصاد و ارتش ایران را ضعیف می داند که در بین ۵ ‌ارتش بزرگ خاورمیانه نیز محسوب نمی شود و در حدی ‌نیست که تهدیدی برای عربستان باشد! چطور ایران می ‌تواند جهان را به مخاطره بیندازد در حالی که قادر ‌به مقابله با دولتی همچون عربستان سعودی ‌نیست؟!چطور ایران با این ضعف نسبی که ولی عهد ‌سعودی از آن صحبت می کند می تواند جهان را تهدید ‌کند؟!

شاهزاده سعودی خواستار امنیت مطلق و صد در صدی ‌برای کشور خود است و این موضع گیری وی ما را به ‌یاد نظریه اسرائیل می اندازد که به دنبال تحقق ‌امنیت مطلق برای خود بود.‌

عربستان حوثی ها را مزدوران ایران و خطری برای ‌عربستان و خلیج فارس می داند و در سوریه رفتن اسد را ‌ضروری نمی داند؛ که این مساله تغییر مهمی در موضع ‌سعودی است. علاوه بر اینکه چند روز پس از سفر بن ‌سلمان به ایالات متحده حمله به سوریه اتفاق افتاد و ‌مورد تایید سعودی قرار گرفت. در ادامه عربستان با ‌اعزام نیرو به سوریه به جای نیروهای آمریکایی ‌موافقت نمود. این تایید و این موافقت در بعد بین ‌المللی طرح سعودی قرار می گیرد و بیش از آنکه ‌موضعی مربوط به سوریه باشد، بیانگر گرایش عربستان ‌به سمت آمریکا، بعنوان قطب مهمی در سطح بین المللی ‌است.‌

در سطح منطقه ای، در نظر سعودیها، خاورمیانه حلقه ‌دومی برای حمایت از خلیج فارس و نظام سیاسی سعودی است و ‌در صورت لزوم درگیریها به آن منتقل می شود. تهدید ‌مهم در سطح خلیج فارس از سوی ایران است که عربستان ‌برای از بین بردن این تهدید و تضمین امنیت خود در ‌سطح بین المللی با کمک ایالات متحده فعالیت می کند.‌

در صورت نبود جنگ در منطقه، تهدید واقعی برای هر ‌دولتی از داخل آن سرچشمه می گیرد. نمی توان ‌تهدیداتی همچون فقر، اشتغال و تبعیض که در داخل ‌کشورها وجود دارد را نادیده گرفت؛ عربستان نمی ‌تواند تا ابد از این مشکلات غافل مانده و در مطرح ‌کردن ایران بعنوان تهدیدی اصلی تا این حد مبالغه ‌کند. بویژه آنکه اسرائیل نیز در این زمینه با ‌سعودیها همراه و دارای منافعی است و همکاری بین ‌این دو، اسرائیل و عربستان می تواند منجر به وقوع ‌درگیریهای نابود کننده ای در سطح خاورمیانه شود.‌

منطقه نیاز به یک میانجی از داخل خود دارد تا مانع ‌از بروز انفجار درگیریها در آن شود و این نقش ‌طبیعی مصر است که می تواند منافع تمام طرفها را در ‌نظر داشته باشد و چه بسا در اینده ای نزدیک این ‌نقش توسط مصر ایفا شود.‌