وی که در هفده سالگی به پادشاهی رسید و از آن پس دچار تملق و چاپلوسی انگل‌ها و کسانی شد که پیرامون یک شهریار مشرق‌زمین را فرا می‌گیرند، باز حیرت‌آور است که تا این درجه آراسته بارآمده است. وقتی که به تخت پادشاهی جلوس کرد فقط به زبان ترکی رایج در آذربایجان حرف می‌زد، ولی به‌زودی خواندن و نوشتن فارسی را نیک آموخت و به تدریج هم با زبان فرانسه و عربی آشنایی یافت. وی شعرای ایران را خوب می‌شناسد و کتاب‌های شرقی در باب تاریخ و فلسفه و هنر را خوانده است و به هیچ عنوان نمی‌توان گفت که شاه از کارهای هنری بی‌بهره است. در نقاشی مهارتی دارد و معروف است که اشعار قابل توجهی می‌سراید. حدود اطلاعات شاه وسیع و او کاملا در جریان وقایع زمان است. درباره مسائل جاری سرشار از علاقه و کنجکاوی است و تشنه اخباری است که با استفاده دقیق از کسانی که برخورد می‌کند، به‌دست می‌آورد. وی به روزنامه تایمز با نظر احترام می‌نگرد و در مسائل اروپایی نیک وارد است و از انتقادات جراید اروپا درباره خود نیز بی‌اطلاع نیست. آزادی کلام که وی در جامعه اروپایی مشاهده می‌کند و گاهی نیز خود او هدف آن واقع شده است با افکار او که معتقد است روزنامه‌نویسان باید مطابق اجازه و دستور رفتار کنند، سازگار نیست. کیفیت این کار هنگامی که درباره روزنامه‌های تهران بحث می‌شود. نیک آشکار می‌شود.

منبع: جورج  ن. کُرزُن، ایران و قضیه ایران، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، به نقل از تاریخ پژوهی.