به‌دلایل مختلف که به تفصیل قابل طرح و بسط است، این الگو را نمی‌توان تداوم بخشید. بررسی‌ها نشان می‌دهد حتی اگر مدیریت شهری جدید بخواهد، در دیگر بر این پاشنه نخواهد چرخید و شرایط جدیدی که بر بازار ساخت‌وساز حاکم است، امکانی برای کسب درآمد از این طریق باقی نمی‌گذارد. آیا وقت آن نرسیده که در دوران جدید سیاستگذاری و تعیین الگویی جدید برای شهر، بپذیریم که شهر هزینه دارد، و اگر ساکنان این شهر، هزینه آن را به‌طور مستقیم نپردازند، هزینه به مراتب بیشتری را بر اثر اتلاف وقت در ترافیک، آلودگی هوا و مسائل و مشکلات ناشی از آن خواهند پرداخت؛ چنانکه تاکنون نیز جز این نبوده است. بررسی و تامل در نظام عوارض نشان می‌دهد هیچ نسبت معناداری میان میزان بهره‌مندی از مواهب شهر و میزان پرداخت در قبال این بهره‌مندی وجود ندارد. در شرایطی که شهرهای ما دیگر این امکان را نخواهند داشت که با تکیه بر کمک‌های دولتی یا با تکیه بر عوارض ناشی از ساخت‌وسازی که حد یقفی برای خود نمی‌شناسد، اداره شوند؛ باید با قاطعیت به سمت بررسی موشکافانه شیوه‌ای حرکت کرد که الگوی رایج اکثر کلانشهرهای موفق جهانی است؛ اینکه افراد به تناسب میزان بهره‌مندی خود از شهر، شارژ آن را بپردازند، چنانکه امروزه در ساختمان‌های محل سکونت، چنین می‌کنیم.