اما این خیال که واشنگتن به آسانی قادر خواهد بود مفاد هرگونه توافقی را به تهران دیکته کند یا حتی با حمله به تهران به دنبال یک دور تازه از تغییر رژیم در ایران باشد، نشان می‌دهد که سیاست دولت ترامپ در قبال ایران تا چه حد دور از واقعیت است. همچنین متوسل شدن به عباراتی مثل آنچه اقدامات «ثبات‌زدا»، «بدخواهانه» و «شرارت‌طلبانه» ایران خوانده می‌شود نیز بدون بررسی سیاست‌ها و دلایل واقعی ایران نادیده گرفتن واقعیات است. ایران دشمن آمریکایی بوده است که تلاش کرده نفوذ خود را در سراسر خاورمیانه گسترش دهد. اما تهدید ایران به‌عنوان یک دشمن دیرینه که هرگز نمی‌توان از طریق دیپلماتیک با آن کنار آمد، بیشتر شبیه به یک پیش‌بینی فردمحور است. اگرچه دیگر از امپراتوری پارس‌ها خبری نیست اما ایران اکنون یک کشور بسیار مهم در خاورمیانه است که وسعت جغرافیایی قابل توجهی در این منطقه دارد. جمعیت آن با ترکیه برابر و از هر کشور عرب دیگری نیز بیشتر است.

بنابراین مردم ایران نیز نفوذ کشورشان در منطقه‌ای که در آن قرار دارند را طبیعی می‌دانند. این دیدگاه به هیچ استراتژی کلان یا ایدئولوژی خاصی ارتباط ندارد. این موضوع رابطه‌ای با ماهیت سیاسی جمهوری اسلامی یا انقلابی که این رژیم رابه وجود آورده است نیز  ندارد. حتی در صورتی که پهلوی‌ها نیز هنوز در ایران در قدرت بودند این دیدگاه وجود داشت. ایران از طرف دیگر در منطقه‌ای واقع شده است که در اقلیت قرار دارد. ایران در میان بسیاری از کشورهای عربی و اهل سنت قرار گرفته است. این به معنی آن است که ایران باید تلاش کند تا نفوذ و شرکای خود را در منطقه افزایش دهد. همچنین این واقعیت را نباید فراموش کرد که ایرانی‌ها به دلیل چنین شرایطی از سوی همسایگان خود احساس تهدید می‌کنند. مهم‌ترین موضوعی که باعث شد رهبران ایران احساس کنند در محاصره قرار گرفته‌اند، جنگ با عراق در دهه ۸۰ میلادی بود. این تجربه به رهبران ایران نشان داد که برای تقویت توان بازدارندگی خود به دنبال آغاز یک برنامه موشکی بالستیک باشند. در واقع تاریخ برای ایران به منزله یک تصویر بزرگ‌تر است، تصویری که در آن مقامات ایرانی کشورهای متخاصمی را در منطقه می‌بینند که به دنبال استفاده از نقاط ضعف ایران در منطقه برای تهدید آن هستند. برای ایران این مهم است که هر فردی در عراق به قدرت برسد حتی اگر متحد یا دست‌نشانده نباشد، روابط صمیمانه میان عراق و ایران وجود داشته باشد. ایران دارای صدها کیلومتر مرز مشترک زمینی با عراق است و هیچ منافعی در بی‌ثباتی ندارد. همین دیدگاه با شدت کمتر، مواضع ایران را نسبت به دیگر کشورهای عربی جهت می‌دهد. اما ایران علاوه بر مبارزه با داعش در عراق، با حضور خود در سوریه به دولت اسد کمک کرده است تا با گروه‌های مختلف مبارزه کند. در واقع رابطه با سوریه تنها اتحاد پایدار و باثباتی است که ایران (پس از انقلاب) با یک کشور عربی داشته است. این اتحاد از زمان مخالفت با سیاست صدام حسین در دهه ۸۰ میلادی آغاز شد و پس از آن نیز با تعمیق روابط اقتصادی ادامه یافت. بنابراین به‌عنوان یک کشور غیرعرب که به دنبال حفظ نفوذ خود در دنیای عرب است، ارزش بالایی در اتحاد خود با سوریه و اقداماتی که باعث حفظ این کشور شود، قائل است. از طرف دیگر، مناطق دیگری مثل یمن برای ایران از اهمیت چندانی مثل سوریه برخوردار نیست. حوثی‌ها که توصیه ایران برای اشغال نکردن صنعا را نادیده گرفتند، در واقع گروه وابسته ایران محسوب نمی‌شوند.