وقتی در میان مشغله کاری تصمیم به نوشتن گرفتم، می‌خواستم کاری هر چند اندک در مواجهه با این بحران انجام دهم.

مجموعه داستان کوتاه «به ترس‌هایم سلام می‌کنم» شامل ۶ داستان کوتاه است که طی سه سال گذشته نوشته شده است. در داستان اول با نام «سوق تاریک» پیوند جدال‌آمیز دو شخصیت کمتر شناخته شده گناباد در جنوب خراسان، کشاکش خیر و شر را به تصویر می‌کشد. دو شخصیت در داستان به هم پیوند می‌خورند درحالی‌که امکان ملاقات این دو به لحاظ تاریخی وجود ندارد.

استفاده از واژگان و فرهنگ بومی _محلی در داستان‌های مجموعه، به شناخت فرهنگ عامه کمک‌ می‌کند.

مضمون و بن‌مایه اصلی داستان‌ها فلسفی – انسان‌شناسانه است. ولی حداقل سه داستان آن در ذات و ماهیت ناخود‌آگاه به کویر، مردمانش و قنات پیوند می‌خورد. از ‌جمله در داستان «ریشه‌ها» تشبیه قنات و دالان‌های تو در تویش به درخت و رویش مجدد آن در هنگامه به عدم رفتن «آب» موردتوجه قرار گرفته است.

در نگاهی دغدغه‌مند با آنکه بنا بر مقتضیات حرفه‌ای خود (پزشکی) باید کتاب را به مضامین و معارفی در این حوزه اختصاص می‌دادم، تصمیم‌ گرفتم تا این اثر را به «قنات قصبه گناباد» میراث جهانی ثبت شده در یونسکو تقدیم کنم تا نیمی از عواید فروش آن در راستای معرفی قنات و فرهنگ‌سازی استفاده بهینه از آب قنات‌ها مورد استفاده قرار گیرد. با این امید که توجه مردم به این شاهرگ حیات بخش کویر معطوف‌ شود.

داستان‌های مجموعه به‌ترتیب فهرست‌بندی، «سوق تاریک»، «وقتی سه نفر بودیم»، «به ترس‌هایم سلام می‌کنم»، «فغو» و «ریشه‌ها» نام گرفته‌اند.