در طول سفرهای مسئولان اسرائیلی در دو سال گذشته به روسیه، مسکو مأموریت مهم مبارزه با تروریسم را با موفقیت پشت سر گذاشت و اخیرا لاوروف از توافق با دولتهای همسایه در مورد مساله مرزهای جنوبی سوریه صحبت می کند، منطقه ای که از اهمیت زیادی برای سوریه و اسرائیل برخوردار است،

تفسیر خواسته روسیه در چارچوب بیرون راندن حزب الله و ایران از سوریه، فراتر از واقعیت است، آن هم در زمانی که جنگ به نفع محور مقاومت در حال پیشروی است.

یک نکته مهم این درخواست را تفسیر می کند و آن موفقیت روسیه در مورد انحصار ارتش سوریه در مرزهای جنوبی است و این گزینه تلخی برای اسرائیل است؛ چرا که در ادامه گروههای مسلح سوری خلأ حاصل از نبود نیروهای ایرانی و حزب الله را پر می کنند.

در واقع روسیه با این درخواست حق سیادت سوریه را حفظ کرده و اسرائیل را در شرایط سختی قرار می دهد. این مساله طبیعتا بازگشت به حق رسمی ارتش سوریه در سالهای قبل از بحران، در مورد حضور در مرزهاست که گزینه جایگزین آن، ماندن حزب الله و ایران در سوریه است. اسرائیل کدام را انتخاب می کند؟

در صورتی که اسرائیل تصمیم به بازگشت به شرایط پیش از آغاز بحران در سوریه را بگیرد، رسما سقوط طرح مرزی خود را اعلام کرده است، یعنی بازگشت ارتش سوریه، هم پیمان ایران و حزب الله، به پایگاههای مرزی خود.

اما این انتخاب در این مرحله از عمر جنگ، خسارتهای معنوی و سیاسی کمتری برای اسرائیلی ها دارد و بدون شک روسیه تلاش می کند این امر را به مصلحتی برای تمام طرفها تبدیل کرده و اعتماد اسرائیل را جلب کند تا به روسیه به عنوان یک واسطه نگاه کند که تامین امنیت اسرائیل در دست آن است.

موفقیت روسیه در مورد فشار بر اسرائیل برای انتخاب این گزینه قطعی نیست؛ اما انتظار به معنای دو امر اساسی است؛ اول آنکه نقشه روسیه عملی شود، بی آنکه نبردی در جنوب سوریه واقع شود و به این ترتیب پرونده آن بسته شود. ممکن است این امر محقق شود، بویژه پس از آنکه اسرائیل به جایزه ای معنوی در مورد انتقال سفارت آمریکا به قدس دست یافته است. و دوم آنکه اسرائیل با درخواست روسیه موافقت نکند، به این دلیل که هم پیمانان سوریه از سیادت آن حمایت می کنند و آماده خروج از آن هستند. کدامیک نزدیک تر است؟ روزهای آینده می توانیم با قاطعیت بیشتری در مورد روس ها، درخواستشان از ایران و همچنین موضع اسرائیلی ها سخن بگوییم.