تحقیقات علمی چه می‌گویند؟

پاسخ قابل‌اتکا به این پرسش رایج، نیاز به بررسی و تحقیقات علمی دارد. در پژوهش‌های مختلف، حضور مهاجران در بازار کار کشور مقصد با استفاده از شیوه‌های آماری همچون اقتصادسنجی مورد بررسی قرار گرفته است. تاکنون هیچ تحقیق علمی‌ای، این ادعای سیاستمداران را تایید نکرده است. بین نرخ اشتغال افراد بومی با درصد مهاجران از جمعیت یک جامعه هیچ رابطه‌ای وجود ندارد و تحقیقات علمی از دهه‌های پیشین تاکنون نتوانسته‌اند این رابطه مورد ادعای سیاستمداران را تایید کنند.

در سال ۲۰۱۶ دکتر علی فاکح استاد دانشگاه آمریکایی لبنان مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن به بررسی تاثیر حضور مهاجران سوریه‌ای بر بازار کار اردن پرداخته بود. او برای این تحقیق نرخ بیکاری و اشتغال، میزان مشارکت نیروی کار، تعداد پناهندگان و میزان فعالیت اقتصادی آنان را طی سال‌های ورود مهاجران سوری به اردن (۲۰۱۱) سال ۲۰۱۴ را مورد استفاده قرار داد. مطابق با نتایج تحقیق او بین حضور پناهندگان سوری و بازار کار اردن هیچ رابطه معناداری وجود نداشت؛ یعنی حضور ناگهانی پناهندگان باعث بیکاری افراد در جامعه اردن نشده بود.۲  بانک جهانی نیز در سال ۲۰۱۵ به بررسی اثرات حضور پناهندگان سوری بر بازار کار ترکیه پرداخت. حضور ۵/ ۲ میلیون نفر پناهنده سوری ترکیه را به بزرگ‌ترین پذیرنده پناهندگان در جهان تبدیل کرده است.

آخر هفته

مطابق با این پژوهش حضور پناهندگان سوری باعث شده که افراد بومی از شغل‌های غیررسمی دست بکشند و به مشاغل رسمی که برای دولت ترکیه فواید مالیاتی دارد روی بیاورند. در حقیقت مهاجران سوری در ترکیه به کارهای غیررسمی (همچون دست‌فروشی و دلالی که مشاغلی با درآمد پایین به‌شمار می‌روند) می‌پردازند و ترکیه‌ای‌هایی که قبلا به این مشاغل کاذب مشغول بودند به سراغ مشاغل رسمی روی آورده‌اند. این تغییر شغل هم فقط در افراد بومی با تحصیلات کمتر از دیپلم رخ‌داده است. برای افراد با تحصیلات بالاتر از دیپلم حضور ۲،۵ میلیون مهاجر سوری هیچ تغییری در بازار کار ایجاد نکرده است. این برای دولت ترکیه هم فایده دارد؛ چراکه مشاغل غیررسمی مشاغلی هستند که از مالیات فرار می‌کنند.۳

داده‌های سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ مربوط به ۱۷ اقتصاد OECD هم این بی‌ارتباطی را نشان می‌دهد. در این پژوهش داده‌های آماری مربوط به «نرخ بیکاری» و «درصد افراد خارجی از کل جمعیت» در ۱۷ کشور جمع‌آوری شد. سپس مدل اقتصادسنجی آن برای سنجش ارتباط بین این دو متغیر در اقتصاد کشورهای مختلف طراحی شد که نمودار آن مشاهده می‌شود. بین نرخ بیکاری و نرخ مهاجرت در هیچ کشوری همبستگی و ارتباط وجود ندارد. همچنین، مدل‌های اقتصادی بازار نیروی کار، تاثیر مثبت حضور مهاجران در بازار کار در طولانی‌مدت را به اثبات رسانده‌اند.

تاثیرات مهاجران بر بازار کار کشور میزبان

مهاجران به طرق مختلفی بر نرخ اشتغال کوتاه‌مدت و بلندمدت جامعه میزبان تاثیر می‌گذارند. تاثیرات آنها بر بازار کار، گاه کوتاه‌مدت و گاه بلندمدت است. بر اساس نوع تاثیرشان به سه دسته کلی تقسیم‌بندی می‌شوند:

مهاجران کارآفرین

مهاجران کارآفرین به‌صورت مستقیم در جامعه کار ایجاد می‌کنند. آنها با کسب‌وکاری که راه‌اندازی می‌کنند زنجیره‌ای از مشاغل را ایجاد می‌کنند که مطمئنا در این زنجیره افراد بومی جامعه میزبان هم مشغول به کار و فعالیت می‌شوند. نمونه این گروه از مهاجران در ایران را می‌توان آقای سید مهدی موسوی - مهاجر افغانستانی- کارآفرین بخش صنعت ریخته‌گری نام برد که شرکت توسعه گنجینه فارس آرین (با نام اختصاری تگفا) را در ایران تاسیس کرده است. نکته جالب‌توجه این است که این شرکت، برای بیش از ۵۰ نفر ایرانی، اشتغال ایجاد کرده است

مهاجران نوآور

مهاجران نوآور عموما مهاجرانی هستند که سطح تحصیلات بالایی دارند. آنها با نوآوری‌های خود به‌صورت مستقیم شغل ایجاد نمی‌کنند؛ اما با دگرگون کردن ساختارها باعث رشد شغلی افراد در بلندمدت می‌شوند.

مهاجران تازه‌وارد

مهاجران تازه‌وارد به یک جامعه، عموما کمبودهای شغلی را پر می‌کنند. آنها به مشاغل افراد بومی جامعه دسترسی ندارند و به‌هیچ‌وجه، نه توان و نه اجازه وارد شدن به مشاغل افراد بومی جامعه را ندارند؛ بنابراین خلأهای شغلی را در نظر می‌گیرند. به کارهایی می‌پردازند که افراد جامعه میزبان به سراغ آن نمی‌روند. آنها با پر کردن خلأهای شغلی، بازار کار کشور میزبان را کاراتر می‌کنند. رده‌های پایین هرم‌های شغلی را پر می‌کنند و به افراد بومی با مهارت بالاتر این امکان را می‌دهند که در سطوح بالاتر مشغول به کار شوند.

تحرک شغلی در جامعه میزبان

مهاجران به‌طور کلی به دو دسته ماهر و غیرماهر تقسیم می‌شوند. مهاجران ماهر به تغییرات تکنولوژیکی و بهبود فرآیندها و صنایع کمک می‌کنند و مهاجران غیرماهر باعث تحرک شغلی، تخصص‌گرایی و خلق سرمایه انسانی در جامعه میزبان می‌شوند. بحث‌برانگیزترین بخش اشتغال مهاجران، رقابت مهاجران غیرماهر و کم‌مهارت با افراد بومی کم‌مهارت است. این دسته از مهاجران عموما برای اشتغال با افراد بومی کم‌مهارت وارد رقابت می‌شوند. معضل اشتغال مهاجران در صنعت ساختمان‌سازی به‌عنوان کارگر و بنا فقط مختص ایران نیست. در کشوری چون فرانسه هم بسیاری از کارگران ساختمانی فرانسوی با حضور مهاجران شغل خودشان را از دست دادند. این یک حقیقت است که مهاجران کم‌مهارت، بازده بالاتری دارند. آنها با جان و دل کار می‌کنند و کارفرماها در همه جای دنیا ترجیح می‌دهند از یک کارگر مهاجر استفاده کنند تا یک کارگر بومی. اما این اثر حضور مهاجران کوتاه‌مدت است و در بلندمدت همین رقابت باعث اشتغال‌زایی افراد جامعه میزبان می‌شود. چگونه؟ از طریق تحرک شغلی.۴

با اشتغال مهاجران در کارهای سطح پایین مثل کارگری ساختمان،‌ نیروهای بومی خارج‌شده از بازار رقابت یک فرصت نیز به دست می‌آورند: فرصت کسب مهارت و سرمایه‌گذاری در بحث آموزش و افزایش سطح مهارت‌های خود. در فرانسه برای کارگران سطح پایین بومی که به‌خاطر رقابت با مهاجران از کار بیکار شده بودند سازوکارهایی طراحی شد تا بدون ضربه به معیشت روزمره‌شان در کوتاه‌مدت از مزایای آموزش‌های پایه و مهارتی بهره‌مند شوند. آنها در مدتی که بیکار بودند، توانستند مهارت‌های خواندن و نوشتنشان را تقویت کنند، به کلاس‌های آموزش مهارت‌های فنی و حرفه‌ای بروند. آموخته‌هایشان را زیاد کنند، مدرک بگیرند و کاری رده‌بالاتر را به دست بیاورند. این همان تحرک شغلی است که باعث می‌شود در بلندمدت اثر منفی رقابت شغلی مهاجران با افراد بومی تبدیل به اثری مثبت شود. در بازار کار ایران مثل خیلی از کشورهای دیگر نیاز به مهارت‌های در سطح دانشگاه و لیسانس و فوق‌لیسانس نیست. نیاز به مهارت‌هایی است که در دوره‌های کوتاه‌مدت می‌توان آنها را به دست آورد. مهارت‌هایی که اتفاقا کارگران سطح پایین انگیزه بالاتری برای یادگیری آنها و در نتیجه بهبود شغلی‌شان دارند.

بعضی از تصمیم‌گیرندگان کلان به‌محض مشاهده رقابت مهاجران با افراد بومی استدلال می‌کنند که باید از اشتغال افراد بومی محافظت شود، اما این تصمیم فقط در کوتاه‌مدت اثربخش است. در حقیقت با این تصمیم جلوی تحرک شغلی گرفته می‌شود. کارگر بومی نه انگیزه کسب مهارت‌های بیشتر و ارتقای شغلی را پیدا می‌کند و نه فرصتش را. او کارگر می‌ماند. رشد نمی‌کند. رقابت چندانی وجود نخواهد داشت که بخواهد مهارت‌های بیشتری کسب کند. تصمیم‌گیرندگان کلان با حذف مهاجران در حقیقت امکان یادگرفتن ماهیگیری را از نیروهای بومی می‌گیرند و فقط به آنها ماهی می‌دهند و وابسته به خودشان می‌کنند. از طرف دیگر ممکن است مهاجران کم‌مهارت در مشاغل سطح پایین جامعه ماندگار شوند. این از چند منظر نکته‌ای منفی است. یکی این‌که وقتی مهاجران در مشاغل سطح پایین ماندگار می‌شوند،‌ درآمدهایشان هم کم خواهد ماند. باگذشت زمان احساس بی‌عدالتی و شکاف با جامعه در آنها شکل می‌گیرد. از طرف دیگر هم کشور میزبان در آن مشاغل وابسته به مهاجران کم‌مهارت می‌شود و ممکن است در نبود این مهاجران حتی مجبور به برون‌سپاری شود.

 جمع‌بندی

با بررسی تجربیات سایر کشورهای دنیا به این نتیجه می‌رسیم که هیچ شواهدی برای افزایش نرخ بیکاری با ورود مهاجران، وجود ندارد. تحقیقات علمی سالیان مختلف نیز این نتیجه‌گیری را تایید می‌کنند. مهاجران به طرق مختلفی بر بازار کار کشور میزبان تاثیر می‌گذارند. چالش‌برانگیزترین تاثیرشان رقابت آنها با نیروهای کار کم‌مهارت و سطح پایین بومی است. در کوتاه‌مدت آنها باعث بیکاری این نیروهای کم‌مهارت می‌شوند؛ اما در بلندمدت باعث افزایش نرخ اشتغال آنان نیز می‌شوند. دیدگاه‌های موجود در مورد اشتغال مهاجران نگرشی نادرست در مورد اثراتی است که دیده نمی‌شوند. وقتی یک مهاجر وارد کشور می‌شود، واضح است که ما بیکار شدن یک کارگر را می‌بینیم. اما چیزی که نمی‌‌بینیم این است که برای آن کارگر، فرصت شغلی دیگری در لایه‌های دیگر بازار کار ایجاد می‌شود. در طولانی‌مدت، هم‌زمان با ورود مهاجران، هیچ افزایشی در نرخ بیکاری مشاهده نمی‌شود. ممکن است چرخه‌های شغلی و نوساناتی در نرخ بیکاری اتفاق بیفتد، اما نرخ بیکاری در طولانی‌مدت، افزایش پیدا نمی‌کند. مدل‌های اقتصادی نیز اثبات می‌کنند که در طولانی‌مدت حضور مهاجران در بازار کار یک کشور مفید فایده است و اقتصاد آن کشور دچار جهش می‌شود.

آخر هفته

 

پاورقی‌ها

  1- https:/ / wol.iza.org/ uploads/ articles/ 10/ pdfs/ do-migrants-take-the-jobs-of-native-workers.pdf

2-  Fakih, Ali, and May Ibrahim. “The impact of Syrian refugees on the labor market in neighboring countries: empirical evidence from Jordan.” Defence and Peace Economics 27.1 (2016): 64-86.

3-  Del Carpio, Ximena V., and Mathis Wagner. The impact of Syrians refugees on the Turkish labor market. World Bank, 2015.

4-  occupational mobility