خانه / باشگاه اقتصاددانان / مدل‌های مدیریت شهری

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4025 تاریخ چاپ:1396/01/31 بازدید:352بار کد خبر: DEN-1097696
مدل های مدیریت شهری

دستورالعمل ساختار حکومت شهری جورجیا

تحولاتی که در ساختار اجتماعي- اقتصادي نواحي شهري روی داده، با تغيير در شيوه اداره شهرها همراه شده است. اين نوع تحولات اغلب به‌عنوان حرکت از حکومت به حکمراني تعريف مي‌شود. بعضی اوقات مدیریت شهری به‌عنوان ابزاری برای اجرای سیاست‌گذاری‌های شهری در نظر گرفته می‌شود که به مفهوم علم اداره جامعه است.

 

نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را باید در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولت‌ها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینه‌های فنی و اجتماعی نشان داده بود، جای خود را به دولت حداقلی داد و دولت‌های محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی به نهادهای توانمندساز بدل شدند. فرآیند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و دارای اختیارات قانونی سرعت بخشید. استفاده از واژه حکمراني به جاي مفهوم حکومت بر اين مساله دلالت دارد که مديريت شهري تنها وظيفه سازمان‌هاي بخش عمومي نيست.

امروزه، شهرها، از دو جنبه، اهمیت یافته‌اند: یکی، به‌عنوان مرکز زندگی گروه بزرگی از مردم و دوم به‌عنوان عمده‌ترین بازیگر نقش اقتصادی و در کل اقتصاد ملی. از این رو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق‌تر کرد؛ زیرا در حالتی که برنامه‌ریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها می‌شود، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط‌زیست خواهد شد. بحث‌هاي بسیار زیادی درباره شیوه‌های اداره شهرها، موضوعات مختلفي همچون میزان قدرت شهردار، مدل و ساختار حاکمیت شهری، انتخاب شورا و شهردار در روش‌هاي مختلف اعم از راي مستقیم شهروندان، یا راي نواحي مختلف شهر و همچنین نحوه انتخاب و مشخص شدن شهردار توسط شورا (از ميان اعضاي آن يا خارج از شورا، انتخاب مدير شهری یا...) را در برمي‌گيرد. ترکیب مدیریت و شهر، مفهوم ساماندهی به امور مربوط به برنامه‌ریزی و هدایت و کنترل، در محدوده شهر را تداعی می‌کند. مفهومی که در کشورهای مختلف به‌دلیل ساختارهای سیاسی و رویکردهای اقتصادی، نهادهای متفاوتی را با الگوهای متفاوتی دربردارد؛ اما به‌طور کلی می‌توان آنها را به سه دسته کلی زیر طبقه‌بندی کرد:

• مدل شهردار- شورایی (شهردار قوی)

• مدل شهردار- شورایی (شهردار ضعیف)

• مدل شورا – مدیر

1- مدل شورای شهر - شهردار قوي

در اين ساختار شهردار و شورا با رای مستقيم مردم انتخاب مي‌شوند. در واقع شهردار، نقش سياستي مهمی دارد که وظايف اجرايي نيز دارد و بازیگر تعیین‌کننده اغلب سیاست‌های شهر است. در حقيقت در اين مدل وضعیتی مشابه رياست جمهوري براي شهردار در سطح يک شهر قائل می‌شوند و به همان ترتیب شورای شهر یک نهاد قانون‌گذاری شبیه به کنگره است. در این ساختار شورای شهر سیاست‌های اولیه شهری را تدوین می‌کند، در حالی که شهردار کار اجرای آن را بر عهده دارد. شهردار مسوولیت تمام امور اجرایی روزمره را به عهده دارد و همچنین توانایی عزل و نصب کلیه کارمندان، آماده‌سازی و مدیریت بودجه شهر و تدوین و پیاده‌سازی قراردادها را دارد. او همچنین می‌تواند کمیته‌های شورای شهر را مشخص و قوانین مصوب شورا را وتو کند.

2- مدل شورای شهر- شهردار ضعیف

در این الگو شهردار و شورای شهر به‌طور عادی نقش سیاست‌گذاری اولیه را بر عهده دارند و شهردار کارهای اجرایی را به عهده می‌گیرد؛ اگرچه در بسیاری شهرها شهردار در این الگو نقش تشریفاتی محسوب شده که از قدرت اجرایی کمی برخوردار است. به‌عنوان مثال اختیار تعیین کمیته‌های شورا، افزایش بودجه شهر یا وتو اقدامات و تصمیمات شورای شهر را ندارد. همچنین انتصاب مدیران کمیته‌های شهری باید با تایید شورای شهر صورت پذیرد. ویژگی این الگو این است که قدرت در اختیار یک فرد نیست و در نتیجه فساد و بی‌کفایتی افراد تبعات کمتری برای شهر خواهد داشت.

3- مدل شورا- مدیر

در این الگو شوراي شهر داراي اختيارات کلي در رابطه با سياست‌گذاری عمومي است و مدیر اجرایی شهری را منصوب می‌کند. با اين وجود آنها نمي‌توانند در وظايف اداري و اجرايي که در دست مدير شهر است، دخالت کنند. در اين سيستم شوراها توسط مردم انتخاب مي‌شوند و اين شورا براي اداره شهر، مدير شهري انتخاب می‌کند. در واقع این الگو ترکیبی از مدل شهردار قوی و ضعیف است. این الگو در دهه 1990 توسط اصلاح‌طلبانی که به دنبال مدلی کارآمدتر بودند در آمریکا طراحی و پیاده‌سازی شد. آنها این الگو را بر اساس ساختار بنگاه‌ها و کسب و کارهای مختلف طراحی کردند و از این رو این شکل حکمرانی به ساختار شرکت‌ها نزدیک است. شهروندان نقش سهامداران را دارند که اعضای شورای شهر را به‌عنوان هیات مدیره خود انتخاب می‌کنند. آنها هم سیاست‌های شهری را تدوین می‌کنند و با انتصاب فردی به‌عنوان مدیر شهری، اجرای سیاست‌ها را به او می‌سپارند. او مشابه رئیس یک شرکت، امور اجرایی را زیر نظر می‌گیرد.

سالنامه جامع اختصاصی مدیران دنیای سفر انتشارات دنیای اقتصاد