خانه / مدیران / اتحاد انسان و ماشین

رهبری سازمانی هوشمند در عصر سیستم‌های هوشمند

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 3791 تاریخ چاپ:1395/03/27 بازدید:1343بار کد خبر: DEN-1056601
اتحاد انسان و ماشین

مترجم:فریبا ولیزاده
منبع: accenture.com

سازمان‎ها از ماشین‎های هوشمند –سیستم‎های اطلاعاتی که احساس، درک و عمل می‎کنند و می‎آموزند- برای خودکار کردن برخی از وظایف معمول و مبتنی بر مقررات سازمانی با هدف آزادسازی وقت بیشتر برای مدیران استفاده می‎کنند. فرآیندهای هماهنگی، نظارت بر عملکرد و تخصیص منابع و وظایف ازجمله مهم‎ترین نامزدهای خودکارسازی هستند. سازمان‎ها در سایه چنین اپلیکیشن‎هایی صرفه‎جویی‎های مالی قابل‌توجهی را تحقق خواهند بخشید. علاوه‎براین، ماشین‌های هوشمند زمان و فضای لازم برای تمرکز بر موضوعات استراتژیک را برای مدیران فراهم خواهند کرد؛ این همان فرصت پیش‌روست. ماشین‎های هوشمند اطلاعات بهتری در اختیار دارند و فرآیند تصمیم‎گیری را سرعت می‎بخشند. آنان مدیران را در تغییر تمرکزشان به سمت فعالیت‎های نیازمند صفات انسانی از قبیل تفکر پیچیده و استدلال‎های قوی یاری می‎کنند.

 

سه موضوع که به آنها پرداخته نمی‌شود

بدون شک مدیران ارشد اجرایی و تیم‎های رهبری آنان از چشم‎انداز پویای پیش‎روی نیروهای مدیریتی هیجان‎زده هستند. اما نظر سایر مدیران در این خصوص چیست؟ آیا واقعا آماده تحول مذکور هستند؟ اکثریت قریب به اتفاق مدیران باور دارند که ماشین‎ها وظایف آنان را موثرتر و فضای کار را بسیار جالب‌تر خواهند کرد. این یکی از مهم‎ترین نتایج بررسی‌های Accenture در خصوص تاثیرات محاسبات شناختی است. با این حال، این مطالعه به سه موضوع اساسی که ممکن است توانایی سازمان‌ها را در بهره‎برداری موثر از قابلیت‎های ماشین‎ها تحت‌تاثیر قرار دهند، پی برده است.

 

مدیران مهارت‌های انسانی را دست‌کم می‌گیرند

مدیران هنوز قانع نشده‎اند که می‎توان در محیط سازمان با وجود ماشین‎های هوشمند همچنان رشد کرد. بیش از نیمی از (۵۷ درصد) از آنها معتقدند مهارت‎های ماشین‎های هوشمند توسعه کافی نداشته است. علاوه‌بر این، بیشتر نگران این واقعیت هستند که الزامات رشد و تعالی در همکاری با ماشین‌های هوشمند چه هستند. برخی از مدیران نیاز به مهارت‎های دیجیتال، تفکر نوآورانه و توسعه استراتژی را از الزامات این تحول می‎دانند. اینها مهارت‎هایی هستند که مدیران را در مدیریت پیچیدگی‎های کسب‎وکار و مراحل رشد آن یاری می‎کنند. موضوعی که آنان نادیده می‎گیرند اهمیت مهارت‎های بین‎فردی مورد نیاز برای مدیریت افراد است. آنان در نظرسنجی انجام شده اهمیت شبکه‌های اجتماعی، توسعه نیروی انسانی و همکاری را در رتبه‎های ۶ تا ۸ قرار داده‎اند. حدود یک‌پنجم از مدیران شرکت‎کننده در نظرسنجی معتقدند مهارت‎های مذکور در آینده برای نقش‌های مدیریتی مهم خواهند بود. این یک چالش بالقوه است زیرا مدیران باید از قدرت الهام بخشی به تیم‎های خود برخوردار باشند تا زمینه موفقیت این تیم‎ها فراهم شود. آنان باید بیاموزند که چگونه تحلیل‎ها و توصیه‎های ماشین‎های هوشمند را به‌منظور بهبود اقدامات سازمانی و فرآیندهای تصمیم‎گیری تفسیر کنند.

 

نیروی مقاومت‎های فردی قوی‎تر از تفکرات رهبری سازمانی

یافته‌ها حاکی از وجود پارادوکس میان شرکت‎کنندگان در نظرسنجی است. از سویی مدیران تمامی سطوح (۸۴ درصد) معتقد هستند ماشین‎های هوشمند روش‎ها و محیط کار را موثرتر و جالب‌تر خواهند کرد. از سوی دیگر ۱۴ درصد از مدیران عملیاتی و ۲۴ درصد مدیران میانی به آسانی توصیه‎های سیستم‎های هوشمند را در پیشبرد تصمیمات کسب وکار در آینده خواهند پذیرفت. در مقایسه، نزدیک به نیمی از مدیران ارشد(۴۶ درصد) پذیرای پیشنهادها و توصیه‎های سیستم‎های هوشمند خواهند بود. به نظر شما چگونه می‎توان به چنین شکافی اعتماد کرد؟ از مدیران پرسیده‌ایم چه چیزی منجر به اعتماد آنان به سیستم‎های هوشمند می‎شود، پاسخ مدیران میانی و عملیاتی چنین بود: فراهم کردن درکی قوی از نحوه کار ماشین و فرآیند ارائه پیشنهادها (۶۰ درصد)، انتخاب سیستمی که سابقه مطلوبی دارد (۵۵ درصد) و کسب اطمینان از اینکه سیستم به صورت منطقی کار می‎کند (۴۸درصد). با فراهم کردن این سه شرط رهبران از توان بیشتری در واکنش به‌هم افزایی در سازمان برخوردار خواهند شد. درصورت فقدان اعتماد، سازمان به احتمال خیلی ضعیف خواهد توانست وظایف مدیریت روتین را خودکار سازد.

 

فرآیندهای کسب ارزش مبهم

مدیران معتقد هستند بزرگ‌ترین ارزش ماشین‎های هوشمند در توانایی آنها در تقویت و نه خودکارسازی وظایف سازمانی نهفته است. به نظر آنان از میان ۱۱ وظیفه اصلی مدیریتی، تنها وظیفه نظارت و گزارش عملکرد نامزد جدی خودکارسازی است. خبر خوب برای مدیران این است که فرصت‎های بکری در این زمینه وجود دارد. تقویت اشکال مختلفی دارد، برخی از مدیران از ماشین‎های هوشمند برای فعالیت هوشمندتر و سریعتر استفاده می‎کنند. برای مثال، مدیران فروش از ماشین‎های هوشمند برای انجام تحلیل‎های زمان واقعی به‌منظور تنظیم کمپین‎های تبلیغاتی یا قیمت‎گذاری بهره خواهند گرفت. ماشین‎های هوشمند علاوه‌بر این به مدیران واحدهای مختلف در زمینه حذف وظایف زمانبر و روتین نظیر گزارش‎دهی مالی کمک شایانی خواهندکرد.

 

رهبری هوشمند در عصر ماشین‌های هوشمند

مدیران ارشد اجرایی و تیم‎های رهبری آنان مسوول کسب اطمینان از آمادگی مدیران برای بهره‎برداری کامل از تحولات پیش‌رو هستند. در این قسمت به سه اقدام مهم در این راستا اشاره می‎شود:

 

تقویت ابعاد انسانی

به‌منظور رشد، مدیران باید از مهارت‎ها و رفتارهای محرک بهبود عملکرد سازمانی برخوردار باشند. این مهارت‎ها عبارت است از استدلال تحلیلی، دانش دیجیتال و دانش کسب‌وکار. اما علاوه‌بر این مهارت‎ها برخی مهارت‎های بین فردی برای تشکیل تیم‎های موفق، پرورش نوآوری و تشویق به اجرای روش‎های نوین کار مورد نیاز هستند. به‌منظور کسب بهترین مهارت‎ها، رهبران احتمالا باید در فرآیندهای آموزشی و برنامه‎های هدایتی و همچنین معیارهای ارزیابی عملکرد فردی رایج در سازمان تجدیدنظر کنند. واقعیت این است که برخی مدیران کنونی از پس اجرای چنین تحولی برنخواهند آمد. به همین دلیل، رهبران باید در خارج از سازمان به دنبال مدیرانی باشند که در تعامل با ماشین‎های هوشمند سابقه مطلوبی دارند. این به معنی بازبینی و تخصیص مجدد منابع استعداد و توسعه استراتژی‎ها در سازمان است.

 

تجمیع نیروها

رهبران پیش از شناسایی فناوری‎های هوشمند مناسب برای کسب‎وکار خود باید الهام بخش مدیران در بهره‌برداری از روش‎های نوین کار باشند. در این میان، ایجاد مهارت‎های بین‎فردی نیز در بهره‎برداری مطلوب از ماشین‎ها برای شکل‎دهی هر چه بهتر به آینده مشاغل از اهمیت برخوردار است. در کنار این موضوع، رهبران باید مدیران عملیاتی و میانی سازمان را از ارزش واقعی ماشین‎های هوشمند آگاه سازند.

 

ترسیم مسیر

کسب‌وکارها در حال شروع درک تغییرات حاصل از تعامل با ماشین‎های هوشمند در قالب وظایف خاص سازمانی هستند. ناشناخته‎ها فراوان است و این به معنی لزوم آزمایش و کسب تجربه در خصوص ماهیت ماشین‎های هوشمند در میان مدیران سازمان‎ها است.اجرای این آزمایش‎های تجربی و یادگیری همزمان از آنها روشی ساختارمند است و سازمان‎ها را با فرصت‎های باارزشی روبه‌رو خواهد کرد.  در حالت ایده‌آل، مدیران اجرایی باید در تلاش برای ایجاد اتحادی میان مدیران و ماشین‎ها باشند که مسلما امری فراتر از خودکارسازی وظایف یا تقویت عملکرد مدیران به‌شمار می‎رود. موفق‌ترین اتحادها ارزش‎های حاصل از تعامل مدیران و ماشین‎ها را چند برابر خواهد کرد. رهبران نمی‌توانند به ماشین‌ها اعتماد کنند، از این‌رو باید بر شواهد و تجارب اتکا کنند. پتانسیل بالقوه‎ای در ماشین‎های هوشمند برای ارتقای عملکرد سازمان‎ها در سطوح مدیریت وجود دارد. اما رهبران سازمانی باید به‌منظور بهره‎برداری هر چه بیشتر از این مزایا، از ظرفیت سازمان خود در پذیرش چنین تحول عظیمی اطمینان حاصل کنند. در این صورت فرهنگی از آزمایش و تجربه در میان مدیران تمامی سطوح ایجاد خواهد شد.