پوریا درنی همدانی

استادیار کارآفرینی و مدیریت کسب‌وکارهای کوچک- دانشکده کسب‌وکار نئوما، فرانسه

محققان کارآفرینی تعاریف گوناگونی از مفهوم کارآفرینی ارائه کرده‌اند. ایجاد کسب‌وکار جدید به مفهوم عام و شامل هر نوع کسب‌وکار، تعریفی است که اخیرا مقبولیت گسترده‌تری در مجامع کارآفرینی یافته است.

کارآفرینی را می‌توان به صورت فرآیند ایجاد کسب‌وکار بررسی کرد که دارای چهار مرحله اصلی است. این مراحل شامل داشتن نیت کارآفرینی (Entrepreneurial Intention)، قدم‌های عملی اولیه برای کارآفرینی (Nascent Entrepreneurship)، گسترش فعالیت در سال‌های اولیه(Persistence) و موفقیت در کسب‌وکار نوپا(Success) است. به‌طور کلی مطالعه فرآیندی و مرحله‌ای کارآفرینی دید دقیق تری از مراحل، فرصت‌ها و چالش‌های ایجاد یک کسب‌وکار جدید را به علاقه‌مندان ایجاد یک کسب‌وکار جدید می‌دهد.

مرحله اول یعنی داشتن نیت کارآفرینی به معنای داشتن برنامه برای ایجاد کسب‌وکار جدید در آینده نزدیک است. افراد دارای نیت کارآفرینی ایجاد کسب‌وکار جدید را جذاب می‌دانند و نسبت به آن کشش (desirability) نشان می‌دهند. به‌علاوه این دسته از افراد ایجاد کسب‌وکار جدید را در آینده نزدیک امکان‌پذیر (feasible) می‌دانند. مطالعات نشان می‌دهند که طیف گسترده‌ای از افراد در هر جامعه‌ای (بین ۴۰ تا ۵۰ درصد) دارای نیت کارآفرینی هستند و فرصت‌های کسب‌وکار را بررسی می‌کنند. مرحله دوم به فعلیت رساندن نیت کارآفرینی به معنی برداشتن نخستین قدم‌های عملی برای ایجاد کسب‌وکار جدید است. این مرحله که به صورت معمول بین یک تا دو سال طول می‌کشد، از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که تصمیماتی که هسته شرکت را شکل می‌دهند مانند انتخاب محصول، فرهنگ سازمانی شرکت، استراتژی‌های بازاریابی و فروش معمولا در این مرحله شکل می‌گیرند. در مرحله قدم‌های اولیه، کارآفرین معمولا با محدودیت منابع (مالی، انسانی و تجهیزات) روبه‌روست و نیاز به اولویت بندی دقیق فعالیت‌های کاری خود دارد. به علت عدم فروش یا عدم فروش بالای محصولات و هزینه‌های شرکت نوپا، این مرحله معمولا با ضرردهی همراه است که در صورت عدم تامین مناسب سرمایه ممکن است سبب شود تا کارآفرین از ادامه فعالیت بازبماند. مرحله سوم هنگامی است که کارآفرین قدم‌های اولیه را برداشته و نیاز به گسترش حجم فروش و یافتن مشتریان بیشتر دارد تا هزینه‌های مرحله قبلی پوشانده شود و شرکت به نقطه سر به‌سر برسد. مرحله سوم که می‌تواند تا سال پنجم فعالیت شرکت به طول بینجامد اغلب با افزایش سایز شرکت همراه است و نیاز به استخدام، سازماندهی، تفویض اختیار، رهبری و انگیزه بخشی به کارکنان شرکت دارد. مرحله چهارم زمانی است که کسب‌وکار نوپا به سوددهی رسیده است و فعالیت‌های شرکت به همراه جایگاهش در بازار تا حد مناسبی تثبیت شده است. در این مرحله شرکت همچنان به رشد خود ادامه می‌دهد و به‌طور کامل از فرصتی، که براساس آن کسب‌وکار آغاز شده بود، بهره‌برداری می‌کند. کارآفرین در این مرحله می‌تواند به فکر توسعه محصولات جدید یا در صورت تمایل فروش کسب‌وکار به شرکت‌های سرمایه‌گذاری یا فروش سهام در بازار باشد و در صورت ناموفق بودن کسب‌وکار به فکر خروج باشد.

به‌طور خلاصه می‌توان گفت هر یک از چهار مرحله کارآفرینی دارای ویژگی ها، نیازها و چالش‌های مخصوص خود هستند. مطالعات اخیر به جای بررسی کارآفرینی به‌عنوان یک پدیده یکپارچه به بررسی مراحل و فرآیندهای کارآفرینی پرداخته‌اند و به‌عنوان مثال، عوامل تاثیرگذار، تصمیمات، گزینه‌ها و امکانات کارآفرینان را در هر مرحله بررسی کرده‌اند که خود مجال دیگری برای بحث می‌طلبد.

pourya.darnihamedani@gmail.com