خانه / مدیران / بايد کسب‌وکار فناوری- محور را تجربه کرد

نوآوری ایرانی

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 3221 تاریخ چاپ:1393/03/24 بازدید:1975بار کد خبر: DEN-808215
بايد کسب وکار فناوری- محور را  تجربه کرد
سيد کامران باقری مشاور مديريت نوآوری و مالکيت فکری (kambagheri@yahoo.com) از زمانی که صنعت به معنای معاصر آن در ايران شکل گرفت، همواره فناوری‌های مورد نياز آن از خارج از کشور تامين شده است. به بيان ديگر، ماشين‌آلات و تجهيزات بر پايه دانش و فناوری ديگران توليد و به ايران وارد شده و سپس خط توليدی با استفاده از آنها راه‌اندازی شده و آنقدر کار کرده که محصول توليدی منسوخ شده و مشتری خودش را از دست داده است.
 سپس همين سیکل تکرار شده است. بنابراين صنعت ايران عمدتا درگير کسب‌وکار محصول- محور بوده و هيچ‌گاه وارد کارزار خلق و تجاری‌سازی فناوری نشده و در کسب‌وکار فناوری- محور تجربه ندارد.  اما به مرور زمان، روند منسوخ شدن محصولات سرعت گرفت و به همان نسبت وابستگی به صاحبان فناوری بيشتر و بيشتر شد. همين امر باعث شده که به تدريج سهم بيشتری از درآمد حاصل از فروش محصول به تامين‌کننده فناوری اختصاص يابد. در اين شرايط، کشورهايي که صنايع آنها محصول- محور باشند لاجرم و به آرامی به سمت وابستگی بيشتر به صاحبان فناوری و درآمد کمتر حرکت می‌کنند. می‌توان پيش‌بينی کرد که در آينده‌ای نه چندان دور، کشورها به دو دسته کشورهای ثروتمند خالق فناوری و کشورهای فقير استفاده کننده از فناوری تقسيم شوند. نشانه‌های اوليه اين روند از همين اکنون در حال آشکار شدن است.
در اينکه صنعت ايران بايد از اين چرخه رو به زوال خارج شود و خود را به جمع صاحبان فناوری برساند ترديدی وجود ندارد. اما نکته مهم اين است که صنعت کشور، اصول و قواعد کسب‌وکار فناوری- محور را به خوبی نمی‌شناسد. اين امر البته با توجه به سابقه تاريخی مورد اشاره کاملا طبيعی است. اما نبايد فراموش کرد که کسب‌وکار فناوری- محور دارای ويژگی‌هايي است که آن را به شدت از کسب‌وکار محصول- محور متمايز می‌کند و شرکت‌های ايرانی برای ورود به اين حوزه ناشناخته، به دانش، مهارت‌ها و شايستگی‌های جديدی نياز دارند.
برای نمونه، بازار فناوری با بازار محصول بسيار متفاوت است. معمولا تعداد فناوری‌های رقيب کم است و شناسايي آنها دشوار است. اثبات قابليت‌های فناوری به مشتريان بالقوه دشوار است و سازوکارهای خاص خود را می‌طلبد. قيمت گذاری فناوری به کلی با قيمت‌گذاری محصول تفاوت دارد. حجم و نوع اطلاعاتی که تامين‌کننده فناوری می‌تواند در اختيار شرکت‌های همکار و مشتریان بالقوه قرار دهد بايد با دقت تعيين شود و کوچک‌ترين اشتباهی باعث می‌شود که کل بازار فناوری مربوطه برای هميشه از بين برود. اما با وجود تمام موارد بالا نبايد فراموش کرد که کسب‌وکار فناوری، بسيار کسب‌وکار شيرين و با ارزش افزوده بالايي است. می‌توان امتياز يک فناوری را بارها و بارها و با قيمت‌های متفاوت فروخت و همچنان مالک انحصاری آن باقی ماند و حتی قيمت آن را به مرور افزايش داد. ممکن است همان فروش اول و دوم امتياز، کل هزينه‌های توسعه آن را پوشش دهد اما جريان درآمدی آن تا سال‌های سال در قالب سود تقريبا خالص ادامه يابد. 
ورود به کسب‌وکار فناوری- محور يعنی خروج از دايره بسته کسب‌وکار محصول-محور و ورود به چرخه‌ای پايدار و تقويت‌شونده. شرکتی که به کسب‌وکار فناوری گام می‌گذارد به تدريج پايه‌های دانشی و فناوری خود را آنچنان مستحکم می‌کند که نوآوری و خلق فناوری‌های بهتر به بخشی از فرهنگ آن تبديل می‌شود. شرکت‌های استفاده‌کننده از فناوری‌ آنها برای ارتقای محصولات خود دوباره به آن رجوع خواهند کرد و به آرامی شبکه‌ای از شرکت‌های همکار و مشتريان وفادار آن را در بر خواهند گرفت. اين‌گونه شرکت‌ها وقتی سال‌های دشوار اوليه ورود به کسب‌وکار فناوری- محور را پشت سر می‌گذارند و چند نسل از فناوری خود را به بازار عرضه می‌کنند، بر اعتبار آنها در تامين فناور‌های جديد و مطمئن افزوده می‌شود و به پشتوانه همان اعتبار، مشتريان بيشتر و بيشتری جلب می‌کنند. به همين ترتيب اين چرخه به تدريج تقويت می‌شود و به همين دليل پايدار می‌ماند. 
در صنعت ايران هم می‌توان شرکت‌هايي را يافت که يا از همان ابتدا يا در مسير تکامل خود با جسارتی ستودنی وارد کارزار فناوری و کسب‌وکار فناوری- محور شده‌اند. شرکت نانو واحد صنعت پرشيا يکی از اين نمونه‌های موفق است که از همان ابتدا راه کسب‌وکار فناوری- محور را در پيش گرفت. هدف اوليه اين شرکت که در سال 1388 شکل گرفت، تجاری‌سازی اختراعی بود که با استفاده از اكسيداسيون پيشرفته به‌وسيله نانوذرات فتوكاتاليست، تصفيه و تجزيه تركيبات فضولات مرغي و دامي را ساده‌تر می‌کرد و زمان لازم برای تصفيه آب و پساب فاضلاب را به شدت کاهش می‌داد. اين شرکت توانست با حمايت «خانه کشاورز» پژوهش‌های لازم را تکميل کند و پس از ساخت واحد پايلوت فناوری، از امکان‌پذيری ساخت يک واحد توليدی بر پايه آن مطمئن شد؛ اما اين شرکت، سرمايه لازم برای ساخت يک واحد توليدی را در اختيار نداشت. بنابراین با کمک و راهنمايي کارشناسان شهرک علمی‌وتحقيقاتی اصفهان تصميم گرفت که به جای توليد و فروش محصول، امتياز فناوری خود را بفروشد. 
اين شرکت نخستين امتياز فناوری را با قيمتی بسيار پايين‌تر از ارزش واقعی آن واگذار کرد و حتی پذيرفت که بخش بزرگی از آن مبلغ را به شکل محصول توليدی از خريدار امتياز فناوری دريافت کند. همين راهبرد به نخستين خريدار اطمينان داد که شرکت نانو صنعت واحد پرشيا به فناوری خود اطمينان کامل دارد. با ساخت و راه‌اندازی موفق نخستين واحد توليدی بر پايه اين فناوری، شرکت‌های ديگری برای خريد امتياز اين فناوری با قيمتی چند برابر بيشتر اعلام آمادگی کردند. تجربه جهانی نشان داده که شرکت‌هايي همچون نانو صنعت واحد پرشيا که سودآوری کسب‌وکار فناوری-محور را تجربه می‌کنند، از اين راه به عقب برنمی‌گردند و خود را به کسب‌وکار محصول-محور محدود نخواهند کرد. 
همچنين بايد توجه داشت که اين شرکت از همان ابتدای شکل‌گيری وارد کسب‌وکار فناوری-محور شده که کاری دشوارتر و پرخطرتر است. شرکت‌های بزرگ و معتبر توليدی کشور می‌توانند ورود به کارزار فناوری را به آرامی و با خطرات کمتر انجام دهند و از شهرت، دانش، تجربه و شبکه ارتباطی گسترده خود برای موفقيت در کسب‌وکار فناوری-محور بهره بگيرند. شرکت‌های ايرانی می‌توانند با فراتر رفتن از محدوديت‌های کسب‌وکار محصول-محور، هم خود را ماندگار کنند، هم بازارشان را جهانی کنند و هم سود به مراتب بيشتری به دست آورند.