خانه / سایت خوان / چرا پیوس آقای گل‌ترین است؟
سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1395/10/23 ساعت انتشار:12:45:11 بازدید:418بار کد خبر: DEN-1157353

۲۲ دی سالروز تولد فرشاد پیوس، مهاجم سابق پرسپولیس و تیم ملی است؛ وی جز نسل بازیکنان طلایی دهه شصت فوتبال ایران بود که با گلزنی‌هایش برای پرسپولیس و تیم ملی، سال‌ها عنوان گلزن‌ترین مهاجم ایران را به خود اختصاص داده بود.

به گزارش ورزش سه،پیوس جز نسل بازیکنان طلایی دهه شصت فوتبال ایران بود که با گلزنی‌هایش برای پرسپولیس و تیم ملی، سال‌ها عنوان گلزن‌ترین مهاجم ایران را به خود اختصاص داده بود. مهاجمی با شامه قوی که انگار توپ‌ها را در محوطه جریمه بو می‌کشید و با ضربه‌های ساده چنان توپ‌های مرده و بی‌خاصیت را تبدیل به گل می‌کرد که تعجب و تحسین همگان را بر می‌انگیخت تا در نهایت نامش به عنوان گلزن‌ترین مهاجم تاریخ پرسپولیس در ذهن و قلب هواداران ثبت شد. پیوس رکورد زدن 20 گل در 23 بازی را در لیگ آزادگان سال 1373 دارد. در آن سال لیگ در دو گروه دوازده تیمی برگزار می‌شد و پرسپولیس با قدرت صدرنشین گروهش شد. پیوس که در آن فصل کاپیتان پرسپولیس نیز بود، موفق شد در 22 بازی گروهی، بیست گل به ثمر برساند و در دیدار نیمه‌نهایی مقابل استقلال نیز گل اول پرسپولیس را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند. اما اتفاقات آن دیدار و ناتمام ماندن بازی باعث شد تا گل پیوس در این بازی جز آمار او محسوب نشود چراکه در نهایت فدراسیون آن بازی را سه بر صفر به نفع استقلال اعلام کرد.

پیوس بیش از 150 گل برای پرسپولیس به ثمر رساند و در تیم ملی نیز رکورد 18 گل در 34 بازی ملی ثبت کرد. او جزو بیست بازیکن انتخابی پرویز دهداری برای بازی‌های آسیایی 1986 سئول بود که پس از پایان این بازی‌ها به همراه 13 بازیکن دیگر تیم ملی استعفا داد. مرحوم دهداری خواستار ماندن چند بازیکن شد که پیوس نیز در بین آنها قرار داشت. با این حال پس از مدتی او به تیم‌ملی بازگشت و در جام ملتهای 1988 مهاجم اول ایران بود. در مقدماتی جام جهانی 1990 پس از محروم شدن سیروس قایقران از سوی فدراسیون فوتبال، بازوبند کاپیتانی تیم ملی را به بازو بست. در بازی‌های آسیایی پکن نیز او مهاجم اول تیم ملی بود و پس از دو بازی اول علی پروین او را تبدیل به تک مهاجم ایران کرد. تک مهاجمی که در جام ملتهای آسیا 1992 نیز در ترکیب اصلی ایران قرار گرفت و یکی از دو گل ایران در این بازی ها را به ثمر رساند. در همین جام اتفاقات، در دقایق پایانی بازی مقابل ژاپن و شیطنت محرمی و کرمانی مقدم در لگد زدن به پای داور باعث شد تا جمال شریف سوری به اشتباه پیوس را اخراج کند و همین موضوع محرومیتی یک ساله برای او به ارمغان آورد و باعث شد تا در مقدماتی جام جهانی 1994 از بازی در تیم ملی محروم شود.

آخرین حضور پیوس در تیم ملی نیز به بازی‌های آسیایی هیروشیما 1994 برمی‌گردد که تیم ملی به رهبری استانکو موفق به صعود از گروهش نشد. استانکو پیوس را به عنوان کاپیتان اول خود انتخاب کرد اما بعدا در پرسپولیس این دو دچار اختلاف شدند. اختلافی که باعث شد پیوس لیگ سال 1375 را از دست بدهد. در آن زمان پیوس خانه‌نشینی را به بازی در تیمی غیر از پرسپولیس ترجیح داد و بلافاصله پس از رفتن استانکو از پرسپولیس در خرداد 1376 به تیمش بازگشت و در چند دیدار پایانی پرسپولیس در لیگ برای این تیم بازی کرد. در نهایت نیز در دربی بیستم تیرماه 1376 پس از اینکه ده دقیقه ابتدایی را در میدان حاضر بود، از فوتبال خداحافظی کرد و پیراهن شماره 17 خود را به مهدی مهدوی کیا داد.

«پیوس» در فرهنگ لغات فارسی به معانی انتظار، اشتیاق، امید و طمع آمده است و چه اسم با مسمایی بر روی گلزن‌ترین مهاجم تاریخ پرسپولیس نشسته است. پیوس سراسر اشتیاق بود برای گلزنی. پیوس امید هوادارانی بود که با او دروازه هر تیمی را فتح شده می‌دانستند. پیوس انتظار میلیون‌ها پرسپولیسی بود برای یک عصر جمعه دیگر و گل‌های رنگارنگ فرشاد آقای گل. پیوس آز و طمع بی پایان بود برای گلزنی‌های پی در پی و خستگی ناپذیر. پیوس گل بود و هست. پیوس آقا بود و هست. پیوس آقای گل بود و هست.

هزاران حیف از اینکه این اشتیاق و امید گلزنی، در دهه سیاه شصت و در فوتبال فقیرانه آن روزگار، در مرزهای ایران محدود ماند و نتوانست چشم جهانیان را نیز به هنر گلزنی‌اش باز کند‌. تا جهانیان ببینند چگونه یک ایرانی با مغز و قلبش گلزنی می‌کند.


بعد از فرشاد آقای گل، مهاجمان گلزن دیگری در فوتبال ایران چهره شدند اما هیچ کدام پیوس نشدند. چراکه پیوس عاشقانه گل می ز‌د. چراکه پیوس گلزنی عاشق بود. پیوس با توپ و تور دروازه عشقبازی می‌کرد و از ترکیب و تلاقی این دو شعرها می‌سرود. پیوس شاعرانه گل میزد. پیوس گلزنی شاعر و عاشق بود و لقب آقای گل تا ابدالدهر برازنده فرشاد آقای گل است و بس. کسی که پس از هر گلزنی نه آن چنان فریادش را بر سر ورزشگاه خالی می‌کرد و نه به جای خوشحالی، عقده گشایی می‌کرد. او پس از هر گل تنها می‌دوید، به سوی سکوها، با یک دست بالا و پروازکنان با بال‌هایی نامرئی. پیوس  گل میزد تا رها شود تا پرواز کند و چه زیبا بود پرواز رهایی پیوس در عصر جمعه ورزشگاه یکصد هزار نفری!

انتشارات دنیای اقتصاد