آرشیو اخبار : مدیران

  • مترجم: مريم مرادخاني
    کمتر کسی در این دنیا پیدا می‌شود که دانشش درباره نحوه تعامل تیم‌ها و نوآوری، بیشتر از «ساتیا نادلا» باشد. او که مدیر ارشد مایکروسافت است اخیرا در مصاحبه مفصلی با «آدی ایگنیشس»، دبیر ارشد مجله کسب‌وکار هاروارد، از نسل بعدی تکنولوژی در محیط کار صحبت کرده و آینده محیط کار را به «متاورس» یا «فرادنیا» تشبیه کرده. درست شبیه چیزی که در فیلم‌های علمی‌-تخیلی می‌بینیم. او همچنین به لازمه‌های رهبر بودن در دنیای جدید کسب‌وکار اشاره کرده. چکیده‌ای از این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم:
  • نویسنده: سوجان پاتل مترجم : سید حسین علوی لنگرودی alavitarjomeh@gmail.com
    در بخش‌های قبلی این سلسله مطالب به شرکت‌هایی اشاره شد که موفق شده‌اند از طریق تمرکز بر مواردی همچون تناسب حداکثری شغل با توانایی ها و مهارت‌های فردی، ترویج شادکاری و افزایش بهره وری از طریق ارائه مشوق های شادی آور به کارکنان، توجه ویژه به سلامت و رفاه کارکنان، یکسان دیدن کارکنان و مدیران در زمان پرداخت حقوق و مزایا ، آزادی عمل در مورد مرخصی رفتن کارکنان، توجه به علایق خاص مشتریان‌شان ، به چالش کشیدن و برانگیختن توانایی‌های کارکنان ، خودمدیریتی کارکنان، جایگزین کردن فرزندان کارکنان پس از بازنشسته شدن آنها، ممنوعیت کار کردن کارکنان در خانه، ایده پردازی و انتقادات بی‌محابا، نترسیدن از شکست و ناکامی در نوآوری و خودی دانستن تمام کارکنان، وفادار نگه داشتن کارکنان، در نظر گرفتن تمام کارکنان به عنوان اعضای یک…
  • نويسنده: Devon Price
    مشاور عزیز، من کارمند بخش بازرگانی یک شرکت دارویی بزرگ هستم که بیشتر از ۶ سال در اینجا مشغول به کارم. از همان ابتدا مشغله کاری‌‌‌ام بسیار زیاد بود و از کرونا به بعد، بیشتر هم شد. قبلا، گاهی اضافه‌‌‌کاری می‌‌‌گرفتم یا علاوه بر کارهای شرکت، پروژه‌‌‌های جانبی هم انجام می‌‌‌دادم. گاهی هم ورزش می‌‌‌رفتم، با دوستانم بیرون می‌‌‌رفتم یا دوره‌‌‌های آموزشی برمی‌‌‌داشتم. حتی هر روز غروب، آشپزی می‌‌‌کردم. اما الان واقعا توان و حوصله این کارها را ندارم. از سر کار که به خانه می‌‌‌آیم، دوست ندارم هیچ کاری کنم تا شب شود و بخوابم. گاهی حس می‌‌‌کنم شاید تنبل شده‌‌‌ام چون خارج از محیط کار، هیچ دستاوردی ندارم. در چنین روزهایی، دائما خودم را سرزنش و قضاوت می‌‌‌کنم. اما گاهی هم عمیقا احساس خستگی می‌‌‌کنم و به خودم حق می‌‌‌دهم.…
  • نويسنده: Tsedal Neeley مترجم: مريم رضايي
    ژرومی فکر می‌کرد می‌داند عضوی از یک تیم بودن یعنی چه. او که قبلا پرستار بود، در بخش اورژانس یک بیمارستان با پزشکان و پرستاران دیگر کار کرده بود تا جان بیماران را نجات دهند. زمان برای آنها حکم مرگ و زندگی را داشت و اعتماد کردن به همدیگر، کلید موفقیت آن بخش بود. اما وقتی در میانسالی شغلش را عوض کرد و در نقش تازه‌اش برای یک شرکت بین‌المللی تجهیزات پزشکی حاضر شد، برداشتش از اعتماد کردن و تیم‌سازی زیر سوال رفت.