آرشیو اخبار : مدیران

  • مترجم: مریم مرادخانی/ منبع: HBR
    «مت بین»، استادیار دانشگاه کالیفرنیا معتقد است که تکنولوژی‌هایی مثل هوش‌مصنوعی، روبات‌ها و یادگیری ماشین، نه تنها نحوه کار کردن، بلکه نحوه کارآموزی ما را نیز تغییر داده‌اند. طبق تحقیقات او، جراحی‌هایی که با کمک روبات‌ها انجام می‌شود باعث شده مسیر سنتی‌ای که پزشکان جوان برای آموزش طی می‌کردند به کلی تغییر کند. به اعتقاد او، این گرایش حالا وارد بسیاری از صنایع شده، از حوزه مالی گرفته تا عرصه قانون و آموزش و پرورش. او اخیرا میهمان «کرت نیکیش»، ویراستار مجله کسب‌وکار هاروارد بوده و تجربیات کارآموزانی را که با موفقیت از موانع جدید عبور کرده‌اند با مخاطبان در میان گذاشته. چکیده‌ای از این مصاحبه را با هم می‌خوانیم:
  • نویسنده: Aine Doris مترجم: مریم رضایی/ منبع: London Business School
    در زندگی شما چه کسی الهام‌بخش است؟ کسی که به نوعی به موفقیت رسیده؛ شاید یک معلم کسب‌وکار یا یک کارآفرین نوآور؟ یا شاید نابغه سیاسی یا نویسنده‌ای بزرگ؟ برای سارا یانگ، منبع الهام‌بخشی خیلی نزدیک و در خانه آنها بود: مادربزرگش انگیزه‌بخش‌ترین حضور را در زندگی او داشت.
  • نویسندگان: دکتر رحمن عابدین زاده نیاسر، پوریا روانستان/ abedinzade@noyanteam.com
    در قسمت قبل درمورد نوع اول تحلیل زیست‌پذیری در موقعیت‌های بازسازی، یعنی تحلیل‌های مقدماتی صحبت کردیم. اکنون قصد داریم نوع دوم از تحلیل‌های زیست‌پذیری (تحلیل‌های دقیق) را مورد بررسی قرار دهیم. تحلیل‌های زیست‌پذیری دقیق براساس دو رویکرد کلی مورد بررسی قرار می‌گیرند: بخش‌بندی و ارزیابی منابع در دسترس.
  • عصر دیجیتال با تمام ابزارهای جذاب، سریع و راحت خود با وجود چالش‌های نوظهوری مانند فین‌تک‌ها بر تمامی کسب‌و‌کارها از جمله خدمات بانکی تاثیر زیادی گذاشته است و می‌گذارد، این تاثیرات از کشورهای توسعه‌یافته شروع و با تاخیری چند یا چندین ساله به سایر کشورها نفوذ کرده و در حال همه‌گیر شدن است. در این شرایط استراتژی‌ها طول عمر کمتری دارند و آنها هم باید در مدت زمان کوتاهی تغییر کنند تا بتوانند به‌عنوان تفکر پیشرو، یک بانک را به جلو ببرند، برای همین بانکداری خرد و سنتی به‌دلیل پاسخ به فشارهای کاهش هزینه و تغییر مشتری به کانال‌های دیجیتالی برای معاملات روزمره وادار به تجدید نظر در مورد شیوه ارتباط با باارزش‌ترین منبع درآمدش یعنی مشتریان شده و شروع به حذف شعب فیزیکی و گسترش خدمات دیجیتال خود کرده است. کما اینکه از سال…
  • بر پایه‌ مطالعه‌‌ای جدید، عدم تعادل عرضه و تقاضا در حوزه مشاوره در حال افزایش است؛ بیش از 75 درصد کسانی که در شغلی خاص مشغول به‌کار هستند تمایل به داشتن یک مشاور دارند، در‌حالی‌که تنها 37 درصد از این افراد توانسته‌اند از چنین فرصتی بهره‌مند شوند. افزون بر این، بیشتر کسانی که به‌عنوان مشاور فعالیت می‌کنند نمی‌توانند تاثیر چشمگیری داشته باشند. تاثیرگذاری آنها بسیار کمتر از آن‌ مقداری است که از یک مشاور خوب انتظار می‌رود، چرا که بیشتر مشاوران به‌طور خاص تنها بر پیشرفت شغلی افراد تمرکز می‌کنند.
  • «دیوید اولریچ»، استاد مدرسه کسب‌وکار راس دانشگاه میشیگان است. او معتقد است که در این عصر، شرکت‌ها باید مدل‌های سلسله‌مراتبی را کنار بگذارند و به یک مدل جدید روی بیاورند: «اکوسیستم بازارمحور». او پس از مطالعه چندین شرکت از جمله گوگل، هوآوی، سوپرسل و گروه علی‌بابا (شرکت چینی)، به یافته‌های جالبی دست پیدا کرده که تیم‌ها و فرایندها را به سمت فرصت‌های بازار سوق می‌دهند. او اخیرا مهمان «کرت نیکیش»، ویراستار مجله کسب‌وکار هاروارد بوده است. چکیده‌ای از این مصاحبه را با هم می‌خوانیم:
  • «ای کاش یک بار هم در اخبار بگویند که گروهی می‌خواستند اختلاس کنند، نگذاشتیم!» این عین عبارتی است که یک شهروند عادی بعد از شنیدن خبر یک پرونده اختلاس و قاچاق نجومی دیگر به زبان آورد. البته هزاران مورد فساد اقتصادی در بدو شکل‌گیری شناسایی می‌شوند و صد البته خبرساز نمی‌شوند. ولی تعدد و ابعاد پرونده‌های فساد اقتصادی اخیر، نشان از این دارد که مساله فساد مالی و اقتصادی نیازمند بررسی و تحلیل بیشتر است.
  • یکی از راه‌های تضمین شده موفقیت شرکت‌ها و کسب‌وکارهای مختلف، ساده‌سازی قیمت است؛ روشی که در آن قیمت محصولات و خدمات به قدری کاهش می‌یابد که رقبا توان رقابت با آن را از دست بدهند. در این روش، «قیمت» همه چیز است. قیمت، استراتژی است و هر چیز دیگری (روش‌های رسیدن به قیمت هدف‌گذاری شده) تاکتیک است. منطق ساده‌سازی قیمت آن است که اگر شما قیمت محصول یا خدمت خود را نصف کنید، بازار و میزان فروشتان بیش از دوبرابر (و گاهی حتی 10 برابر و بیشتر) می‌شود. اگر هم به شکلی بتوانید قیمت را 75 درصد کاهش دهید، میزان فروشتان به حد انفجار خواهد رسید. بنابراین از این به بعد، در حین انجام هر کاری (تفکر، برنامه‌ریزی و اجرا) باید قیمت را مدنظر داشته باشید. قیمت باید برای شما تبدیل به یک وسواس فکری شود؛ و البته که هدفی پشت آن نهفته است.
  • دن استرود نمی‌تواند باور کند که این‌قدر سریع دوباره دوشنبه شده است. او بعد از یک هفته سخت کاری، امیدوار بود که بتواند در دو روز تعطیلی آخر هفته، اندکی از خستگی‌اش را از تن بیرون کند. با این حال، پدر بودن مسوولیت دارد و مشغله فراوان او حتی در تعطیلات آخر هفته هم ادامه دارد. او نتوانسته کمبود خواب خود را جبران کند و اکنون باید یک هفته سخت کاری دیگر را شروع کند. با تمام این فشارهای روحی و جسمی، با دیدن یک یادداشت کوچک روی میز کارش، روحیه‌اش به شدت بهتر می‌شود: «صبح بخیر. حتی عالی‌ترین هفته‌ها هم با یک دوشنبه شروع می‌شوند؛ پس اجازه بده به سمت آن بتازیم!» در همان یک لحظه، مرکز جهانی فرهنگ و استراتژی شرکت سانتاندر پر از انرژی شد. در همان یک لحظه، روحیه او عوض شد و آمادگی پیدا کرد تا با چالش‌های روز و هفته پیش‌رو…
  • شاید در نگاه اول یک تعارض بنیادی وجود داشته باشد و آن این است که فرهنگ به معنای عمومی آن باعث تشویق افراد به داشتن مسوولیت در قبال جامعه در سطوح مختلف می‌شود. اما واقعیت چیز دیگری است. فرض کنید یک کارمند وظیفه‌شناس در یک سازمان هر روز با بهترین تلاش و بیشترین وجدان کاری وظایف خود را انجام می‌دهد. این فرد از رسانه‌های مختلف در رابطه با انواع و اقسام فساد مالی اخباری دریافت می‌کند، در اولین برخورد وی برای اینکه در مورد این مساله به قضاوت بپردازد به‌صورتی درونی منتظر عکس‌العمل سطوح جامعه به این مساله می‌ماند و در اینجاست که با یک تضاد تلخ روبه‌رو می‌شود. جامعه در لایه‌های رویی آن انواع فساد را زشت می‌داند، اما داستان در بطن آن به شکل دیگری است. در حالی که عمل فساد مالی بد درنظر گرفته می‌شود، رفاه و موقعیت حاصل…