کشاورزی در ایران به واسطه وجود مواهب خدادادی از گذشته‌های دور تا به حال چه به صورت سنتی و چه در شکل صنعتی آن منبع درآمد و ارتزاق جمعیت گسترده‌‌ای از هم‌میهنان بوده است که با تلاش و کوشش خود در راس زنجیره تامین مواد غذایی کشور قرار گرفته‌‌اند. در چند دهه گذشته عواملی همچون خشکسالی، استفاده نادرست از منابع خاکی و آبی، توسعه نامتناسب امکانات در جامعه شهری و مسائلی از این دست سبب شده تا بخش بزرگی از روستاییان در سودای زندگی بهتر خانه و کاشانه خود را رها کرده و به شهرها کوچ کنند یا در مواردی برای دستیابی به درآمد رقابتی با تسطیح جنگل‌‌ها و حریم رودخانه‌ها به گسترش حوزه زراعی خود بپردازند. خروجی مدل مهاجرت بزرگ روستاییان به شهر چه به صورت فصلی یا دائمی سبب مشکلات عدیده‌‌ای برای خود روستاییان شده است و همچنین رشد نامتناسب شهرنشینی را به دنبال داشته است.

در سالیان گذشته سیاست‌های کلانی همانند مشوق‌‌های کارآفرینی و اشتغال‌‌زایی، کمک‌‌های بلندمدت، تقویت تعاونی‌‌های روستایی، تقویت زیرساخت‌‌ها و... برای تشویق روستاییان به زندگی در زادگاه خود در دستور کار دولتمردان بوده است. در کنار این موارد یکی از مهم‌ترین محرک‌‌هایی که باعث شده رویکرد به زندگی روستایی چه در میان شهرنشینان و چه روستاییان تغییر کند رشد گردشگری در قالب مفاهیمی همچون گردشگری روستایی، اکوتوریسم، گردشگری تجربه‌گرا، گردشگری کشاورزی و سایر مفاهیم مرتبط با این حوزه بوده است. در این میان توافقاتی میان وزارتخانه‌های گردشگری و جهاد کشاورزی برای اجرایی کردن مفهوم گردشگری کشاورزی در سایه اعطای مجوز و کمک‌‌های دولتی حاصل شده است که یکی از جدیدترین این موارد صدور مجوز گردشگری کشاورزی در قالب سامانه جانا بوده است که تسهیل صدور مجوزها را در زیر‌مجموعه گردشگری روستایی و عشایری به دنبال داشته است. باید یادآور شد هرگونه اقدامی که سبب تسهیل این فرآیند شود به ویژه آنکه اطلاعات جامعه روستایی و شهری را در زمینه گردشگری کشاورزی بالا ببرد شایسته تقدیر است اما پیش از هر چیز باید الزامات آموزش‌محور این حوزه از بعد مسائل فرهنگی، اجتماعی و حفاظت محیط زیست مورد توجه باشد. هر جامعه آداب و سلسله مراتب ویژه‌‌ای برای حضور گردشگران دارد که باید توسط جامعه میزبان و ‌میهمانان به رسمیت شناخته شود و در عین حال از آن پاسداری شود. در صدور مجوز نباید نگاه انبوه داشت و صرفا برای بالا بردن آمار به صدور بی‌ضابطه مجوز مبادرت کرد، بلکه هر طرح حمایتی نیازمند فراهم کردن مقدمات آن است و نگاه جامع به دو منطقه جغرافیایی نباید یکسان باشد چرا که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد! مخلص کلام اینکه اعطای مجوز باید در ازای ارائه یک طرح توجیهی متناسب با جامعه میزبان باشد که می‌تواند با مشاوره‌های درست در مسیر حرکتی درست قرار گیرد و تایید طرح نیز باید در گرو نظارت اصولی کارشناسان حوزه‌های مرتبط باشد. این‌گونه می‌توان آثار سوء احتمالی ناشی از موافقت با طرح را کاهش داد و با حرکت به سوی گردشگری پایدار به حفظ مفهوم زندگی روستایی، حفاظت از منابع طبیعی، احترام به فرهنگ جوامع روستایی، توسعه اشتغال و درآمد در روستاها، احیای سنت‌‌های پیشینیان و تقویت ریشه‌های ارتباطی میان شهر و روستا امیدوار بود.

 

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند