رئیس‌جمهوری موگابه که از سال ۱۹۸۰، با مشت آهنین، بر زیمبابوه حکم می‌راند، برنده قرعه‌کشی شده بود که جایزه آن پنج برابر درآمد سرانه سالانه کشور بود. زیمباک ادعا کرد که نام آقای موگابه از بین هزاران مشتری این بانک درآمده بود. عجب مرد خوش‌شانسی! لازم نیست اشاره کنیم، وی اصلا به این پول احتیاجی نداشت. در واقع وی حقوق خود وکابینه‌اش را اخیرا ۲۰۰ درصد افزایش داده بود. این قرعه‌کشی تنها نماد دیگری از نهاد‌های بهره‌کش زیمبابوه بود. شاید کسی این را فساد بخواند، اما این نشانه‌ای بود از بیماری نهادی که در زیمبابوه وجود داشت. این واقعیت که موگابه حتی اگر اراده کند جایزه قرعه کشی را هم می تواند از آنِ خود کند، نشانه ای از دامنه استیلای او بر امور زیمبابوه بود و تصویری از عمق و دامنه نهادهای بهره‌کش این کشور، پیش روی جهانیان گذاشت. علت اصلی اینکه کشورها، امروز ناکام می‌مانند همانا وجود نهاد‌های بهره‌کش است. زیمبابوه تحت سیطره رژیم موگابه نتایج اقتصادی و سیاسی چنین نهاد‌های بهره‌کش را نشان می‌دهد. اگرچه آمار ملی زیمبابوه بسیار غیرقابل اعتمادند، اما بهترین تخمین در سال ۲۰۰۸، نشان می‌دهد که درآمد سرانه این کشور، تقریبا نصف درآمد سرانه در زمان استقلال در سال ۱۹۸۰ بوده است. اگرچه این آمار وحشتناک است اما شاید آن‌چنان که باید افت سطح زندگی را در زیمبابوه نشان ندهد. دولت در این کشور تقریبا معنای خود را از دست داده زیرا توانایی ارائه کمترین خدمات عمومی را ندارد.  

* برگرفته از کتاب «چرا کشورها شکست می‌خورند» نوشته دارون عجم‌اوغلو، ترجمه پویا جبل‌عاملی و محمدرضا فرهادی‌پور، انتشارات «دنیای اقتصاد»

دوره های مالی و سرمایه گذاری دوره های مدیریت و اقتصاد دوره های ارتباطات و روزنامه نگاری
کتاب های اقتصادی کتاب های مدیریت و بازرگانی کتاب های سیاسی
کتاب های اندیشه و فرهنگ کتاب های کودک و نوجوان کتاب های ادبیات و هنر