متعاقب آن با شروع جنگ تحمیلی، خوشبختانه خط تولید هیچ‌گاه متوقف نشد و ذوب‌آهن حضور جدی و فعال در صحنه‌های جنگ داشت و به تأمین نیازها و پشتیبانی از نیروهای جنگ میپرداخت. ما حداقل تلفات وخسارت اقتصادی را در بمباران‌ها داشتیم و این به دلیل آموزش‌ها و مانورها و آمادگی‌های قبلی بود. در زمان جنگ و در سال ۱۳۶۴ و به دلایل سیاسی به کارشناسان شوروی دستور داده‌شد تا ظرف ۲۴ ساعت ایران را ترک کنند. در آن موقع حدود ۸۰ نفر کارشناس روس در بهره‌برداری مشغول بودند. ما از سویی دلهره داشتیم و از سویی دیگر می‌خواستیم خودمان را محک بزنیم. ۲۴ ساعت بعد تمام کارشناسان روس رفتند و درست در همان زمان یکی از نادرترین حوادث در ذوب‌آهن رخ داد و یک انفجار به دلیل نفوذ چدن در لایه‌های نسوز و سوراخ شدن خنک‌کننده مجرای چدن کوره بلند شماره یک اتفاق افتاد و مدیریت با چنین معضلی روبرو شد. خنک کننده مجرا با ابعاد تقریبی ۲ متر در ۲ متر که به صورت نعل اسب است سوراخ شده بود. بلافاصله دستور توقف در کار کوره داده شد. بدنه کوره را باید می‌بریدیم و خنک کننده را از بدنه خارج می‌کردیم و خنک کننده دیگری را جایگزین و نصب می‌کردیم و بدنه را مجدداً جوش می‌دادیم. این کار در مدت زمان کوتاه و با بهترین کیفیت انجام شد. از آن تاریخ به بعد نیز کارخانه بدون کمک روس‌ها به کار خود ادامه می‌داد. در ادامه نیز بخش‌های طرح توسعه یک میلیون و ۹۰۰ هزار تن پیگیری و به تدریج بخش‌های دیگر راه‌اندازی شد. به خاطر دارم در ۲۹ اسفند سال ۱۳۶۴ که چند ساعت به تحویل سال مانده بود دیسپاچر کارخانه با من تماس گرفت و خبر سقوط زنگ بزرگ کوره بلند را به داخل کوره داد. سریعاً به مدیران و نیروهای متخصص مورد نیاز اطلاع رسانی کردیم و همان روز اول عید حضور مدیران و سرپرستان و نیروهای اجرایی آنقدر زیاد بود که عده‌ای را برگرداندیم. به هر حال زنگ را از کوره‌بلند خارج و زنگ جدید را نصب کردند و کوره مجدداً راه‌اندازی شد. این وظیفه‌شناسی را به‌ندرت در واحدهای صنعتی دیگر ملاحظه می‌کنید.

 

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند