یعنی از همان زمانی که برای گذراندن دوره کارآموزی لیسانس روزنامه‌نگاری، «دنیای‌اقتصاد» را انتخاب کردم. آن زمان فکر می‌کردم اگر اقتصاد یک کشور در مسیر صحیح باشد، بخش‌های دیگر آن کشور مثل فرهنگ و سیاست و آموزش هم در مسیری صحیح خواهند بود. پس باید در حوزه اقتصاد کار می‌کردم و «دنیای‌اقتصاد» را جایی برای کار و اثرگذاری دیده بودم.در تمام طول چاپ این شماره‌ها تغییری در تفکرم ایجاد نشده و مسیر هم یکی بوده است. مرور این سال‌ها نشان می‌دهد با وجود کار فراوان، بزنگاه‌های تغییر اندک، اما بوده‌اند. دیدن تیتر گزارشم در شماره ۳۰۷۳ و روزهایی که از سر گذراندیم فضایی عجیب را برایم تداعی می‌کند. در روزهایی که آن گزارش چاپ شده بود، توجه به خواسته‌های اقتصادی کشور در اوج خود قرار داشت و مذاکرات هسته‌ای با قدرت در حال پیگیری بود.  گزارش در آذر ١٣٩٢ نوشته شده بود با این تیتر: خودرو بعد از لغو تحریم ها. پاییز آن سال بیم‌ها در حال تبدیل به امید بودند و حالا که پنج هزارمین شماره روزنامه چاپ می‌شود، در پاییزی دیگر در انتظار جوانه زدن امید و ایجاد تغییر هستیم. چه کسی می‌داند جوانه امید کی به بار می‌نشیند و تیترهای آسوده در چندمین شماره باز تکرار خواهند شد؟ تا رسیدن آن روز، ما هستیم و شماره‌های روزنامه شاهدهایی خواهند بود برای تمام روزهایی که با بیم و امید به ایجاد تغییر می‌گذرانیم. تغییری که شماره به شماره به ایجاد آن امیدواریم.

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند