به‌طور مثال وقتی می‌گوییم نهاد انتخابات منظورمان ساختار و استراکچری نیست که برابر با صندوق رای و حوزه‌های رای‌گیری و شمارش آرا باشد؛ ارزش این نهاد چیزی فراتر از چگونگی ساخت و ویژگی‌های دیداری آن است. اگر از فرمالیسم فاصله بگیریم آن وقت انتخابات به نهادی با مضامین خاص تبدیل می‌شود؛ از جمله حق رای، مرجعی برای داوری عمومی جهت چگونگی مدیریت کشور و حاکمیت مردم و... زمانی ویکتور شکلوفسکی در روسیه اوایل قرن بیستم از رستاخیز واژه سخن گفته بود و از اهمیت فرم بر محتوا. به نظرم در روزی که «دنیای‌اقتصاد» ٥هزارمین شماره خود را پشت سر می‌گذارد؛ توقف صرف در واژه دنیای اقتصاد که می‌تواند به لحاظ فرمی بیانگر گستره‌ای باشد که همه اخبار و تحولات اقتصادی در آن جای می‌گیرد و همین‌طور شامل ساختار و سازمانی باشد که به چشم می‌آید؛ فاقد ارزش و معناست. چراکه معنای ضمنی چنین رویکردی این است که درون‌مایه اثری که در این سال‌ها خلق شده؛ بیشتر متاثر از سازمان و ساختار آن بوده است و پیام مندرج در لابه‌لای صفحات و در میان سطور و کلمات به‌کار گرفته شده در آن نقش تبعی نسبت به فرم داشته است. اما امروز روز زایش دوباره واژه دنیای اقتصاد نیست بلکه لحظه باز رویش پیام است و این پیام خاص و مختص به خود تمام فرم و ساختار را از خود متاثر می‌سازد. این پیام ارزش نهادین دارد و به همین دلیل نیز اهمیت می‌یابد؛ خواه با آن موافق باشیم یا مخالف. این نهاد در رسانه‌ای کردن ارزش‌ها و هنجارهایی خاص در اقتصاد نقش ایفا کرده و البته حق مخالفت برای نهادهایی که عکس آن می‌اندیشند، جزئی از حقوق طبیعی و جدانشدنی از ذات اجتماع انسانی است. سخن را کوتاه کنم، امروز پنج‌هزارمین روزی است که پیام و معنای «دنیای‌اقتصاد» در ذهن مخاطب می‌نشیند نه اینکه فقط در برابر دیدگانش عرض اندام کرده باشد و به همین دلیل هم هست که این پیام موجبات بحث‌های چالش‌ساز را در میان اقتصاددانان فراهم می‌آورد اما با تداوم نهاد یک ریسک بزرگ دائما یقه‌اش را می‌گیرد و آن فرمالیسم است و چنین بزرگداشت‌هایی باید زمینه‌ساز دوری از چنین افتی باشد و یادآور اینکه محتوا و پیام است که به فرم امکان حیات می‌دهد.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند