در تاریخ معاصر شاهد رخدادهایی بزرگ بوده‌ایم که به قول هگل هر بار به صورت کمیک /  تراژیک تکرار شده‌اند؛ به‌عنوان مثال کودتا علیه دولت مصدق در ایران، عینا در شیلی و علیه دولت آلنده هم تکرار شده. قضایای اقتصادی هم همین‌طور. از برخی صنایعی که به‌دنبال انقلاب مشروطه شکل گرفتند امروزه فقط تصاویری مجرد و ساختمان‌هایی مخروبه باقی مانده؛ در حالی که برخی شرکت‌های بزرگ غربی و‌ شرقی مانند بنز و رنو و پاناسونیک، هنوز در حال نو‌ شدن و پوست‌اندازی‌اند و هر بار نظر به نیاز و تقاضای بازار تجدید حیات می‌کنند؛ آنچه برای ما اهمیت دارد انگشت نهادن بر نقاط گسست و بحران است؛ بحران سیاست‌گذاری و اندیشه‌ورزی اقتصادی. 

از همین رو برخی مطالب و مدعیات نشریات عهد مشروطه هنوز تازه می‌نمایند؛ چراکه از آنها برنگذشته‌ایم. کار دیگر صفحه «تاریخ و اقتصاد» علاوه‌بر جنبه گاهشماری و تبیینی آن، بازاندیشی گذشته از منظر نظریه‌های جدید بوده است. 

صدها نشریه علمی دانشگاهی به‌رغم برخورداری از روش و شیوه و محتوای غنی، در سطح محدود منتشر می‌شوند، ما وامدار مقالات مرتبط با تحلیل‌های اقتصادی تاریخی این نشریات هستیم و به قدر وسع صفحه تلاش کرده‌ایم آنها را به نظر مخاطبان روزنامه برسانیم.محدودیت‌ها هم معلوم است، در کار بازخوانی گذشته نمی‌توان برخی چهره‌های اثرگذار را نادیده گرفت. هنوز مورخان دلایل خودکشی علی‌اکبر داور را روشن نکرده‌اند، آنچه می‌دانیم صرفا اختلاف او با دربار و شخص اول مملکت بوده است؛ اما هزار نکته باریک‌تر ز مو اینجاست.

سیمای برخی چهره‌های صنعتی کشور نیز مبهم و تاریک است؛ ما می‌دانیم که امین‌الضرب و هیات تجاری همسو با او نقشی تاریخی در تکوین بزرگ‌ترین نهاد تجاری بخش خصوصی کشور؛ یعنی اتاق تجارت داشته‌اند، اما روابط آنها با دستگاه حاکمه و رانت‌جویی کماکان ناگفته مانده که اغلب از سر ناگزیری بوده است.بنابرین تاریخ شکل‌گیری بخش خصوصی در ایران با تاریخ قدرت گره خورده، حال آنکه بورژوازی غربی از همان سپیده‌دمان انقلاب صنعتی در تضاد و تمایز با‌ ساختارهای حاکمیتی شکل گرفته است.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند