حالا می‌گویم چرا.

۱- هفده یا شاید هجده سال است که هر روز «دنیای‌اقتصاد» می‌خوانم. ندیدم عصبانی شود یا بذر ناامیدی بکارد یا بیش از حد به تمجید شرایط بپردازد. به قول ما کرمانی‌ها، حد نگه می‌دارد.

۲- همیشه پایگاهی بوده برای دورهمی و گعده اقتصاددانان و تحلیلگران برجسته کشور. اعتماد‌سازی کرده و باعث شده نظریه‌های بی‌اصالت اقتصادی به حاشیه رانده شود.

۳- سرمقاله‌هایش صریح و معمولا آموزنده است. گاهی اگر استاد بزرگواری نوشته باشد، دو یا سه بار می‎خوانم و بسیار می‌آموزم.

۴- گزارش‌های اصلی روزنامه را جای دیگری نمی‌توان خواند و معمولا تحلیل‌های دست اولی است که به فعال اقتصادی قدرت تصمیم‌گیری می‌دهد.

۵- پیشگویی نمی‌کند و ترجیح می‌دهد پیام‌هایش را مستند، منطقی و عاقلانه بدانیم تا باب میل زمانه و برای اثبات مدعایش بلد است صبر کند.

۶-مساله‌محور است و شخص‌محور نیست و مساله را به فراخور اینکه روزنامه است، سطحی نمی‌کاود.

۷- اهل جدل نیست و علاقه ندارد مردم را ناامید کند. بیخود امید هم نمی‌دهد. می‌خواهد بگوید در اقتصاد بن‌بستی وجود ندارد و همیشه راهی هست.

۸-ویژه‌نامه‌های تحلیلی محصول مشترک تجارت‌فردا و دنیای اقتصاد نظیر ندارند. در چند سال گذشته خواننده ثابت ویژه‌نامه‌ها بودم.گاهی به سال‌های قبل رجوع می‌کنم و می‌بینم چقدر تحلیل‌ها دقیق بوده و همه حرف‌ها زده شده و این، اعتمادم را به ویژه‌نامه‌ها چند برابر کرده است.

بهترین دعای مرحوم مادرم همیشه این بود «رو سفید باشی پسرم» و دعای من برای «دنیای‌اقتصاد» این است: «روسفید باشی عزیزم».

این مطلب برایم مفید است
9 نفر این پست را پسندیده اند