آیا با توجه به وضع تحریم‌های جدید و تغییر نرخ ارز، میزان صادرات سنگ ایران نسبت به سال گذشته تغییری کرده است؟

البته من ثبات اقتصادی قبل از این را هم قبول ندارم؛ چون تورم خیلی زیاد بوده و سال گذشته تا شب عید، ما چیزی حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد افزایش نرخ ارز داشتیم. از یک طرف هم فشارهای تحریم‌ها وجود دارد که رسما از ۷ آگوست شروع شد، ولی عملا فشارهای تحریم‌های مالی زودتر از آن خود را نشان داد؛ به‌عبارتی در حجم صادرات سنگ ایران تفاوت زیادی نمی‌بینم و فکر هم نمی‌کنم که این مساله خیلی مؤثر باشد؛ چون می‌دانید که ۹۰ درصد صادرات سنگ ما به کشور چین است که به‌صورت بلوک هم هست و بازارهای دیگر روی صادرات سنگ ایران اثر زیادی نمی‌گذارند، اما ما درباره صادرات فرآوری‌شده هم ضعیف عمل کردیم و تقریبا بیرون ماجرا بودیم. به‌عبارتی اقدامی روی حجم صادرات فرآوری‌شده ما انجام نشده که ما بگوییم بازار جدیدی را برای صادرات باز کرده‌ایم و حالا این حجم به صادرات اضافه شده است. ما همان بازار ثابت قبل را داشتیم و با همان بازار هم کار کردیم. از طرف دیگر هم بازار چین، بازار باثباتی بوده و هست. بازار هند هم همان است. چون بازارهایمان عوض نشده، تقاضاهای این بازارها هم چندان تغییر نکرده‌اند. بعید می‌دانم که صادرات سنگ ایران در سال گذشته خیلی تغییر کرده باشد، ولی از آنجا که آمار دقیقی نداریم، نمی‌توانیم درست بررسی کنیم ولی پیش‌بینی من این است که حجم صادرات تغییر چندانی نکرده است.

به نظرتان جهش ارزی بالای ۲۰۰درصد منجر به سودآورتر شدن صادرت سنگ می‌شود یا خیر؟

من این را جهش ارزی نمی‌گویم بلکه آن را کاهش ۲۵۰ درصدی ارزش ریال ایران می‌نامم. با توجه به اینکه کاهش ارزش ریال ایران مستقیما روی تورم اثر می‌گذارد و قسمت اعظمی از اقلام مصرفی کارخانجات در صنعت سنگ به‌ویژه بخش فرآوری، وارداتی است و به ارز وابسته است، درنتیجه باعث تورم شدید می‌شود. کارخانه‌هایی که به‌صورت اجرتی کار می‌کردند، سنگی را که تُنی ۶۰۰ هزار تومان می‌بریدند، الان با تنی یک‌میلیون و۳۰۰ تا یک‌میلیون و۴۰۰ هزار تومان می‌برند. از یک طرف دیگر هم معدن‌داران به همان نسبت قیمت سنگ بلوک را بالا برده‌اند. پس به‌عبارتی می‌توانیم بگوییم که خود ما هم به تورم دامن می‌زنیم؛ یعنی وقتی می‌بینیم که تلاطم و بحرانی در بازار ایجاد شده است خودمان هم سوار موج بحران می‌شویم و به‌دنبال منافع شخصی‌مان می‌رویم و به این بحران دامن می‌زنیم و آن را افزایش می‌دهیم.

به همین دلیل پیش‌بینی من این نیست که با توجه به اینکه حالا ارزش دلار ۵/ ۲ برابر شده، پس سود کار هم همان‌قدر است درنتیجه صادرات افزایش پیدا می‌کند. در زمینه سنگ می‌دانیم که ۹۰ درصد صادرات ما به‌صورت بلوک است و صادرات سنگ‌کوب را هم گروه‌های خاصی انجام می‌دهند که عوامل واسطه بازار هستند و روی بازارهای خاصی سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ روی بازار چین و بازار هند به‌صورت خاص سرمایه‌گذاری شده و می‌توانیم بگوییم که بازار دست ۱۴-۱۵ تا شرکت، گروه یا شخص خاص است. این مساله اثر آنچنانی نخواهد داشت که باعث ‌شود صادرات سنگ افزایش پیدا کند. بنابراین من با این گزاره خیلی موافق نیستم.

از طرفی هزینه‌های عوارض صادراتی هم عملا ۱۰ درصد افزایش یافته زیرا با نرخ ۸۸۰۰ تومان حساب می‌شود که خود این هم رقم کمی نیست. در واقع هزینه‌های حمل داخلی دوبرابر شده، هزینه حمل صادراتی، کشتیرانی و شرکت‌های دریایی افزایش یافته. از طرف دیگر تحریم‌هایی که باعث این تورم و کاهش ارزش ریال شده روی تبادلات ارزی هم اثر گذاشته است. الان نزدیک به ۳ تا ۴ ماه است که واردات به ایران تقریبا قطع شده است. از سوی دیگر ما در انتقالات مالی هم مشکل داریم. حجم اصلی صادرات ما به کشور چین بوده است. چین انتقال پول را به چه صورت انجام می‌داده؟ خریدارهایی که از چین خرید می‌کردند، باید ریال را به چین منتقل می‌کردند. این ریال را در آنجا از طریق سیستمی که خود دولت چین آن را کنترل می‌کند (از طریق خود سفارت) جذب می‌کردند و به جای اینکه آن را به چین انتقال بدهند، قسمت اعظمی از آن را همین جا نگه می‌داشتند و بعد این ریال‌ها را به چینی‌هایی که می‌آمدند از ایران خرید کنند، می‌دادند. حالا وقتی خریدی از چین انجام نمی‌شود، آن پول‌ها هم دیگر در ایران نیست. همین موضوع باعث شده تا مشکلات زیادی ایجاد شود.

اما در رابطه با مساله صادرات بخش دوم که سنگ بریده است، بر مبنای آمارهای قبلی که تا سال گذشته بوده حجم صادراتی که ما داشتیم، رقمی به‌صورت اسلب نبوده که خیلی زیاد باشد. آن هم که به‌نظر من تغییری نکرده چون این بازارها تغییری نکرده‌اند. ما بازار جدیدی هم پیدا نکرده‌ایم که بگوییم صادرات ما به‌خاطر آن بازار بالا می‌رود. از یک طرف با توجه به اینکه واردات سنگ بریده و کوپ ۴ ماه است که متوقف شده، تمام پروژه‌های بزرگ ایران به سمت داخلی هجوم آورده‌اند که این را ضرر نمی‌بینم ولی از یک طرف تعداد کارخانه‌هایی که اره دارند و می‌توانند با کیفیت بالا اسلب تولید کنند، محدود است و الان با شرایط بسیار خوب و با سود خیلی خوبی دارند کار می‌کنند. سودی که دارند می‌گیرند به نسبت قیمت و هزینه تمام‌شده اینجا به‌نظر من سود قابل‌توجهی است و انگیزه‌ای را که این کارخانه‌ها بخواهند سنگ ببُرند و صادر کنند، از بین برده است. عملا کارخانه‌هایی که اره دارند وقت سر خاراندن ندارند.

به نظر شما چطور می‌توانیم از سد تحریم‌ها عبور کنیم؟  به عبارت دیگر صنعت سنگ چه ترفندهایی برای روبرو نشدن با تحریم‌ها دارد؟

مهم‌ترین مساله صادرات حمل دریایی است. اگر مشکل حمل دریایی‌ حل نشود، احتمالا حجم سنگینی از صادرات سنگ‌کوپ ما کم خواهد شد. شاید بیش از ۳۰-۴۰ درصد افت بکند، چون کانتینری نیست که سنگ را بار کند. کشتی‌ها نمی‌توانند ببرند. حمل دریایی از طریق کشتیرانی جمهوری اسلامی، هم محدود است و هم هزینه بالایی دارد. از طرف دیگر با حل این موضوع هم باز مساله‌ انتقال ارز وجود دارد: زیرا این امکان برای همه شرکت‌ها وجود ندارد که بتوانند حساب ارزی خارج داشته باشند.

این مشکل انتقال ارز راه‌حلی دارد؟

تنها راهش این است که از این شرکت‌ها و این سازمان‌ها کمک بگیریم. ما خودمان باید در صنعت به هم کمک کنیم. من هم در گروه‌های انجمن اعلام کردم که هر کسی مشکل انتقال پول دارد یکی از ما می‌تواند این کار را انجام دهد و شما هم می‌توانید مطرح کنید که افرادی که توان این کار را دارند وسط بیایند و به‌ واسطه‌‌هایی که توان مالی یا کار صادراتی دارند ولی مشکل انتقال پول دارند، کمک کنند و عملیات مالی را برایشان انجام بدهند و پول را بگیرند و به ایران انتقال بدهند.

به نظر شما چه آینده‌ای پیش روی صنعت سنگ است؟

با توجه به این رکود سنگین، اصلا آینده خوبی نمی‌بینم. به‌نظر من اگر به داد کارخانه‌هایی که تولید خط تایل دارند، رسیده نشود، شاید ۴۰ درصد آنها تعطیل شوند و اگر اینها تعطیل شوند واقعا مشکل ایجاد می‌شود. بیکاری افزایش می‌یابد، اعتراضات شکل می‌گیرد و این صنعت را هم دامن‌گیر می‌کند. ولی از یک طرف واحدهایی که تولید اره دارند، با اره کار می‌کنند و تولید اسلب دارند؛ روزبه‌روز وضعشان بهتر خواهد شد. من پیش‌بینی می‌کنم حتی در همین بازار تورمی هم، سرمایه‌های خیلی زیادی به سمت تولید اسلب با اره برود. می‌شود گفت این تنها نقطه امیدی است که وجود دارد که آن هم به‌خاطر وجود بازار داغ داخلی برای نیاز به اسلب‌های داخلی است.

اما از طرف دیگر با توجه به افزایش هزینه حمل دریایی سنگ به میزان بیش از ۶برابر و همچنین نبود کانتینر برای حمل و محدودیت بسیار کم آن به‌ویژه به کشور چین -که بیشترین حجم صادرات ایران نزدیک به ۹۰درصد به این کشور است- و شدیدترشدن تحریم‌ها تا ۱۳ آبان ماه، در صورتی که اقدامی توسط مسوولان مربوطه در جهت رفع این نقصان انجام نگیرد و از طرفی با توجه به کاهش شدید تبادلات تجاری به خصوص واردات از چین به ایران و عدم امکان استفاده از پرداخت‌های خرید از چین برای جایگزینی خرید واردکنندگان چینی از آنها و اجبار حواله ارزی مستقیم در جهت خرید از ایران، کاهش صادرات سنگ ایران قطعی خواهد بود.