به نظر بنده مهم ترین مشکل نداشتن یک برنامه مدون و یک پلن مشخص برای کار در بخش صادرات است. ما اصلا نمی دانیم که می خواهیم چکار کنیم!  نه از ظرفیتهای موجود آگاهیم، نه توانمندی ها و نقاط ضعفمان را می شناسیم، نه پیرو استاندارد خاصی هستیم  و نه حتی سعی می کنیم بازاریابی، بازارسازی و برندسازی درستی انجام دهیم. از دیپلماسی اقتصادی نیز استفاده نمی کنیم و این ریشه در فرهنگ ما دارد . به لحاظ فرهنگی ما هنوز به این نتیجه نرسیده ایم که تولید مهمترین بخش اقتصاد یک مملکت را تشکیل می دهد. بر همین اساس باید گفت اقتصاد مقاومتی نه مختص زمان بحران و نه زمان تحریم است، بلکه یک پلن تولیدی برای همه زمانها است. تمام کشورها اقصاد مقاومتی دارند. درحقیقت اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصاد هوشمند، مبتنی بر تولید و اشتغال موثر و پایدار و توانمندی در تبدیل چالشها به فرصتها بگونه ای که بتواند تولید ناخالص ملی را افزایش داده و اقتصادی مقاوم در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی بوجود آورد. اقتصاد هوشمند باید بتواند شرایط و پتانسیل های موجود کشور و جهان عمل کند، از ظرفیت بخش صادرات به بهترین نحو استفاده کند.

دنیا، دنیای رقابت است. شاید یکی از مهم ترین علل جنگهای منطقه بحث اقتصادی است و به موضوع انرژی برمی گردد. یعنی منطقه ای مثل خاورمیانه با بهره‌مندی از چنین ذخایر ارزشمند انرژی، و کشوری مثل ایران با دارا بودن ذخایر غنی انرژی، طبیعی است که توجه کشورهای دارای منافع را جلب کرده و آنها اجازه نمی دهند که این کشور از یک اقتصاد پویا، و یا برنامه درآمد زا برخوردار شود. این ما هستیم که باید بسیار هوشمندانه تدبیر کنیم  تا بتوانیم در این بازار دشوار و متلاطم سهم خود را بگیریم.

این امر چگونه محقق می شود؟ چگونه قادر خواهیم بود سهم خود را از بازار جهانی داشته باشیم؟

این امر محقق نخواهد شد مگر با برنامه ریزی دقیق. برای رفع موانع تولید باید دیدگاه فرهنگی خود را نسبت به تولید تصحیح کنیم. مهمتر از آن تمام ارگان های مربوط مانند وزارت صنعت و معدن، وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت امور خارجه، وزارت دارایی و غیره بتوانند بصورت هماهنگ و براساس مدیریتی واحد و منسجم و برنامه ریزی مشخص کارکنند تا بتوانیم عملکرد مثبتی داشته باشیم. ما در کلیه صنایع من جمله صنعت سنگ مزیت های نسبی و رقابتی داریم. ما از انرژی ارزان، معادن خوب، نیروی کار ماهر و ماشین آلات خوب و پیشرفته برخورداریم. کشور ما به لحاظ جغرافیایی از موقعیت خوبی در منطقه بهره مند است. بازار آسیای میانه در همسایگی ماست. ما به اروپا دور نیستیم. دلیل عدم موفقیت ما این است که ما نتوانسته ایم از این مزیتها بهره درستی ببریم.

این مساله را با تمرکز روی صنعت سنگ بیشتر شرح می دهم. صنعت سنگ از آغاز یک بخش خصوصی بوده است و شاید بصورت مقطعی یا بصورت خاص یک شرکت دولتی یا وابسته به دولت در بخش صنعت سنگ فعال شده باشد. اما عمده سرمایه گذاری و کار در صنعت سنگ از اول توسط بخش خصوصی انجام می شده است.ا فرض کنید ۳۰ سال پیش ما کشوری بودیم که در ساختمان سازی از سنگ زیاد استفاده می کردیم. سنگ در سایر کشورهای دنیا به لحاظ قیمت کالای لوکس محسوب می شود ولی در ایران بعلت فراوانی معادن، وجود زیرساختها و نیروی انسانی ماهر از سنگ در ساخت و سازها خیلی استفاده می کردیم و تولید با مصرف تقریبا برابر بود. همه سنگی که تولید می شد به مصرف بازار داخلی می رسید. پس از ورود تکنولوژی های نوین به این صنعت، به یک باره ظرفیت کارخانه های تولیدی به یکباره چند برابر شد. تعداد کارخانه های تولید سنگ افزایش پیدا کرد و عرضه از تقاضا پیشی گرفت.

تعدادی از شرکت های خصوصی شروع به صادرات سنگ و ورود به بازارهای جهانی البته بیشتر بازارهای اطراف و بصورت محدود به بازارهای اروپا و دورتر نمودند. خیلی از این شرکتها عملکرد موفقی داشتند. اگر یک شرکت دارای توانمندی خاصی بود و یا به لحاظ دارا بودن ارتباطات خاص و استفاده از پتانسیل ها به موفقیتی دست یافته باشد، مفهوم آن این نیست که سیاست کلی برای آماده شدن برای ورود صنعت سنگ ایران به بازارهای جهانی بهبود خاصی یافته باشد. اساسا در این راستا برنامه ریزی خاصی نشده است که از بخش خصوصی حمایت کند. من بعنوان یک تولید کننده وقتی می خواهم وارد بازار صادرات بشوم، باید بتوانم از حمایت سیستم مالی بانکها بهره مند باشم، در حالیکه استراتژی مالی و اقتصادی کشور باید حمایت از صادرات را از وظایف اصلی خود تلقی کند که متاسفانه این مساله اتفاق نمی افتد. رایزن های اقتصادی کشورهایی مثل چین و ترکیه را درنظربگیرید. آنها به تمام زوایای معادن، سنگ بری ها، توانمندی ها و نقاط ضعف صنعت سنگ ایران اشراف کامل دارند و از این ظرفیت به بهترین نحو استفاده می کنند. درعوض رایزن اقتصادی ما اصلا این صنعت را نمی شناسد.

در واقع می توان گفت که انتظار تولید کننده ایرانی در صنعت سنگ این است که وزارت صنعت و معدن بتواند راه را برای تولید بهتر، با کیفیت تر و مطابق با استانداردهای جهانی برای تولید کننده هموار کند. انتظار می رود کشورهای هدف را برای صادرات سنگ به خوبی نشانه گیری کند. رایزنی ها باید به لحاظ فنی و اقتصادی توامان انجام شود و قادر باشد از حقوق تولید کننده در کشورهای خارجی حمایت کند، این کاری است که در سایر کشورهای جهان انجام می شود. مثال دیگری که در زمینه عدم برنامه ریزی هوشمند می توان زد در زمینه بهره مالکانه است. من به وجود این قانون ایرادی نمی بینم اما در مقاطعی این قانون به تولید ضربه زده است. در زمان رشد اقتصادی و فروش بالا، تولید کننده می تواند حقوق دولتی را بپردازد اما در زمان رکود بازار و در زمانی مثل امروز که بازارهای جهانی نیز بازارهای فعالی نیستند این مساله مشکل ساز می شود. دولت در این مقاطع می بایستی از سرمایه گذار و صنعت حمایت کند و به تولید کننده کمک کند و با تساهل و تسامح بیشتری عمل کند و تا این حد سخت گیرانه نباشد. قوانین ما به هیچ عنوان انعطاف پذیر نیستند و برخی معادن بیشتر و برخی کمتر حقوق دولتی می پردازند.

من و همکارانم از دست‌اندرکاران امور اجرایی انتظار داریم برای این معضلات چاره ای اساسی بیاندیشند. این مستلزم یک عزم ملی است. باوجود تمام این مشکلات فعال سازی معادن سنگ های تزیینی می تواند با زمینه سازی اشتغال پایدار، افزایش تولید ناخالص ملی، افزایش صادرات غیر نفتی و ارز آوری مناسب، به رشد اقتصادی کشور کمک شایان توجهی نماید. در همین تحریم ها بخش نظامی ما آسیب ندید به این علت که از برنامه ریزی و سرمایه گذاری درستی برخوردار بود اما متاسفانه سایر صنایع ما با کمترین تکان به هم می ریزد. بنده بعنوان یک تولید کننده راهکار اصلاحی در رفع این معضلات را در موارد زیر می بینم:

- سرمایه گذاری داخی یا خارجی (فایننس) در صنعت سنگ

- نوسازی ماشین آلات

- بروز رسانی صنعت حمل و نقل و بیمه

- ایجاد شرایط مناسبات مالی و بازرگانی بین المللی

- اصلاح قوانین و آیین نامه ها

- اصلاح تعرفه های دولتی (بهره مالکانه دولت در بخش معادن، مالیات و عوارض گمرکی) بر اساس شرایط بازار داخلی و بازار جهانی