صنعت پخش را یکی از اجزای اصلی اقتصاد، در کنترل کیفی محصولات و ایجاد رقابت بین شرکت‌‌‌‌‌ها می‌دانند، آیا در کشور ما صنعت پخش دارای چنین کارکردی بوده است؟

در حال حاضر صنعت پخش در کشور سهمی ۸ یا ۹ درصدی از تولید ملی را داراست که در صورت بهبود شرایط این رقم به مراتب بیش از این مقدار خواهد بود. اما این صنعت با وجود قدمتی ۶۰ ساله در اقتصاد کشور، هرگز نتوانسته در قامت سبقه تاریخی خود، پیشرفت کند و به‌عنوان اهرمی جهت کنترل و تنظیم بازار، حذف واسطه‌ها، روان‌سازی نظام توزیع و کاهش هزینه‌های واسطه‌ای به کار گرفته شود یا حداقل می‌توانیم بگوییم این صنعت با کارکرد اصلی خود خیلی فاصله گرفته است.

 ریشه اصلی انحراف صنعت پخش از مسیر اصلی خود را در چه عواملی می‌دانید؟

صنعت پخش به‌عنوان یک بخش مستقل، تنها باید به توزیع و پخش بهترین برندها و با کیفیت‌ترین آن‌ها اقدام کند. این رویکرد ضمن ایجاد اعتبار برای این صنعت نزد مشتری، به‌صورت ضمنی شرکت‌ها را ترغیب می‌کند تا بهترین محصول خود را روانه بازار کنند که پیامد نهایی آن بهبود بهره‌وری در کل سیستم اقتصادی کشور است، اما با نگاهی به شرکت‌های پخش در ایران، متوجه خواهید شد که نمی‌توان یک شرکت پخش کاملا مستقل با چنین ساختار و رویکردی را یافت. دلیل این امر ریشه در عوامل بسیاری مثل فقدان سود و بازده کافی در این صنعت دارد که ناشی از دخالت دولت در سازوکار اقتصادی بازار است. باید توجه داشت هرچه شرکت‌های پخش به سمت حمایت انحصاری از یک شرکت خاص، گام بردارند، آثار مخرب آن در اقتصاد بیشتر خواهد بود که کاهش تولید و اشتغال ملی یکی از عوارض جانبی چنین رویکردی است.

 به‌طور کلی وضعیت صنعت پخش به لحاظ برخورداری از سیستم‌های اطلاعاتی قدرتمند با توانایی تحلیل مناسب بازار را در چه سطحی ارزیابی می‌کنید؟

فقدان انجمن و تشکل‌های فعال در این صنعت موجب عدم دسترسی راحت عمده‌فروشان و خرده‌فروشان به اطلاعات مراکز پخش برای انجام خریدهای مورد نیاز شده است. از راهکارهای مهمی ‌که در سال‌های اخیر صنعت پخش برای بهبود وضعیت در پیش گرفته حرکت به سوی بهره‌برداری صحیح از فناوری‌های روز است. فعالان چرخه توزیع تلاش کرده‌اند از سیستم‌های پیشرفته نرم‌افزاری انبارداری، فروش و مسیریابی گرفته تا به روز کردن زیرساخت‌های سخت‌افزاری صنعت، در تمام جوانب از تکنولوژی استفاده کنند .همچنین یکی از راهکارهای توسعه‌ بازار، شناخت بیشتر بازار هدف از شرکت مربوطه و محصولات آن است. امروزه تجارت الکترونیک یکی از ابزارهای اصلی کسب و کار در جهان است که باید نظام توزیع و پخش از آن به نحوه مطلوبی در تجزیه و تحلیل بازار، رفتار مشتری و پایش مقررات استفاده کند.

 وضعیت ناوگان حمل و نقل در صنعت پخش و تسهیلاتی که برای این بخش توسط دولت در نظر گرفته شده است را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

همان‌طور که می‌دانید از مهم‌ترین وظایف سازمان‌ها و شرکت‌های تولیدی، تحویل به موقع خدمات و کالاهای خود به مشتریان است. مشتریان علاوه بر ابراز رضایت از خدمات و کالاهایی که در اختیارشان قرار گرفته؛ باید از نحوه و چگونگی ارسال آن‌ها نیز رضایت داشته باشند. در این میان مدیران فروش و بازاریابی خواهان حجم بالای موجودی و ارسال‌های مقطعی هستند، در عوض مدیر حمل و نقل خواهان کاهش هزینه‌ها به وسیله انتخاب شیوه‌های حمل و نقل اقتصادی‌تر ولی کُندتر است. در دنیای امروز با رشد تکنولوژی اگر بخواهیم به همان شیوه سنتی و گذشته عمل نماییم؛ بسیاری از فرصت‌های پیش‌رو را به سرعت از دست خواهیم داد. داشتن ناوگانی مجهز و بدون عیب از هزینه‌های اضافی و بی‌مورد، جلوگیری خواهد کرد. به‌علاوه آموزش پرسنلی که در خصوص حمل‌و‌نقل کالا و یا خدمات مشغول به کار هستند، از اهمیت بالایی برخوردار بوده و زمینه‌ساز موفقیت‌هایی نیز خواهد بود. همچنین دولت و مسوولان محترم نیاز است تا با حمایت بیشتر از این بخش و فراهم کردن زیرساخت‌ها و تسهیلات لازم برای رفع مشکلات ناوگان حمل و نقل به توسعه و رونق هرچه بیشتر صنعت پخش در کشور کمک کند.

 آیا اصولا قوانین و مقررات تدوین شده در حوزه پخش و توزیع کالاها، اجازه فعالیت شرکت‌های پخش به‌صورت مستقل را می‌دهد؟

صنعت توزیع کشور همواره شاهد تولد شرکت‌های پخش مستقل برای مجتمع‌های تولیدی بزرگ، متوسط و گاه کوچک است. شرکت‌های تولیدی بزرگ که دارای شبکه‌های توزیع مستقل هستند، معمولا از برندهای معتبرتر و حضور فعال‌تری در بازار برخوردارند و سودهای کلانی از محل فروش محصولات برای کارخانه‌های خود ایجاد می‌کنند. در حالی که شرکت‌هایی که با شبکه‌های توزیع دیگر فعالیت می‌کنند، از این مزیت‌ها برخوردار نیستند یا کم‌بهره‌اند و هزینه‌های سرسام‌آوری را برای توزیع محصولات و تقویت جایگاه برند خود در بازار می‌پردازند.

اساسا مجتمع‌های تولیدی در ایجاد شبکه‌های توزیع مستقل، به دنبال کسب سود نیستند، زیرا توزیع قوی کالاهای تولیدی شرکت‌های تحت پوشش این مجتمع‌ها با هزینه‌های نسبتا معقول، باعث حضور مناسب در سطح بازار، جای گرفتن کالاها در قفسه فروشگاه‌ها در نقاط مختلف بازارهای هدف، افزایش حجم فروش محصولات مجتمع‌های تولیدی به میزان قابل قبول، کنترل دائم و آسان بازارهای هدف و کنترل وضعیت بازگشت سرمایه و کاهش ریسک‌های مرتبط با آن که یکی از مهم‌ترین مسائل شرکت‌های تولیدی در ایران است می‌شود. این مزایا ایجاد شبکه‌های توزیع مستقل را حتی در صورت زیانده بودن برای آنها منطقی و توجیه‌پذیر کرده است.