دومینوی ریزش

پس از ریزش بازار سهام نیویورک، سایر بازارها نیز از ریزش بی‌نصیب نماندند. با کاهش یکباره نزدیک به ۱۲۰۰ واحدی شاخص داوجونز در اواخر دوشنبه هفته گذشته، تمامی بازارهای بورس آسیا با سقوط ارزش سهام، همراه شدند. شاخص سهام نیکی ژاپن با ۱۰۷۱ واحد کاهش، کامپوزیت شانگهای با ۱۱۶واحد و شاخصASX۲۰۰ استرالیا نیز با ۱۹۲ واحد کاهش مواجه شدند. این پیوستگی در بازارهای اروپایی نیز مشاهده شد. بامداد سه‌شنبه و همزمان با شروع به‌کار بازارهای اروپایی پس از ریزش بازار نیویورک، بورس پاریس ۴/ ۳ درصد، بورس لندن ۵/ ۳ درصد و بورس فرانکفورت ۵/ ۳ درصد افت را تجربه کردند. شاخص «دکس ۳۰ » در آلمان ۷/ ۱۱ درصد از ارزش خود را در طول هفته از دست داد. شاخص «استکهلم ۳۰» نیز ۵/ ۱۱ درصد افت کرد درحالی‌که تا اوایل نوامبر در اوج فعالیت خود قرار داشت. این پیوستگی تنها مختص به تجربه اخیر نبود، در واقع هرگاه که یکی از بازارهای بزرگ دنیا شروع به ریزش کرد، بازارهای دیگر نیز به موازات بازار اول، ریزش را تجربه کرده‌اند.

دلیل این پیوستگی سه وجه دارد. وجه اول بیشتر ناشی از متغیرهای اقتصاد کلان است. تغییرات در بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، یعنی اقتصاد آمریکا حتما ترکش‌هایی به اقتصاد در دیگر نقاط نیز بر جای خواهد گذاشت. مثلا اگر بازار سهام آمریکا این تلقی را داشته باشد که نرخ بهره رو به افزایش است و این برداشت را در شاخص‌های خود بروز دهد؛ این سیگنال توسط سرمایه‌داران در دیگر نقاط دنیا دریافت خواهد شد. در این حالت آنها به دلار به عنوان یک فرصت سرمایه‌گذاری کم ریسک نگاه می‌کنند و افزایش شاخص دلار در ابعاد جهانی رقم خواهد خورد. اما وجه دیگر این پیوستگی، به اشتراکاتی بازمی‌گردد که در تمامی این بازارها وجود دارد. قیمت بیش از نیمی از سهام موجود در بازارها، متاثر از قیمت‌های جهانی است. مثلا اگر قیمت فولاد در چین افزایشی باشد، مطمئنا در توکیو نیز قیمت فولاد روند افزایشی طی خواهد کرد.

ارزش شرکت‌هایی که محصولات یا خدمات آنها متاثر از قیمت‌های جهانی است، معمولا در این مواقع به شکل موازی حرکت می‌کنند. همچنین قیمت مواد اولیه و نفت خام نیز بر بخش انرژی تمامی بازارها اثر گذار است. در واقع در جهان کنونی، روند حرکتی بازارها، حتی بازارهای کوچک، چندان به شکل محلی حرکت نمی‌کند و تحت‌تاثیر اتفاقات بین‌المللی قرار دارد. اما وجه سوم این اتفاق را می‌توان مختص به زمان حاضر دانست. چرا که در حال حاضر، چه در آمریکا و چه در اروپا سیاست‌های پولی به یک نقطه مشترک رسیده‌اند. تمامی این دولت‌ها در دوران سیاست‌های پساانبساطی قرار دارند و احتمال همزمانی افزایش نرخ بهره در آنها وجود دارد. از این‌رو سیر شاخص‌های آنها، که آینه‌ای از اقتصاد کشورهاست، به یکدیگر شباهت پیدا کرده است.

صنایع در امان مانده

در ریزش کلی اخیر بازارها، تمامی صنایع با یک شدت متضرر نشدند. حتی برخی صنایع در روزهای آشفته بازار نیز رو به رشد بودند. رصد آمار صنایع در بازارهای بزرگ نشان می‌دهد که بیشترین ضرر در یک ماه اخیر، متوجه صنایع لبنی بوده است. ارزش سهام شرکت‌های لبنی در دنیا نزدیک به ۲۰ درصد افت کرد یا به عبارت دیگر، یک پنجم از ارزش صنایع لبنی از دست رفت. صنایع آلومینیومی در جایگاه دوم ضررده‌ترین صنایع در یک ماه اخیر قرار می‌گیرند. ارزش سهام آلومینیومی نیز در حدود ۱۷ درصد کاسته شد. جایگاه سوم نیز به تجهیزات و خدمات نفت و گاز با ۵/ ۱۵ درصد افت تعلق دارد. همچنین بر اساس آمار ارائه شده، افت سهام صنایع معدنی در یک ماه اخیر ۲/ ۶ درصد بوده است. از آن سو برخی صنایع نیز یک ماه گذشته را با سود پشت سر گذاشتند. مثلا سهام مطبوعات، ۱۰ درصد افزایش ارزش را تجربه کردند. این موضوع نشان می‌دهد در هنگام تلاطم بازارها، روزنامه‌ها و سایر رسانه‌ها نیز با اقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند. سهام «فروشندگان عمده مصالح ساختمانی» نیز در روند افزایشی حرکت کرده است. محصولات کشاورزی و کارگزاری‌های بیمه نیز جزء صنایعی بودند که در ماه پرنوسان اخیر، در شیب مثبت حرکت کردند.

آخر هفته