بعید نیست یکی از علت‌هایی که سبب شد برخی از مسوولان برگزاری جشنواره بین‌المللی را از ملی جدا کردند تا دست‌کم اعتبار جهانی فیلم فجر را حفظ کنند، زوال تدریجی جشنواره ملی باشد. با این همه در کنار حواشی متعدد و ضعف‌های جدی برگزاری این جشنواره همیشه روزنه‌های امیدی نیز وجود داشته‌اند. معرفی برخی فیلم‌سازان جوان و تجربه‌ رقابت در یک رخداد رسانه‌ای بزرگ، از مواهب جشنواره فیلم فجر است. درواقع فیلم فجر یک سکوی پرتاب است. یا بهتر است بگوییم خود را در سطح یک سکوی پرتاب پایین آورده است زیرا کسانی که از این جشنواره به رخدادهای معتبر و بزرگ‌تر پرتاب می‌شوند، دیگر به آن برنمی‌گردند. اصغر فرهادی کارگردان صاحبنام ایرانی از آنهایی است که دیگر رغبتی به شرکت در جشنواره فجر ندارد. بسیارند فیلمسازانی که عطای فیلم فجر را به لقایش بخشیده‌اند. پاسخ به این پرسش که چرا جشنواره به‌حال امروزش رسیده،‌ طولانی و چندوجهی است اما به‌نظر می‌رسد که تبدیل شدن «مسوولیت» برگزاری جشنواره به یک «موهبت» یا «امتیاز» از مهم‌ترین عامل‌های افت کیفی جشنواره باشد. به‌نظر می‌رسد که برگزارکنندگان جشنواره ایده تازه‌ای برای برگزاری ندارند و جز تغییراتی سطحی، ‌عمدتا شتابزده و معمولا کم‌اثر برنامه‌ای برای اعاده حیثیت از اعتبار گذشته جشنواره فیلم فجر ندارند.